مراحل گفتار کودکان دوشنبه 29 مهر1387 10:46
مرا به حرف بياور، مادر
كودكان در چه سني بايد بابا و مامان بگويند، كي بايد اسم اشيا را ياد بگيرند و چه وقت جمله بسازند
پيشرفت تكلم كودك در 2 سالگي، با اداي جملات 2-3 كلمه‌اي است
پسر شما 2 ساله شده و هنوز نمي‌تواند حرف بزند. فقط 2 تا 3 كلمه بلد است و بس! پيش خودتان كه او را با هم سن و سال‌هاي خودش مقايسه مي‌كنيد، فكر مي‌كنيد كه كمي از آنها عقب‌تر است، و يا به خاطر مي‌آوريد كه خواهرش كه توي اين سن بود، كامل جمله‌بندي مي‌كرد و حرف مي‌زد؟ با وجود همه اين چيزها، به اميد اينكه نبايد نگران بود و او هم حرف زدنش درست مي‌شود، رفتن پيش دكتر را عقب مي‌اندازيد، پيش خودتان مي‌گوييد بعضي بچه‌ها زود راه مي‌افتند، بعضي‌ها هم زود حرف مي‌زنند، بچه ما سالم است و جاي نگراني نيست.
اين، داستان بسيار شايعي است كه براي اغلب پدر و مادرهايي كه بچه‌هايشان خوب حرف نمي‌زنند پيش مي‌آيد و به جز در مواردي كه پدرومادر متوجه كندي رشد بچه در بقيه زمينه‌ها هم بشوند، اغلب خيلي دير به فكر درمان اين مسئله مي‌افتند. دانستن اين موضوع كه در تكلم و يادگيري زبان، چه چيزهايي طبيعي و چه چيزهاي غير طبيعي هستند، به پدر ومادرها كمك خواهد كرد كه بفهمند روند تكامل كودكشان خوب است يا نه و چه زماني بايد به پزشك مراجعه كنند.
قبل از 12 ماهگي
براي بچه‌هاي اين سن، مهم‌ترين مسئله‌اي كه بايد مورد توجه قرار گيرد، استفاده از صدا براي برقراري ارتباط با محيط اطراف است. صدا درآوردن و اغوپغو كردن، شروع اين ماجراست. هرچه بچه بزرگتر مي‌شود يعني درحدود سن 9 ماهگي، شروع به اداي اصوات تكراري مي‌كند و مي‌تواند كلماتي مثل <ماما> را ادا كند. البته ممكن است در اين سن متوجه معني كلمه نشود. در اين سن كودك بايد نسبت به صدا، عكس‌العمل نشان دهد. بچه‌هايي كه با دقت و توجه اطرافشان را نگاه مي‌كنند ولي نسبت به صدا عكس‌العمل نشان نمي‌دهند، بايد از نظر مشكلات شنوايي بررسي شوند.
12 تا 15ماهگي
در صداهايي كه بچه‌هاي اين سنين توليد مي‌كنند، اصوات مختلفي شنيده مي‌شود و علاوه بر آن، كودك بايد بتواند، حداقل 1 يا 2 كلمه را به طور صحيح ادا كند(البته به جز ماما و دد.) در اغلب موارد بچه اداي <اسم اشياء> را زودتر ياد مي‌گيرد مثل توپ. در اين سن كودك بايد صحبت اطرافيان را متوجه شود و دستورهاي يك مرحله‌اي مثل <عروسك را به من بده>، <بنشين>، .<بيا> و...را اجرا كند.
18 تا 24ماهگي
در سن 18 ماهگي، كودك بايد دامنه لغاتي در حد 20 لغت و در سن 2 سالگي در حد 50 لغت داشته باشد. پيشرفت تكلم كودك در 2 سالگي، با اداي جملات 2-3 كلمه‌اي است. در اين سن كودك به راحتي جمله مي‌سازد و مفاهيم و خواسته‌هاي خود را با جملات تركيبي بيان مي‌كند، به طوري‌كه افراد غريبه كه با حرف زدن كودك آشنايي ندارند، حداقل نصف حرف‌هاي كودك را متوجه مي‌‌شوند (اطرافيان نزديك ممكن است اكثر حرف‌هاي كودك را بفهمند) علاوه بر اين در اين سن، كودك قادر است دستورات 2 مرحله‌اي را هم اجرا كند مثل <عروسكت را زمين بگذار و توپ را بردار>!

2 تا 3سالگي
در اين سن دامنه لغات كودكي بسيار افزايش مي‌يابد و از حد شمردن مي‌گذرد، كودك مي‌تواند به راحتي، چند كلمه را با هم تركيب كند و جمله بسازد. افراد غريبه مي‌توانند در حدود سه‌چهارم صحبت‌هاي كودك را متوجه شوند. در اين سن قدرت فهم و درك مطلب كودك هم افزايش قابل توجهي پيدا مي‌كند و به طور مثال كودك به راحتي مفهوم دو جمله <توپ را روي ميز بگذار> و يا <توپ را زير تخت بگذار> را مي‌فهمد. در اين سن، كم‌كم شناخت رنگ‌ها آغاز مي‌شود و كودك مفاهيم بزرگ و كوچك را هم ياد مي‌گيرد و فرق توپ بزرگ و كوچك را مي‌فهمد.
تاخير در تكلم، چرا و به چه علت است ؟
عوامل متعددي مي‌توانند باعث ايجاد اشكال در تكلم كودك شوند. تاخير تكلم در بچه‌اي كه از جهات ديگر سالم است و رشد طبيعي دارد ممكن است به علت مشكلاتي در دهان مثل اختلالات زبان و يا كام باشد. در برخي از بچه‌هايي كه دچار اختلال تكلم هستند، مشكلاتي در اعصاب حركتي وجود دارد و كودك در استفاده از لب‌ها، زبان و فك براي صحبت كردن دچار مشكل است. در اين بچه‌ها ممكن است اختلال تكلم به تنهايي يا همراه با ساير اختلالاتي مثل اشكال در تغذيه باشد.
مشكلات شنوايي، هم يكي از دلايلي هستند كه به طور شايع باعث اختلال تكلم مي‌شوند. به همين جهت هرگاه درباره حرف زدن كودك نگرانيم و فكر مي‌كنيم كه در اين زمينه مشكل دارد بايد حتما براي بررسي شنوايي كودك به متخصص مراجعه كنيم. در اين زمينه دقت به عفونت‌هاي گوش كودك بسيار اهميت پيدا مي‌كند. عفونت‌هاي ساده‌اي كه به طور صحيح درمان شوند تاثيري بر روي شنوايي نخواهد داشت ولي عفونت‌هاي تكرارشونده و علي‌الخصوص مزمن كه مورد توجه واقع نشوند مي‌توانند باعث كاهش شنوايي و در نهايت اختلالات تكلم شوند.
پدرومادر چه نقشي دارند؟
مثل بسياري از جنبه‌هاي مختلف رشد كودك، تكلم هم جزئي از رشد است كه هم به ژنتيك كودك و هم به محيط اطراف او بستگي دارد، بنابراين ميزان تحريكي كه از محيط اطراف به كودك مي‌رسد نقش بسيار مهمي در شروع تكلم در كودك بازي مي‌كند. علاوه بر اين، وقتي كه مشكلات شنوايي، زبان و تكلم، يا مشكلات تكاملي در كودك وجود دارد، مداخلات سريع درماني، نقش موثري در بهبود كودك و رشد توانايي‌هاي او خواهد داشت و اينجاست كه نقش پدرومادر پررنگ‌تر مي‌شود. والدين به محض اينكه متوجه اختلالي در كودك مي‌شوند و يا حتي به آن شك دارند، بايد با پزشك مشورت كنند تا تشخيص مشكلات كودك و به دنبال آن درمان به تاخير نيفتد. علاوه بر اين وقت گذاشتن براي كودك بسيار مهم است. سعي كنيد با كودك خود ارتباط برقرار كنيد و حتي در زمان نوزادي كه كودك متوجه صحبت شما نمي‌شود، با او حرف بزنيد و برايش آواز بخوانيد و ... با اين كار محرك‌هاي محيط را براي كودك افزايش دهيد و روند تكامل زبان را در او سرعت مي‌بخشيد. در حدود سنين 6 ماهگي مي‌توانيد كتاب خواندن را براي كودك آغاز كنيد.
البته لازم نيست كه از همان ابتدا، يك كتاب را به طور كامل براي او بخوانيد، بايد به حوصله كودك هم توجه كنيد. از كتاب‌هاي ساده با نوشته‌هاي كم و عكس‌هاي جذاب و آشنا استفاده كنيد و با بزرگتر شدن كودك از او بخواهيد كه اشياء آشنا را در كتاب به شما نشان بدهد: مثلا بگوييد <توپ كو؟> يا <جوجو كو؟> بچه‌هاي كوچك گاهي حتي داستان‌ها و شعرهاي مورد علاقه‌شان را حفظ مي‌كنند و وقتي كه كمي بزرگ‌تر شدند، آنها را براي شما تعريف مي‌كنند و مي‌خوانند
نوشته شده توسط مختار مختار نژاد اقدم | موضوع: | لینک ثابت |
اصطلاحات گفتار درمانی یکشنبه 9 تیر1387 10:7
ab- پيشوند به معني كنار/دور
abdominal diaphragmatic respiration تنفس شكمي-ديافراگمي
abducent nerve عصب ششم
abduction دور كردن
abductor muscle عضله دور كننده
abductor paralysis فلج دور كننده
abnormal ناهنجار
abrupt topic shift تغيير ناگهاني موضوع
absolute threshold آستانه مطلق
abstract چكيده ،مجرد.انتزاعي
abstraction انتزاع،تجرد
abstraction ladder (نظريه) مراحل انتزاع
abstract noun اسم معنا
abusive vocal behavior رفتار نادرست صوتي
abutting cluster خوشه بين هجايي
abutting consonants همخوانهاي بين هجايي
acalculia حساب پريشي
acatamathesia ادراك پريشي
acataphasia بيان پريشي،منطق پريشي
accelerated speech گفتار شتابان
accent تكيه،لهجه
achievement age سن پيشرفت
achievement quotient(AQ) بهره پيشرفت
acoupedic method روش بازتواني شنوايي
acoustic method روش بازتواني شنوايي
auditory method روش بازتواني شنوايي
acoupediscs دانش بازتواني شنوايي
acouesthesia تيز شنوايي/تيزگوشي
acoustic admittance پذيرش صوتي
acoustic agnosia ادراك پريشي صوتي
acoustic amnestic aphasia زبان ياد پريشي شنيداري
acoustic analysis تحليل صوتي
acoustic audiometer شنوايي سنج صوتي
acoustic contralateral reflex بازتاب صوتي دگرسو
acoustic energy كارمايه صوتي
acoustic feedback بازخورد صوتي
acoustic gain بهره صوتي
acoustic immittance measurement اندازه گيري پزيرش يا مقاومت صوتي
acoustic impedance مقاومت صوتي
acoustic ipsilateral reflex بازتاب صوتي همسو
acoustic method روش بازتواني شنوايي
acoupedic method روش بازتواني شنوايي
auditory method روش بازتواني شنوايي
acoustic nerve عصب دهليزي-حلزوني ،عصب تعادلي شنوايي، عصب هشتم
acoustic phonetics آواشناسي فيزيكي
acoustic reflex بازتاب صوتي
acoustic reflex amplitude دامنه بازتاب صوتي
acoustic reflex decay كاهش بازتاب صوتي
acoustic reflex latency تاخير بازتاب صوتي،ديركرد بازتاب صوتي
acoustic reflex pattern الگوي بازتاب صوتي،انگاره بازتاب صوتي
acoustic reflex threshold آستانه بازتاب صوتي
acoustic spectrum طيف صوتي
acoustic stapedial reflex بازتاب صوتي ركابي
acousticopalpebral reflex/auropalpebral reflex بازتاب گوشي پلكي/بازتاب صوتي پلكي
acoustics صوت شناسي فيزيكي
acquired اكتسابي
acrolect لهجه مشابه
action-locative كنش-جايگاه
action-object كنش-كنش پذير
action potential پتانسيل عمل
acute حاد
acute laryngitis التهاب حاد حنجره
acute phoneme واج تند
adaptation effect اثر انطباق ،اثر سازگاري
adaptive behavior رفتار سازشي،رفتار انطباقي
addition افزايش(خطا)
adduction نزديك كردن
adductor paralysis فلج نزديك كننده
adenoid لوزه سوم
adenoidectomy جراحي لوزه سوم/برداشتن لوزه سوم
adhesive otitis media التهاب گوش مياني با چسبندگي
adiadochokinesis سرعت پريشي گفتار
adjective صفت
adolescent voice/mutational voice/puberphonia صداي نوجواني
adventitious deafness ناشنوايي عارضي
adverb قيد
aerodynamic analysis تحليل حركت هوا
aerophagia بلع هوا
afferent feedback بازخورد آوران
afferent(kinesthetic)motor aphasia زبان پريشي حركتي آوران
afferent nerve عصب آوران
affix وند(پيشوند-پسوند)
affrication بندشي شدن سايشي ها،انسدادي -سايشي شدگي
affricative/affricate انسدادي-سايشي
agenesis فقدان(عضو)، عدم تشكيل عضو
agent عامل،كنش گر
agent-action كنش گر -كنش
agent-object كنش گر- كنش پذير
agitolalia شتابان گويي
aglossia فقدان زبان
agnathia فقدان كامل يا نقص فك تحتاني
agnosia ادراك پريشي
agrammalogia/agrammatalogia/agrammaticia دستور پريشي
agrammatism دستور پريشي
agraphia نوشتار پريشي
aided augmentative communication ارتباط مكمل ابزاري
air-blade sound سايشي گسترده
air-bone gap فاصله هوايي-استخواني
air-conduction(AC) انتقال هوايي
air wastage اتلاف هوا
alalia لال گويي
alar flutter لرزش پره بيني
alaryngeal speech گفتار بدون حنجره
alexia نارسا خواني،خوانش پريشي
alliteration تجانس آوايي
allomorph تكواژگونه
allophone واجگونه
allution اشاره
alogia ناگويي
alternate communication اتباط جايگزين
alveolar لثوي [زبان شناسي]
ambidextrous دودست برتر
ambient noise نوفه مداخله گر
ambiguous word/homograph واژه چتد معنا،واژه هم نويسه
ambilaterality دوسو برتري
ambisyllabic همخوان ميان واكه اي،ميان واكه
amentia نقص ذهني
American Speech Language and Hearing Associton انجمن گفتار وزبان وشنوايي آمريكا
(ASHA) انجمن گفتار وزبان وشنوايي آمريكا
amimia ايما پريشي
amnesia فراموشي، يادپريشي
amnesic/amnestic يادزدايشي،يادپريشي
amnesic aphasia/amnestic aphasia زبان يادپريشي
amnestic/amnesic يادزدايشي،يادپريشي
amnestic aphasia/amnesic aphasia زبان يادپريشي
amplitude دامنه
amplitude distortion تغييرشكل دامنه
amplitude shimmer تغيير دامنه، تنوع دامنه
amusia موسيقي پريشي
anacusis/anakusis ناشنوايي مطلق
anakusis/anacusis ناشنوايي مطلق
anaphoric مرجع دار، ارجاعي
anaphoric pronoum ضمير مرجع دار
anarthria ناگويي عضوي
anechoice chamber/no echo chamber اتاقك بي پژواك
anesthesia بي حسي
angular gyrus شكنج زاويه اي
ankyloglossia كوتاهي مهار زبان
anomia نام پريشي
anomic نام پريش
anomic aphasia زبان پريشي نامي
anosmia بويايي پريشي
anosognosia ادراك پريشي عضوي
anoxia كمبود اكسيژن خون، كم اكسيژني
anterior partial laryngectomy حنجره برداري ناكامل قدامي
anthropological linguistics مردم شناسي زبان، زبان شناسي قومي
anticipatory behavior رفتار انتظاري، رفتار پيشبينانه
anticipatory coarticulation/backward coarticulatio هم توليدي پس رو، هم جايگاهي پس رو
anticipatory and struggle behavior theories نظريه هاي رفتار تقلايي و پيش بيني
anticipatory and struggle behavior theories رفتار تقلايي و پيشوازي
anticipatory reaction واكنش پيشوازي يا واكنش پيشبينانه
antiresonance بي تشديد
antonyme word واژه متضاد
aphasia زبان پريشي
aphasic زبان پريش
aphasic phonological impairment آسيب واجي زبان پريشي
aphasiologist كارشناس زبان پريشي، متخصص زبان پريشي
aphasiology دانش زبان پريشي، مطالعات زبان پريشي
aphemia زبان پريشي
aphonia بي آوايي
aphonic بي آوا
aphonic episode دوره بي آوايي
aphrasia عبارت پريشي
apicalization نوك زباني شدگي
aplasia عدم تشكيل(عضو.نسج)
apnea توقف تنفس، ايست دم زدن
applied linguistics زبان شناسي كاربردي
applied phonetics آواشناسي كاربردي
appositive بدل
approach-avoidance theory نظريه گرايش، واگرايش
approximation نزديك سازي[توليد-تارهاي صوتي] /هنجارگرايي[لكنت]
apraxia كنش پريشي
apraxic كنش پريش
aprosody نوا پريشي
arcuate fasciculus الياف عصبي كماني، راه كماني
arrest پايان دادن هجا[اختلال توليدي]
arresting consonant همخوان پايان هجايي
article حرف تعريف
articulation توليد( صوت)
articulation area ناحيه توليد
articulation curve منحني توليد
articulation disorder اختلال توليد
articulation error خطاي توليد
articulation features مشخصات توليد
articulation gain function بهره كاركرد توليد
articulation index شاخص توليد
articulation mechanism ساز و كار توليد
articulation organ اندام توليد
articulation process فرايند توليد
articulation programming برنامه ريزي توليد
articulation-resonance توليد-تشديد
articulatory توليدي
articulatory basis مباني توليدي
articulatory phonetics آواشناسي توليدي
articulatory description توصيف توليدي
articulatory rule قاعده توليدي
articuleme واحد حركتي گفتار
artificial ear گوش مصنوعي
artificial larynx(Electrical A.L) حنجره مصنوعي(باطري-برقي)
artificial mastoid ماستوئيد مصنوعي
artificial method روش ساختگي
artificial palate كام مصنوعي
aryepiglottic هرمي-مكعبي، هرمي-فوق چاكنايي
aryepiglottic fold چين هاي هرمي- مكبي
aryepiglottic muscle عضله هرمي-مكبي
arytenoid cartilage غضرف هرمي ،غضرف طرجهالي
arytenoid muscle عضله هرمي
asapholalia گنگ گويي
ascending pitch break شكست زيروبمي خيزان
asemasia/asemia نماد پريشي
asemia/asemasia نماد پريشي
aspirate دميده
aspiration دمش
assimilated nasality خيشومي همگون شده
assimilation همگوني
association تداعي،ارتباط
assonance هماهنگي واكه
astereognosis ادراك پريشي سه بعدي،ادراك پريشي لمسي(جامدات)
asymmetry فقدان تقارن
ataxia تعادل پريشي،ناهماهنگي حركتي
ataxic (فرد)بي تعادل
ataxic dysarthria گفتار فلجي ناهماهنگ
athetosis حركت پريشي پيچشي
athetotic حركت پريش پيچشي
athrophy هزال* ازبين رفتن نسج ،آتروفي
atonia كشش پريشي
attention deficit hyperactivity disorder(ADHD) اختلال بيش فعالي و نقص توجه
attention span فراخناي توجه
audible range دامنه شنوايي
auding شنيدن
audiogram نگاره شنوايي
audiogram configurations نگاره شنوايي
audiologic/audiological شنوايي شناسي
audiologic habilitation توانبخشي شنيداري
audiological evaluation ارزيابي شنوايي
audiologist شنوايي شناس
audiology شنوايي شناسي
audiometer دستگاه سنجش شنوايي ، شنوايي سنج
audiometric شنوايي سنجي
audiometric zero صفر شنوايي سنجي
audiometrist شنوايي سنج
audiometry شنوايي سنجي
audition شنوايي ،شنيدن
audito-oculogyric reflex بازتاب چشمي-شنوايي
auditory شنيداري
auditory acuity دقت شنيداري
auditory adaptation خستگي شنيداري
auditory agnosia ادراك پريشي شنيداري
auditory alexia نارساخواني شنيداري
auditory analysis تحليل شنيداري
auditory aphasia زبان پريشي شنيداري
auditory area ناحيه شنوايي
auditory attention توجه شنيداري
auditory blending آميزش شنيداري
auditory canal مجراي گوش
auditory closure كامل سازي شنيداري، تكميل شنيداري
auditory cortex قشر شنوايي
auditory cue نشانه شنيداري
auditory differentiation تمايز شنيداري
auditory discrimination تمييز شنيداري
auditory disorder اختلال شنيداري
auditory evoked response پاسخ فراخوانده شنيداري
auditory fatigue تغيير موقت آستانه
auditory feedback باز خورد شنيداري
auditory figure-ground شكل-زمينه شنيداري
auditory figure-ground discrimination تمييز شكل-زمينه شنيداري
auditory flutter لرزه شنيداري
auditory flutter fusion ادغام لرزه شنيداري
auditory imperception ناادراكي شنيداري
auditory localization مكان يابي شنيداري
auditory memory حافظه شنيداري
auditory memory span فراخناي حافظه شنيداري
auditory method روش آموزش شنيداري
acoustic method روش آموزش شنيداري
acoupedic method روش آموزش شنيداري
auditory modality سير شنيداري* روند شنيداري
auditory nerve عصب شنيداري
auditory pattern الگوي شنيداري
auditory perception ادراك شنيداري
auditory phonetics آواشناسي شنيداري
auditory processes فرآيندهاي شنيداري
auditory processing(AP) پردازش شنيداري
auditory processing disorder اختلال پردازش شنيداري
auditory reflex بازتاب شنيداري
auditory selective listening گوش دادن انتخابي
auditory sequencing توالي شنيداري
auditory skills مهارت هاي شنيداري
auditory synthesis تركيب شنيداري
auditory training تربيت شنيثداري
auditory training units مجموعه هاي تربيت شنيداري
auditory tube لوله شنيداري
auditory verbal agnosia ادراك پريشي شنيداري-كلامي
auditory-vocal association ارتباط شنيداري-كلامي
auditory-vocal automaticity خود كاري شنيداري-كلامي
augmentative and alternative communication(AAC) ارتباط مكمل و جايگزين
augmentative communication ارتباط مكمل
augmentative communication system نظام ارتباط مكمل
aural گوشي، شنوايي
aural atresia فقدان مجراي گوش
aural rehabilitation بازتواني شنيداري
auropalpebral reflex بازتاب گوشي-پلكي، بازتاب صوتي-پلكي
acousticopalpebral reflex بازتاب گوشي-پلكي،بازتاب صوتي-پلكي
autism درخودماندگي
autism-autistic disorder اختلال درخودماندگي
autistic درخودمانده
automatic language زبان خودكار
automatic speech گفتار خودكار
automatic nervous system دستگاه عصبي خودكار
autophonia خود بلند شنيداري
auxiliary verb فعل كمكي
avoidance پرهيز، اجتناب،دوري
babbling هجا گويي
baby talk گفتار كودكانه
back phoneme واج پسين
back vowel واكه پسين
background noise نوفه زمينه
backing/backing to velars نرمكامي شدگي
backing to velars نرمكامي شدگي
backward coarticulation هم جايگاهي پسرو، هم توليدي پسرو
backward masking پوش پسين
barbaralalia گويش پريشي، گويش در هم
barry five slate system روش بازتواني دستوري باري
basal fluency گستره رواني، رواني پايه [اختلال رواني گفتار]
basal ganglia عقده هاي قاعده اي
basal pitch زيروبمي پايه
basa structure/deep structure بن ساخت، ژرف ساخت
deep structure بن ساخت، ژرف ساخت
base word/root word/simple word واژه پايه، واژه ساده
root word واژه پايه،واژه ساده
simple word واژه پايه، واژه ساده
basilect لهجه اصلي،لهجه عامي
behavior modification اصلاح رفتاري
behavioral audiometry شنوايي سنجي رفتاري
behavioral objective هدف رفتاري
behavioral semantics معنا شناسي رفتاري
belch/burp آروغ زدن، آروغ
burp آروغ زدن، آروغ
bells palsy فلج بل
bells visible speech گفتار قابل مشاهده بل
bernolli effect اثر برنولي ، پديده برنولي
bibliotherapy خواندن درماني
bifid tongue زبان دوشاخه
bilabial دو لبي
bilateral دو سويه
bilateral abductor paralysis فلج دور كننده دوسويه
bilateral adductor paralysis فلج نزديك كننده دوسويه
bilateral cleft lip شكاف دوسويه لب
bilateral cleft palate شكاف دوسويه كام
bilateral contralateral routing of signals(BICROS) علامت دهي دگر دو سويه(سمعك)
(BICROS) علامت دهي دگر دو سويه(سمعك)
(AAC) ارتباط مكمل و جايگزين
(AP) پردازش شنيداري
(ADHD) اختلال بيش فعالي و نقص توجه
(Electrical A.L) حنجره مصنوعي(باطري-برقي)
(AC) انتقال هوايي
(AQ) بهره پيشرفت
bilateral laryngeal paralysis فلج دوسويه حنجره
bilingual دوزبانه
bilingualism دوزبانگي
bimodal method روش بازخواني دوگانه
combined method روش بازخواني دوگانه
simultaneous method روش بازخواني دوگانه
binaural دوگوشي
biofeedback بازخورد زيستي
biolinguistic theory نظريه زيستي زبان
birth cry گريه تولد
bisensory method روش دوحسي
bisyllable دوهجايي
blade of the tongue تيغه زبان
blends خوشه همخواني
block گير
Bobath method روش بوبات
body image تصور بدني، تصوير بدن
body language زبان تن(بدن)
body of the tongue بدنه زبان
bolus لقمه آماده بلع
bombarding بمباران
bone conduction(BC) انتقال استخواني
(BC) انتقال استخواني
bounce چند بار گويي، واگويي
bound morpheme واژك وابسته، تكواژوابسته
bowed vocal folds تارهاي صوتي كماني شده
bradykinesia كند جنبشي
bradylalia كند گويي
brain مغز، مخ
brainstem پايه مغز ، ساقه مغز
breakdown theory نظريه نارسايي عضوي
breath chewing روش جويدن
breathiness نفس آلودگي
breathing نفس
breathing disorder اختلال تنفس
breathing method روش تنفسي،روش دمي
inhalation method روش تنفسي،روش دمي
broad transcription آوانگاري كلي،واج نگاري
Brocas aphasia زبان پريشي بروكا
Brocas area ناحيه بروكا
Brodmanns area 41 ناحيه 41برادمن
Brodmanns area44 ناحيه 44برادمن
bronchial respiration تنفس نايژهاي
Bruhn method روش بران
bruxism دندان قروچه
buccal گونه اي
buccal cavity حفره خارجي دهان
buccal speech گفتار دهاني
buccal whisper نجواي دهاني
buccolabial گونهاي - لبي
bulbar paralysis فلج پياز مغزتيره، فلج بصل النخاع
burp/belch آروغ زدن
cancellation بازگويي اصلاحي
cardinal vowel واكه اصلاحي
carrier phrase عبارت پيش آزمون[شنوايي شناسي]
carryover coarticulation هم توليدي پيشرو
case study بررسي مورد ، مورد پژوهي
case grammar دستور زبان حالت
cat cry cyndrome نشانگان صداي گربه
catalogia ياوه گويي مكرر
verbigeration ياوه گويي مكرر
catarrhal deafness ناشنوايي نزله اي
central aphasia زبان پريشي مركزي
central auditory abilities توانايي هاي شنيداري مركزي
central auditory disorder اختلال شنيداري مركزي
central auditory function كاركرد شنيداري مركزي
central auditory perception ادراك شنيداري مركزي
central auditory processes فرايند هاي شنيداري مركزي
central deafness ناشنوايي مركزي
central hearing شنوايي مركزي
central language disorder(CLD) اختلال مركزي زبان
(CLD) اختلال مركزي زبان
central languiage imbalance بي تعادلي مركزي زبان
central masking پوش مركزي (شنيداري)
central nervous auditory system(CANS) دستگاه شنيداري عصبي مركزي
(CANS) دستگاه شنيداري عصبي مركزي
central nervous system(CNS) دستگاه اعصاب مركزي
(CNS) دستگاه اعصاب مركزي
central speech range گستره بسامدهاي مركزي گفتار
central sulcus شيار مركزي
central vowel واكه مياني
cerebellar مخچه اي
cerebellum مخچه
cerebral مربوط به مخ
cerebral anoxia آنوكسي (نرسيدن اكسيژن به ) مغز
cerebral cortex قشر مخ ، قشر مغز
cerebral dominance سو برتري نيمكره مخ
cerebral dominance and handedness theory نظريه سو برتري مغز و دست
cerebral hypoxia هيپوكسي مغز ، كمي اكسيژن مغز
cerebral localization منطقه بندي مخ ، جايابي مخ
cerebral palsy فلج مغزي
cerebral thumb شست مغزي (در فلج مغزي)
cerebral vascular accident (CVA) سكته مغزي
(CVA) سكته مغزي
cerebrospinal fluid (CSF) مايع مغزي - نخائي
cerebrum مغز ، مخ
chest voice صداي سينه اي
chewing approach رويكرد جويدن
childhood aphasia زبان پريشي كودكي
chewing method روش جويدن
chidrens language processes فرايندهاي زبان كودكان
chiloschisis/ cleft lip شكاف لب ، لب شكري
cleft lip شكاف لب، لب شكري
chink صداي قورت دادن
choral reading گروه خواني
choral speaking گروه گويي
chorditis التهاب تارهاي صوتي
chorea حركت پيچشي
chronic laryngitis التهاب مزمن حنجره
chronic suppurative otitis media التهاب چركي مزمن گوش مياني
chronological age (CA) سن تقويمي
(CA) سن تقويمي
cinefluoroscopy پرتو نگاري حركتي
circumlocution جمله بافي [زبان پريشي] / گريز گويي [لكنت]
class word /content word /lexical word واژه محتوايي
lexical word واژه محتوايي
content word واژه محتوايي
clause بند جمله فرعي
clavicular respiration تنفس ترقوه اي
cleft lip /chiloschisis شكاف لب
cleft palate شكاف كام
click نچ آوا ، دم آوا
clinical audiology شنوايي شناسي باليني
clipped word كوتاه واژه
clonic لرزشي
clonic block گير لرزشي، گير تكراري
close vowel واكه بسته
closed head injury (CHI) آسيب مغزي بسته
(CHI) آسيب مغزي بسته
closed nasality كم خيشومي
closed syllable هجاي بسته
closure بندش
cluster خوشه هجائي
cluster reduction كاهش خوشه
clutterer پريده گو
cluttering پريده گويي
coarticulation هم توليدي ،هم جايگاهي
cochlear implant كاشت حلزون
cochlear nerve عصب حلزوني
cognate confusion جايگزيني واكي
cognitive development رشد شناختي
cold running speech گفتار غير عاطفي
collective monologue تك گويي گروهي
colloquial محاوره اي
combined method/bimodal method روش تركيبي
bimodal method روش تركيبي
simultaneous method روش تركيبي
communication ارتباط
communication board تخته ارتباطي
communication disorder اختلال ارتباطي
communication failure theory نظريه ناكامي ارتباط
communication sciences علوم ارتباطي
communicative competence توانش ارتباطي
communicative interaction تعامل ارتباطي
communicative stress فشار ارتباطي
communicative technique روش ارتباطي
communicologist ارتباط شناس
communicology ارتباط شناسي
compensatory mvement حركت جبراني
complementary distribution توزيع تكميلي
complete cleft palate شكاف كام كامل ، شكاف كام سرتاسري
complete recruitment افزون شنوايي كامل
complex noise نوفه بم مركب
complex syllabics/diphthong دو آوايي ، واكه مركب
complex tone صوت مركب ، صوت آميخته
complex word واژه تركيبي
compound consonant همخوان مركب
compound word واژه مركب
comprehension درك
comprehension span فراخناي درك
compressed speech گفتار فشرده
computed tomography(CT) برش نگاري رايانه اي ، سي تي اسكن
(CT) برش نگاري رايانه اي ، سي تي اسكن
computerized axial tomography(CAT scan) سي تي اسكن
(CAT scan) سي تي اسكن
concept مفهوم
conceptual disorder اختلال مفهوم سازي
conceptualization مفهوم سازي
coditioned disintegration theory نظريه ناپيوستگي شرطي شده
two factor model of stuttering نظريه ناپيوستگي شرطي شده
conduction aphasia زبان پريشي انتقالي
confused language زبان آشفته
conductive deafness ناشنوايي انتقالي
congenital deafness ناشنوايي مادر زادي
connected speech/running speech گفتار پيوسته
running speech گفتار پيوسته
connotation معناي ضمني
consistency effect اثرپايداري ، اثر ثبات
consonant همخوان ، صامت
consonant blend/consonant cluster خوشه هم خواني
consonant cluster/consonant blend خوشه هم خواني
consonant injection method روش تزريق همخواني (گفتارمروي)
consonant position جايگاه همخواني
consonant voicing واكداري همخوان
constricted vocal production آواسازي بافشار
constructional apraxia کنش پريشي ساختي
contact ulcer زخم تماس
content word / class word /lexical word واژه محتوايي ، واژه قاموسي
class word واژه محتوايي ، واژه قاموسي
lexical word واژه محتوايي ، واژه قاموسي
context بافت ، متن
contiguity disorder اختلال همنشيني
continuant پيوسته
contrastive distribution توزيع تقابلي
contrastive linguistics زبان شناسي مقابله اي
control group گروه گواه
conversion aphonia بي آوايي تبديلي
conversion deafness ناشنوايي تبديلي
conversion reaction واکنش تبديلي
convolution شکنج
convulsion تشنج
cooing شبه واکه سازي ، آواسازي پيش زباني
coprolalia بد دهني
cordectomy برداشتن چين صوتي
corpus callosum جسم پينه اي
corniculate cartilage غضروف شاخي
corrective feedback بازخورد اصلاحي
corrective therapy (CT) درمان اصلاحي
(CT) درمان اصلاحي
cortical deafness ناشنوايي مرکزي (قشر مغز)
cortical lateralization سوبرتري قشري (مغز)
cortical respiratin تنفس ارادي
coup de glotte برخورد چاکنايي
cranial nerve عصب جمجمه اي ، عصب سري
craniofacial جمجمه اي صورتي
craniofacial anomalies ناهنجاريهاي جمجمه اي صورتي
cricoarytenoid حلقوي هرمي
cricoid cartilage غضروف انگشتري ، غضروف حلقوي
cricothyroid حلقوي درقي
cricothyroid paralysis فلج حلقوي درقي
cri du chat syndrome نشانگان صداي گربه
cross consonant injection method روش تزريق بين همخواني
cross talk روش تداخل گفتار
cuad speech گفتار نشانه اي
cul de sac بن بست
cultural norm هنجار فرهنگي
cuneiform cartilage غضروف ميخي
cybernetic theory of stuttering نظريه فرمانشي لکنت
cycle per second چرخه در ثانيه
dactyl speech گفتار انگشتي
dark lateral کناري سخت
deaf ناشنوا
deaf mute ناشنواي گنگ
deafness ناشنوايي
deaf speech گفتار ناشنوا
deaffrication بندشي - سايشي زدايي
decoding رمز گشايي
deep structure/base structure ژرف ساخت ، بن ساخت
base structure ژرف ساخت، بن ساخت
deglutition بلع
delayed auditory feedback(DAF) بازخوردشنيداري درنگين ، بازخردشنيداري درنگيده
delayed echolalia پژواک گويي تاخيري ، پژواک گويي درنگيده
delayed language زبان درنگيده ، تاخير زباني
delayed speech تاخير گفتار
deletion of final consonant حذف همخوان پاياني
deletion of initial consonant حذف همخوان آغازين
deletion of unstressed syllables حذف هجاهاي بي تکيه
dementia زوال عقل
dominant language زبان برتر
denasal کم خيشومي شده
denasality کم خيشومي
denasalization خيشومي زدايي ، کم خيشومي شدن
dental lisp بدسايشي دنداني
depalatalization پيش کامي شدگي
derivation اشتقاق
descending pitch break شکست زيروبمي افتان
descriptive linguistics زبان شناسي توصيفي
descriptive phonetics آواشناسي توصيفي
desensitization حساسيت زدايي
developmental aphasia زبان پريشي رشدي
developmental articulatory apraxia کنش پريشي توليدي رشدي
developmental disability ناتواني رشدي
developmental hesitations ترديد هاي رشدي(گفتار)
developmental imbalance ناموزوني رشدي
developmental phonological processes فرايندهاي واجي رشدي
deviant articulation توليدکژهنجار
deviant language کژزباني
deviant speech کژگفتاري
deviant swallowing اختلال بلع ، بلع کژهنجار
devoicing of final consonants واک رفتگي همخوانهاي پاياني
diadochokinesis توانايي حرکات متوالي سريع
diadochokinetic rate سرعت حرکات متوالي
diagnosogenic theory نظريه تشخيصي ، نظريه تشخيص زاد
diagnostic audiometry شنوايي سنجي تشخيصي
diagnostic teaching آموزش تشخيصي
diagnostic test آزمون تشخيصي
diagnostic therapy (DX) درمان تشخيصي
(DX) درمان تشخيصي
dialect لهجه ، گويش
diaphragmatic abdominal respiration تنفس ديافراگمي-شکمي ،تنفس حجاب حاجزي-بطني
dichotic messages پيام هاي دوگوشي
differential diagnosis تشخيص افتراقي
digital manipulation دست ورزي انگشتي
diglossia/forked tongue زبان شکاف دار، زبان دوتکه ،زبان چنگالي
forked tongue زبان شکاف دار، زبان دوتکه ،زبان چنگالي
diphthong/complex syllabics واکه مرکب،دوآوايي
complex syllabics واکه مرکب،دوآوايي
diplegia دوسوفلجي،فلج دوطرفه(اعضا)
diplophonia/dyplophonia صداي دورگه اي ،صداي دوآوايي
dyplophonia صداي دورگه اي ،صداي دوآوايي
direct laryngoscopy حنجره نگري مستقيم ، لارنگوسکپي مستقيم
direct selection communication board تابلوي ارتباطي انتخاب مستقيم
disassimilation ناهمگوني،ناهمگون سازي
discomfort threshold آستانه ناراحتي
discourse گفتمان
discrimination تمايز
discrimination curve منحني تمايز(شنيداري)
discrimination loss کاهش تمايز(شنيداري)
discrimination score امتيازتمايز(شنيداري)
discriminatory training آموزش تمايزي ،آموزش مقايسه اي
disfluency نارواني(گفتار)
disfluent/dysfluent ناروان
dysfluent ناروان
diskinesia جنبش پريشي
displaced speech گفتار نابجا
distinctive features مختصات مميزه، مختصات تمايز دهنده
distinctive feature analysis تحليل مختصه مميزه
distortion کژگويي
distortional bone conduction انتقال استخواني فشرده
disyllable دوهجا
dominant language زبان برتر
donkey breathing تنفس صدادار
double assimilation همگوني دوسويه
dry hoarseness گرفتگي خشک
duration ديرش (مدت کلام)
dynamic aphasia زبان پريشي پويا
dyplophonia/diplophonia صداي دورگه اي، صداي دوآوايي
dysacusis ادراک پريشي شنيداري
dysarthria گفتار فلجي،فلجي گفتار
dysaudia شنودپريشي
dysfluency نارواني (گفتار)
dysfluent/disfluent ناروان
dysglossia فقدان ناکامل زبان
dysgraphia نارسانويسي
dyskinesia جنبش پريشي
dyslalia نارساگويي(عملکردي)
dyslexia نارسا خواني
dyslexic نارساخوان
dyslogia ناگويي
dyslogomathia/dysmathia اختلال يادگيري زبان
dysmathia اختلال يادگيري زبان
dysnomia نام پريشي
dysphagia اختلال بلع
dysphasia زبان پريشي
dysphemia گفتارپريشي
dysphemia and biochemical theory نظريه گفتارپريشي وزيست شيمي
dysphonia بدآوايي
dysphrasia عبارت پريشي
dysplasia نقص تشکيل(عضو،بافت)
dyspnea اختلال تنفس
dyspraxia کنش پريشي
dysprosody نواخت پريشي
dysrhythmia ناموزوني
ear training آموزش شنيداري
easy onset روش شروع آسان
echo speech گفتار پژواکي ،پژواک گويي
echolalia/echologia/echophasia/echophrasia پژواک گويي،گفتار تقليدي
echologia پژواک گويي،گفتار تقليدي
echophasia پژواک گويي،گفتار تقليدي
echophrasia پژواک گويي،گفتار تقليدي
mimic speech پژواک گويي،گفتار تقليدي
efferent وابران
efferent(kinetic)motor aphasia زبان پريشي حرکتي وابران(جنبشي)
efferent nerve عصب وابران
egocentric language زبان خودمحور،زبان خودمدار
egocentric speech گفتار خودمحور،گفتارخودمدار
eighth cranial nerve عصب هشتم سري
elected mutism خاموشي انتخابي
electrical artificial larynx حنجره مصنوعي برقي
electrical measurement of speech production سنجش برقي توليدگفتار ،برق نگاشت چاکناي
electroencephalogram(EEG) برق نگارمغز،اي.اي.جي
(EEG) برق نگارمغز،اي.اي.جي
electrolarynx حنجره برقي
electromyography دستگاه برق نگار ماهيچه
electronic artificial larynx حنجره الکترونيکي
electropalatography دستگاه برق نگار کام
eleventh cranial nerve عصب يازدهم سري
encephalitis التهاب مغز
encoding رمز گذاري
encoding communication board تابلوي ارتباطي مغزي
endoscopy درون نگري ،اندوسکوپي
enunciate تلفظ کردن ،توليدکردن
epenthesis واج افزايي دروني
epiglottis cartilage غضروف فوق چاکنايي،غضروف مکبي،غضروف اپي گلوت
epilepsy صرع
equivalent speech reception threshold آستانه معادل دريافت گفتار
esophageal speech گفتار مروي
esophageal voice صداي مروي
eunuchoid voice صداي خواجه
euphemism به گويي
eustachian tube مجراي استاش ،شيپوراستاش،لوله استاش
excessive nasality پرخيشومي ،بيش خيشومي
excresence افزايش واج
executive aphasia زبان پريشي اجرايي
exhalation بازدم
experimental audiology شنوايي شناسي تجربي
experimental phonetics آواشناسي تجربي
expiration بازدم
expiratory reserve volume/supplemental air حجم ذخيره بازدمي
supplemental air حجم ذخيره بازدمي
expressive aphasia زبان پريشي بياني
expressive language زبان بياني ،زبان شفاهي
expressive receptive aphasia زبان پريشي بياني-درکي
extended jargon paraphasia شبه واژه گويي گسترده(نامفهوم)
exteriorized stuttering لکنت آشکار
eye contact تماس چشمي
facial nerve عصب صورتي ،عصب زوج هفتم
facial paralysis فلج صورت
facilitated communication ارتباط آسان ،ارتباط تسهيل شده
facilitation of resonance آسان سازي تشديد
false fluency رواني ساختگي
false paracusis/paracusis willisi پيراشنوايي کاذب، پيراشنوايي ويليسي
falsetto زيرترين صدا
falsetto voice/light voice صداي کاذب، صداي زيرکاذب
light voice صداي کاذب، صداي زيرکاذب
false vocal folds تارهاي صوتي کاذب
feared words/jonah words واژه هاي ترس آور
fiberscope درون نگرالياف نوري
fifth cranial nerve عصب پنجم جمجمه اي،عصب سه قلو
filler پرکننده
filtered speech گفتار پالائيده
final consonant position همخوان پاياني
fine motor حرکت ظريف
finger agnosia ادراک پريشي انگشتي
fingerspelling/manual method هجي انگشتي،هجي کردن انگشتي روش دستي
manual method هجي انگشتي،هجي کردن انگشتي روش دستي
first cranial nerve عصب بينايي،عصب اول جمجمه اي
first sentences جملات نخستين
first words واژه هاي نخستين
flaccid dysarthria گفتارفلجي شل
flaccid paralysis فلج شل
fluency رواني(گفتار)
fluency disorder اختلال رواني گفتار
fluency initiating gestures آغازگرهاي رواني گفتار
fluent (گفتار)روان
fluent aphasia زبان پريشي روان
forced whisper نجواي سخت
forked tongue/diglossia زبان شکاف دار ،زبان دوتکه،زبان چنگالي
diglossia زبان شکاف دار ،زبان دوتکه،زبان چنگالي
formal method روش رسمي
formant frequency سازه تشديد
fortis consonant همخوان سخت
forward coarticulation هم توليدي پيشرو
fourth cranial nerve عصب چهارم جمجمه اي،عصب قرقره اي
frequency بسامد
frequency jitter تغيير بسامد
frequency modulation auditory trainer تربيت گر شنيداري بسامد
frequency range گستره بسامد
frequency theory نظريه بسامدي
fricative سايشي
frictionless/glide غلتان
glide غلتان
frog in the throat/syllabic aphonia بي آوايي هجايي
syllabic aphonia بي آوايي هجايي
front phoneme واج پيشين
front vowel واکه پيشين
frontal lisp/lingual lisp بدسايشي پيشين،بدسايشي نوک زباني
frontal lobe قطعه پيشاني
lingual lisp بدسايشي پيشين،بدسايشي نوک زباني
frustration ناکامي
function word واژه دستوري
functional aphonia بي آوايي کارکردي
functional articulation disorder اختلال توليدي کارکردي
functional deafness ناشنوايي کارکردي ،کري کارکردي
functional disorder اختلال کارکردي
fundamental frequency بسامد پايه
gag reflex بازتاب تهوع
gaussian noise/white noise نوفه سفيد
general linguistics زبان شناسي عمومي
general oral inaccuracy بي دقتي کلي گفتار
general phonetics آواشناسي عمومي
generalization تعميم
generalized intellectual impairment آسيب عقلي فراگير
generative transformational grammar دستور زايشي گشتاري
gentle onset/easy onset آغازآسان(لکنت)
easy onset آغازآسان(لکنت)
gentle onsets/precision fluency shaping هجاهاي آغازين کشيده
precision fluency shaping هجاهاي آغازين کشيده
stretched syllables/gentle onsets هجاهاي آغازين کشيده
geriatric audiology شنوايي شناسي سالمندان
gesture حرکت بيانگر،زبان ايماواشاره
gesture language زبان حرکتي،زبان ايماواشاره
gibberish زبان نامفهوم
glide/frictionless غلتان
frictionless غلتان
gliding of fricatives غلتاندن سايشي
gliding of liquids غلتاندن روانها
global aphasia زبان پريشي جامع،زبان پريشي کلي
glossectomy بريدن وبرداشتن زبان
glossitis التهاب زبان
glossograph زبان نگاشت
glossolalia نامفهوم گويي[اختلال توليدي]
glossopharyngeal press فشار زباني گلويي(آموزش زبان مروي)
glossoptosis افتادگي زبان
glossoschisis زبان شکافدار،زبان دوتکه
glottal attack/glottal catch برخورد چاکنايي
glottal catch/glottal attack برخورد چاکنايي
glottal chink فضاي چاکنايي
glottal click برخورد چاکنايي
glottal cycle چرخه چاکنايي،چرخه ارتعاشي
glottal fry/gravel voice/pulsated voice/vocal fry جزجزچاکنايي
gravel voice جزجزچاکنايي
pulsated voice جزجزچاکنايي
vocal fry جزجزچاکنايي
glottal pulse ضربان قلب
glottal replacement جايگزيني همخوان چاکنايي
glottal stop انسدادچاکنايي،ايست چاکنايي
glottal stroke برخوردچاکنايي
glottal tone صداي چاکنايي
glottal vibration ارتعاش چاکنايي
glottis چاکناي
glottograph چاکناي نگاشت
grammatic method روش(بازتواني) دستوري
grammatical analysis تحليل دستوري
grammatical structure ساخت دستوري
grammatical word واژه دستوري
grand mal صرع بزرگ
grapheme نويسه
grave phoneme واج سنگين
grimace شکلک
groove fricative سايشي شياري
gross motor حرکت ساده ،حرکت غيرظريف
group audiometer شنوايي سنج گروهي
group audiometry سنجش شنوايي گروهي
group hearing aid سمعک گروهي
guilt گناه،احساس گناه
guttural voice صداي گلويي[اختلال صدا]
habitual pitch frequency زيربمي عادي،صداي عادي[اختلال صدا]
handedness دست برتري
hard contacts تماسهاي سخت،تماسهاي پرتنش[اختلال رواني گفتار]،
hard contacts تماسهاي سخت،تماسهاي پرتنش[اختلال صدا]
hard glottal attack برخورد چاکنايي شديد[اختلال صدا]
hard of hearing سخت شنوا،سخت شنوايي
hard palate سخت کام
hare lip لب شکري،شکاف لب[آسيب شناسي]
harshness صداي خشن
hearing aid سمعک
hearing impairment آسيب شنوايي
hearing loss افت شنوايي
hemilaryngectomy نيمه حنجره برداري
hemiplegia نيمه فلجي
hesitation phenomena پديده هاي ترديدي،پديده هاي تاخيري گفتار
heterogenous word/syntagmatic word واژه ناهمگن
syntagmatic word واژه ناهمگن
heterolalia/heterophemy دگرگويي[اختلال رواني گفتار]
heterophemy/heterolalia دگرگويي[اختلال رواني گفتار]
heterotopy نابجايي[اختلال رواني گفتار]
high زير[فيزيک]،افراشته[زبانشناسي]
high frequency deafness ناشنوايي پربسامد
high stimulus speech روش آگاه سازي گفتار[اختلال رواني گفتار]
high vowel /narrow vowel واکه افراشته[زبان شناسي]
hoarseness گرفتگي[اختلال صدا]
holophrastic utterances بيان تک واژه اي ،گفتارتک واژه اي
homogenous word واژه همگن
homograph/ambiguous word واژه هم نويسه ،واژه چندمعنا
ambiguous word واژه هم نويسه ،واژه چندمعنا
homophone هم آوا[زبان شناسي]
homorganics واج هاي هم جايگاه [زبان شناسي]
huskiness گرفتگي[اختلال صدا]
hydrocephalus هيدروسفالي[آسيب شناسي]
hypacusis آسيب شنوايي،نقص شنوايي
hyperactivity بيش فعالي،فزونکاري[روان شناسي]
hyperacusis تيزگوشي
hyperbole اغراق در زبان
hypercorrect language زبان پاک
hyperesthesia پرحسي[فيزيولوژي]
hyperfunction پرکاري[فيزيولوژي]
hyperkeratosis شاخي شدگي ،پرشاخي شدگي
hyperkinesia/hyperkinesis پرجنبشي[فيزيولوژي]
hyperkinesis/hyperkinesia پرجنبشي[فيزيولوژي]
hyperkinetic پرجنبشي[فيزيولوژي]
hyperkinetic dysarthria گفتار فلجي پرجنبشي
hyperkinetic dysphonia بدآوايي پرجنبشي [اختلال صدا]
hypernasality/hyperrhinolalia/hyperrhinophonia پرخيشومي[اختلال صدا]
hyperphonia پرآوايي[اختلال صدا]
hyperplastic laryngitis التهاب ضخيم کننده حنجره
hyperrecruitment/overrecruitment افزون شنوايي
overrecruitment/hyperrecruitment افزون شنوايي
hyperrhinolalia/hyperrhinophonia/hypernasality پرخيشومي[اختلال صدا]
hyperrhinophonia/hyperrhinolalia/hypernasality پرخيشومي[اختلال صدا]
hypernasality پرخيشومي[اختلال صدا]
hypervalvular phonation آواسازي پرکشش(چين صوتي)،خيشومي شدگي واکه اي
hypnotherapy هيپنوتيزم درماني،خوابواره درماني
hypoactivity کم کاري [فيزيولوژي]
hypofunction کم کاري [فيزيولوژي]
hypoglossal nerve عصب دوازدهم،عصب زيرزباني
hypoglottic زيرچاکنايي[تشريح]
hypokinesia/hypokinesis کم جنبشي[فيزيولوژيکي]
hypokinesis/hypokinesia کم جنبشي[فيزيولوژيکي]
hypokinetic کم جنبشي[فيزيولوژيکي]
hypokinetic dysarthria گفتارفلجي کم جنبشي
hypologia کم تواني گفتار
hyponasality/hyporhinolalia/hyporhinophonia کم خيشومي [اختلال صدا]
hypopharynx/laryngopharynx حلق تحتاني ،حلق حنجره اي
laryngopharynx حلق تحتاني ،حلق حنجره اي
hypophonia کم آوايي[اختلال صدا]
hypophrasia کم گويي
hypoprosody نوا پريشي[اختلال رواني گفتار]
hyporhinophonia/hyporhinolalia/hyponasality کم خيشومي [اختلال صدا]
hyporhinolalia/hyporhinophonia/hyponasality کم خيشومي [اختلال صدا]
hypotonic کم کشش[فيزيولوژيکي]
hysterical aphonia بي آوايي هيستريايي[اختلال صدا]
hysterical deafness ناشنوايي هيستريايي
hysterical stuttering لکنت هيستريايي
ideation انديشه پردازي [روانشناسي]
identification همانند سازي[روانشناسي]
identification audiometry شنوايي سنجي غربالي
idioglossia/idiolalia زبان خودساخته،زبان فردي،خود زباني
idiolalia/idioglossia زبان خودساخته،زبان فردي،خود زباني
ideographs علائم انديشه نگار
idiolect لهجه فردي
idiopathic language retardation عقب ماندگي زباني ناشناخته
imitation تقليد
immediate echolalia پژواک گوييبلافاصله،پژواک گويي فوري
immitance ايستايي-رسانايي[شنوايي شناسي]
impedance ايستايي پذيري
impediment of speech آسيب گفتاري
imperception عدم ادراک[روانشناسي]
implicit language زبان پنهان
implicit stuttering/interiorized stuttering لکنت پنهان،لکنت دروني شده
inarticulate (فرد) ناتوان در بيان، نارسائي بيان
incipient stuttering لکنت آغازين
incomplete cleft palate شکاف کام ناقص
incomplete recruitment پر شنيداري ناقص
indirect laryngoscopy حنجره نگري غيرمستقيم
industrial audiometry شنوايي سنجي صنعتي
industrial deafness ناشنوايي صنعتي
infantile aphasia زبان پريشي کودکي
infantile autism درخودماندگي کودکي
infantile perseveration گفتار کودکانه رشد نايافته
infantile speech گفتارکودکانه
infantile swallowing بلع کودکانه، زبان رانش
inflection صرف[زبان شناسي] ،تغييرزيروبمي(صدا)
informal method/synthetic method روش غيررسمي
inhalation method/breathing method/suction روش دمي،روش تنفسي
breathing method/suction/inhalation method روش دمي،روش تنفسي
suction/breathing method/inhalation method روش دمي،روش تنفسي
initial consonant position همخوان آغازين
initial lag تاخير آغازين
initial masking پوش آغازين
injection method روش تزريق هوا
inner language or speech زبان يا گفتار دروني
inspiration دم
inspiratory voice صداي دمي
integrative language زبان يکپارچه
intelligence هوش
intelligence quotient بهره هوشي، هوشبهر
intelligible قابل فهم
interconsonantal vowel واکه بين همخواني
interdental lisp بدسايشي بين دنداني،نوک زباني ميان دنداني
interiorized stuttering /implicit stuttering لکنت پنهان،لکنت دروني شده
implicit stuttering لکنت پنهان،لکنت دروني شده
interjection به ميان اندازي
intermittent aphonia بي آوايي ادواري ،دوره بي آوايي
intervocalic همخوان ميان واکه اي،همخوان ميان واکي
in the ear hearing aid سمعک داخل گوشي
intonation آهنگ
intoneme واحد آهنگ
intraoral درون دهاني،داخل دهاني
intraoral pressure فشاردرون دهاني
involuntary whispering نجواي غيرارادي
jargon گفتار نامفهوم،زبان حرفه اي
jargon aphasia زبان پريشي نامفهوم
jena method روش جنا[شنوايي شناسي]
jitter تغييربسامد[اختلال صدا]
jonah words/feard words واژه هاي ترس آور[اختلال رواني گفتار]
juvenile papillomatosis زگيل نوجواني حنجره
key word method روش کليد واژه[اختلال توليد]
kinesics حرکت شناسي گفتار،جنبش شناسي گفتار
kinesthesia/kinesthesis حسي-جنبشي[فيزيولوژيکي]
kinesthesia/kinesthesia حسي-جنبشي[فيزيولوژيکي]
kinesthetic analysis تحليل حسي-جنبشي[اختلال توليد]
kinesthetic feedback بازخورد حسي - جنبشي[اختلال توليد]
kinesthetic method روش حسي-جنبشي،روش آموزش حرکتي[شنوايي شناسي]
kinesthetic perception ادراک حسي-جنبشي[فيزيولوژيکي]
kinesthetic technique فن حسي-جنبشي[اختلال توليد]
kinetic analysis تحليل حرکتي،تحليل جنبشي[اختلال توليد]
labial assimilation همگوني لبي[زبان شناسي]
labial cleft لب شکري
labialization لبي شدگي[زبان شناسي]
lalia(echolalia) به معناي گفتن
lalling/babbling غان وغون،لام گويي
babbling/lalling غان وغون،لام گويي
lalopathy آسيب گفتار(غيرمعمول)
lambdacism بدگويي ل
language زبان
language acquisition device(LAD) دستگاه فراگيري زبان
(LAD) دستگاه فراگيري زبان
language arts مهارت هاي زباني
language boundary مرز زبان
language centers مراکز زبان
language clinician کارشناس باليني زبان
language content محتواي زبان
language development رشد زبان
language difference تفاوت زباني
language disorder اختلال زبان
language form or structure ساختار زبان
language function/language use کارکرد زبان
language impairment آسيب زبان
language pathologist آسيب شناسي زبان
language processing پردازش زبان
language sample نمونه برداري زباني،گونه برداري زباني
language structure ساختار زبان
language therapist آسيب شناس زبان
language use/language function کارکرد زبان
laryngeal anomaly ناهنجاري حنجره
laryngeal atresia بستگي حنجره،تنگي حنجره
laryngeal hyperesthesia پرحسي حنجره،ازديادحساسيت حنجره
laryngeal motor paralysis فلج حرکتي حنجره
laryngeal oscillation لرزش حنجره
laryngeal paralysis فلج حنجره
laryngeal paresthesia اختلال حس حنجره اي،بدحسي حنجره اي
laryngeal prominence برجستگي حنجره
laryngeal respiration دم زدن حنجره اي،تنفس حنجره اي
laryngeal sensory paralysis فلج حسي حنجره
laryngeal stuttering/spastic dysphonia لکنت حنجره اي، بد آوايي انقباضي
laryngeal web تارحنجره
spastic dysphonia کنت حنجره اي، بد آوايي انقباضي
laryngectomee بي حنجره
laryngectomy حنجره برداري
laryngomalacia نرمي حنجره
laryngopathy بيماري حنجره
laryngitis التهاب حنجره،ورم حنجره
laryngopharynx/hypopharynx حلق تحتاني،حلق حنجره اي
hypopharynx حلق تحتاني،حلق حنجره اي
laryngoplasty ترميم حنجره
laryngoscope حنجره نگر،دستگاه درون بيني حنجره
laryngoscopy حنجره نگري، درون بيني حنجره
laryngostenosis تنگي حنجره
lateral adenoidectomy برداشتن طرفي لوزه سوم
lateral lisp بدسايشي کناري،نوک زباني کناري[اختلال توليد]
laterality سوبرتري
laterality theory of stuttering نظريه سوبرتري لکنت
lax consonant/lenis consonant همخوان نرم [زبان شناسي]
lax phoneme واج نرم [زبان شناسي]
lax vowel واکه نرم [زبان شناسي]
learning disability(LD) ناتواني يادگيري
(LD) ناتواني يادگيري
lenis consonant/lax consonant همخوان نرم [زبان شناسي]
lenis phoneme واج نرم
lexical cohesion انسجام واژگاني
lexical word/class word/content word واژه محتوايي،واژه قاموسي
content word واژه محتوايي،واژه قاموسي
class word واژه محتوايي،واژه قاموسي
lexicon واژگان
light contact تماس نرم ،تماس ملايم
light lateral کناري نرم
light voice/falsetto voice صداي کاذب
light vowel واکه خنثي ، واکه نامشخص
lingual hypoplasia کم رشدي زبان ، کوچک شدن زبان
lingual lisp/frontal lisp بدسايشي نوک زباني ، بدسايشي پيشين
lingual paralysis فلج زبان
linguistic competence توانش زباني
linguistic performance کنش زباني
linguistic phonology واجشناسي زبان
linguistic universals همگاني هاي زباني
linguistic variation گوناگوني زباني
lip reading/speech reading روش بازتواني لب خواني، گفتار خواني
lip rounding گرد کردن لب
liquid روان
lisp/parasigmatism/sigmatism بدسايشي
parasigmatism/sigmatism/lisp بدسايشي
sigmatism/lisp/parasigmatism بدسايشي
literal paragraphia شبه واژه نويسي آوايي
literal paraphasia شبه واژه گويي آوايي، شبه واژه گويي لفظي
localized amnesia يادزدودگي کانوني[روان پزشکي]
locution بيان
loft register دانگ زير
logopedics آسيب شناسي گفتار و زبان ،گفتار درماني
logopedist آسيب شناس گفتار و زبان ،گفتار درمان
logorrhea پرگويي،وراجي
long term memory حافظه بلند مدت
loquacity پرگويي
loudness بلندي
low frequency(LF) بسامد بم
(LF) بسامد بم
low tone deafness کم شنوايي اصوات بم
low vowel واکه افتاده
macrocephaly بزرگ سري
macrocheilia/macrochilia بزرگ لبي، لب کلفتي
macrochilia/macrocheilia بزرگ لبي، لب کلفتي
macroglossia بزرگ زباني
macrognathia بزرگ فکي، بزرگ آرواره اي
macrophonia بلند آوايي
macrostomia بزرگ دهاني، دهان گشادي
magnetic resonance imaging(MRI) تصوير برداري تشديد مغناطيسي
(MRI) تصوير برداري تشديد مغناطيسي
main clause بند اصلي
malocclusion بد جفت شدگي دندانها
mandibular hypoplasia کم رشدي آرواره اي
manometer فشار سنج
manipulation دست ورزي
manner of articulation شيوه توليد
manual method/fingerspelling روش(بازتواني ) دستي ،روش هجي کردن
fingerspelling/manual method روش(بازتواني ) دستي ،روش هجي کردن
masking پوش
maximum duration of phonation حداکثر ديرش آواسازي
mean length of response(MLR) ميانگين طول پاسخ
(MLR) ميانگين طول پاسخ
mean length of utterance(MLU) ميانگين طول گفته
mean relational utterance(MRU) ميانگين گفته ربطي
(MLU) ميانگين طول گفته
(MRU) ميانگين گفته ربطي
mean sentence length(MSL) ميانگين طول جمله
(MSL) ميانگين طول جمله
median cleft lip شکاف لبي مياني
melody نوا
melody of speech آهنگ گفتار ، نواي گفتار
memory span فراخناي حافظه
mental age(MA) سن عقلي
mental retardation(MR) عقب ماندگي ذهني
(MR) عقب ماندگي ذهني
mentally impaired آسيب ديده ذهني
metacommunication فرا ارتباطي
metalinguistic فرا زباني
metapragmatic فراکاربردي
metathesis قلب(حروف)، جابجايي
methods of esophageal speech روشهاي گفتاري مروي
metonymy کنايه گويي
microcephaly کوچک سري، ميکروسفالي
microcheilia/microchilia کوچک لبي
microglossia کوچک زباني
micrognathia کوچک آرواره اي
microphonics عکاس صداى کار کردن ماشين الات در ميکروفن ، دژ آوا
microstomia کوچک دهاني
microtia کوچک گوشي
midbrain مغز مياني
mid vowel واکه نيم افراشته
middle ear گوش مياني
mimic speech/echolalia گفتار تقليدي،پژواک گويي
minimal brain dysfunction syndrome نشانگان اختلال خفيف کارکرد مغز
minimal contrast تقابلهاي کميته[ زبان شناسي ]
minimal pair جفت کميته
misarticulation کژتوليدي
misphonia کژآوايي
mispronunciation کژلفظي
mitigated echolalia پژواک گويي ناقص
mixed deafness ناشنوايي آميخته ،ناشنوايي مختلط
mixed laterality سوبرتري آميخته
mixed nasality خيشومي شدگي درهم
modal frequency or tone /habitual pitch زيروبمي عادتي
habitual pitch/modal frequency or tone زيروبمي عادتي
modal register دانگ هنجار
modal tone صداي عادي
monaural hearing aid سمعک تک گوشي
mongolism نشانگان داون
monoplegia فلج يک انتها ،فلج يک عضوي
monosyllabic word واژه تک هجايي
monotone صداي يکنواخت
morpheme واژک ، تکواژ
morphology واژک شناسي ، تکواژ شناسي
morphotactics ترتيب تکواژ
most comfortable loudness(MCL) حداکثر بلندي(صدا) قابل تحمل
(MCL) حداکثر بلندي(صدا) قابل تحمل
most comfortable loudness range(MCLR) دامنه حداکثر بلندي قابل تحمل(صدا)
mother method/synthetic method روش مادرانه
synthetic method روش مادرانه
synthetic method روش ترکيبي[روانشناسي]
motivation انگيزش
motokinesthetics حسي جنبشي(آموزش گقتار) ،حرکتي
motor aphasia زبان پريشي حرکتي
motor neuron سلول عصبي حرکتي
mucoid otitis media التهاب ترشحي گوش مياني ، التهاب مخاطي گوش مياني
mucous otitis التهاب ترشحي(مخاطي) گوش مياني
muffled voice صداي خفه
multiply handicapped معلوليت چندگانه
multisensory چند حسي
mutational voice/adolescent voice/puberphonia صداي دورگه بلوغ
adolescent voice صداي دورگه بلوغ
puberphonia صداي دورگه بلوغ
mutational falsetto صداي زير کاذب ، صداي کاذب نوجواني
mutism گنگي ، لالي
myasthenia ضعف عضلاني (بيماري)
myoelastic aerodynamic theory of phonation نظريه عضلاني حرکتي آواسازي
myofunctional therapy ماهيچه کارکرددرماني، کار ماهيچه درماني
myopathic paralysis فلج عضلاني،فلج ماهيچه اي
myringitis التهاب پرده صماخ
myringoplasty ترميم پرده صماخ
narrative speech گفتار روايي
narrow transcription آوانگاري جزيي ، آوانگاري تفصيلي
narrow vowel/high vowel واکه افراشته
high vowel واکه افراشته
nasal assimilation همگوني خيشومي
nasal consonant همخوان خيشومي
nasal coupling بازشدن دريچه کامي حلقي
nasal emission خروج خيشومي
nasal escape خروج خيشومي
nasal lisp بد سايش خيشومي، نوک زباني خيشومي
nasal resonance تشديد خيشومي
nasal respiration تنفس خيشومي
nasal rustle خش خش خيشومي(شکاف کام)
nasal snort خرخرخيشومي ،خرخر بيني
nasal twang گفتار تودماغي
nasal uncoupling بستگي نرم کامي بيني(خيشومي)
nasalance تشديد خيشومي،ميزان تشديد خيشومي
nasalization خيشومي شدن
nasality خيشومي شدگي
nasalization of vowels خيشومي شدگي واکه ها
nasopharynx حلق بيني ، حلق فوقاني
native language زبان مادري ، زبان بومي
natural frequency بسامد طبيعي
natural pitch زير وبمي طبيعي
natural process analysis تحليل فرايند طبيعي
negative practice تمرين منفي
neologism واژه تراشي ، واژه ساختگي
neonatal audiotory response cradle پاسخ شنيداري نوزاد، پاسخ شنوايي نوزاد
nerve deafness ناشنوايي عصبي
nerve loss افت عصبي (شنوايي)
neuroaudiology عصب شنوايي شناسي
neurochronaxic theory of phonation نظريه عصبي تحريک پذيري آواسازي
neuro development treatment(NDT) درمان رشد عصبي
(NDT) درمان رشد عصبي
neurolinguistics عصب شناسي زبان
neurological dysfunction بدکارکردي عصبي
neuromotor عصبي حرکتي
neuromuscular عصبي عضلاني
neurophonia آواسازي ناخواسته/غيرارادي
neurotic theory of stuttering نظريه نوروتيک لکنت، نظريه روان رنجوري لکنت
neutral vowel واکه خنثي ، واکه نامشخص
neutralization خنثي سازي،خنثي شدگي
Nitchie method روش نيچه(توانبخشي شنيداري)
node/nodule گره، غده
nodule/node گره، غده
no echo chamber/anechoic chamber اتاقک بي پژواک
anechoic chamber/no echo chamber اتاقک بي پژواک
noise نوفه
noise induced deafness ناشنوايي ضربه صوتي
nominal aphasia زبان پريشي اسمي، زبان پريشي نامي
nondistinctive features مختصات نامتمايز
non nasal sound صداي غير خيشومي
nonfluent ناروان
nonfluent aphasia زبان پريشي ناروان
nonlinear distortion کژگوئي غير خطي،خرابگوئي غير خطي
nonoral communication ارتباط غير کلامي
nonorganic deafness ناشنوائي غير عضوي، ناشنوائي کاربردي
nonpropositional speech گفتار غيرگذاره اي
non reduplicated babbling هجاگوئي غيرمکرر
nonsense syllable هجاي بي معني
nonsense word واژه بي معني
nonspeech sounds اصوات غيرگفتاري
nonstandard language زبان غير استاندارد، زبان غيرمعيار
nonverbal غير کلامي
nonvocal ناگويا
nonvocal communication ارتباط غير کلامي
normal swallowing habit بلع هنجار
nose cleft شکاف بيني
nystagmus نيستاگموس ، زنش کره چشم
object 1- شيء ، هدف ،2- مفعول [ زبان شناسي]
obscure vowel واکه خنثي
abstruent omission حذف همخوان ابتدايي
occipital lobe لب پشت سري (مغز) ، قطعه پس سري
occluded lisp نوک زباني انسدادي، بدسايشي انسدادي
occlusion انسداد، جفت شدن دنداني(فکي)
occult cleft palate شکاف کام مخفي
occupational deafnes کم شنوائي شغلي ، ناشنوائي شغلي
omission حذف
onomatopoeia نام آوا
ontogenesis تکوين فردي
ontogeny تکوين فردي
open juncture/plus juncture درنگ باز
open nasality پرخيشومي
open quotient بهره باز بودن (چاکنايي)
open syllable هجاي باز
open vowel واکه باز
open word واژه باز
opposition breathing/opposition respiration تنفس متضاد(بين قفسه صدري و حجاب حاجز)
opposition respiration/opposition breathing تنفس متضاد(بين قفسه صدري و حجاب حاجز)
optimal pitch زيروبمي بهينه
oral 1- شفاهي[زبان شناسي]-2- دهاني [تشريح]
oral apraxia کنش پريشي دهاني
oral atresia/astomia تنگي دهان
astomia/oral atresia تنگي دهان
oral -aural method روش گفتاري- شنيداري، روش شفاهي-شنيداري
oral form recognition/oral stereognosis ادراک سه بعدي دهاني ، ادراک فضا شناختي دهاني
oral stereognosis/oral form recognition ادراک سه بعدي دهاني ، ادراک فضا شناختي دهاني
oral inaccuracy بي دقتي گفتار
oral inactivity کم کنشي گفتار
oralism روش آموزش شفاهي(ناشنوايان)
oral language زبان گفتاري ، گفتار
oral peripheral examination ارزيابي ساختار دهان
oral pharynx گلوي دهاني، حلق دهاني
oral respiration تنفس دهاني، دم زدن دهاني
oral sensory discrimination تشخيص حس دهاني
oral stereognosis/oral form recognition ادراک سه بعدي
organic articulation disorder اختلال توليد عضوي
orofacial muscle imbalance عدم تعادل عظله هاي صورتي دهاني
oropharynx حلق دهاني
orthography خط ، املاء
otitis تورم گوش، التهاب گوش
otoscope اتوسکوپ، گوش نگر
outer ear گوش خارجي
overrecruitment/hyperrecruitment افزون شنوايي
hyperrecruitment/overrecruitment افزون شنوايي
palatal fronting لثوي شدگي کامي
palatal insufficiency ناتواني کامي
palatal lift بالانگهدارنده نرم کام
palatal paralysis فلج کامي
palatalization کامي شدگي
palatogram کام نگاره
palatography کام نگاري
palatopharyngeal کامي- حلقي
palilalia/paliphrasia مکررگوئي عصب زاد
paliphrasia/palilalia مکررگوئي عصب زاد
papilloma زگيل
papillomatosis زگيل هاي متعدد
paracusis پيرا شنوايي
paracusis willisi/false paracusis پيرا شنوايي ويليسي، پيرا شنوايي کاذب
false paracusis/paracusis willisi پيرا شنوايي ويليسي، پيرا شنوايي کاذب
paradigmatic word/homogenous word واژه همگن
homogenous word/paradigmatic word واژه همگن
paragraphia شبه واژه نويسي
paralalia اختلال توليد(صوت) ، جانشين گويي
paralambdacism بد گوئي ل(le)
paralanguage/paralinguistics فرازباني
paralexia شبه واژه خواني
paralinguistics/paralanguage فرازباني
parallel talk گفتار موازي
paralysis فلج
paraphasia شبه واژه ، شبه واژه گويي
paraplegia دوپا فلجي
pararhotacism/rhotacism بدگويي ر(re)
rhotacism/pararhotacism بدگويي ر(re)
parasigmatism/lisp بدسايشي
lisp/parasigmatism بدسايشي
parenthetical expression بيان معترضه
paresis فلج خفيف
paresthesia اختلال حس
parietal lobe قطعه آهيانه
parkinsonian dysarthria گفتار فلجي پارکينسوني
partial cleft palate شکاف کام ناقص
partial recruitment افزون شنودي ناقص
parts of speech اجزاء گفتار
passavant cushion بالشتک پاساوان
passavant pad بالشتک پاساوان
passive bilingualism دوزبانگي انفعالي
pause/pausing درنگ، مکث
pausing/pause درنگ، مکث
pedagogical grammar دستور زبان آموزشي
pediatric audiology شنوايي شناسي کودکان
pedolalia تکرار نابجاي کودکانه ، گفتار کودکانه
perception ادراک
perceptive hearing loss افت شنوايي ادراکي
perceptual analysis تحليل ادراکي
perceptual consistency همساني ادراکي، ثبات ادراکي
perceptual disorder اختلال ادراکي
perceptual distortion خطاي ادراکي ،کژادراکي
perceptual disturbance اختلال ادراکي
perceptual immaturity نارسي ادراکي
perceptual retardation عقب ماندگي ادراکي
perceptually handicapped ناتوان از ادراک
performative paragmatic structures قواعد کاربردي کنش زباني
peripheral dysarthria گفتار فلجي محيطي
peripheral nervous system دستگاه عصبي محيطي
perlocution تاثير گفتار
perseveration تکرار نابجا
petit mal حمله صرع کوچک
phantom speech گفتار حلقي، گفتار گلويي
phases of stuttering مراحل لکنت
phonagnosia ادراک پريشي آوايي
phonasthenia خستگي صدا ، آوا خستگي
phonation آواسازي
phonation break شکست آواسازي ، صدابريدگي
phone آوا
phoneme واج
phonemic analysis تحليل واجي
phonemic articulation error خطاي توليد واجي
phonemic paralexia شبه واژه خواني واجي
phonemic regression ناتواني درک گفتار(واجي)
phonemic synthesis/auditory synthesis ترکيب شنيداري
auditory synthesis/phonemic synthesis ترکيب شنيداري
phonemic transcription واج نگاري
phonetic analysis تحليل آوايي
phonetic articulation error خطاي توليد آوايي
phonetic context بافت آوايي
phonetic features مختصه هاي آوايي
phonetic placement مکان آوايي
phonetic power توان آوايي
phonetic transcription آوانگاري
phonetic variations گوناگوني هاي آوايي
phonetics of juncture/assimilation همگوني
assimilation/phonetics of juncture همگوني
phoniatrics آسيب شناسي آوايي، آواپزشکي
phoniatrist آسيب شناس آوايي، آواپزشک
phonological analysis تحليل واجي
phonological process analysis تحليل فرايند واجي
phonological processes فرايندهاي واجي
phonological rules قواعد واجي
phonology/linguistic phonetics واج شناسي
linguistic phonetics/phonology واج شناسي
phonophobia صداهراسي
phonotactics واج آرايي
photoglottography چاکناي نگاري نوري
phylogenesis تکوين نوعي
pink noise نوفه صورتي
pitch زيروبمي، ارتفاع
pitch break شکست زيروبمي
pitch range گستره زيروبمي
pitch shift دگرگوني زيروبمي
pivot grammar دستور زبان محوري
pivot word واژه ي محوري
place of articulation جايگاه توليد
play audiometry/behavioral audiometry شنوايي سنجي رفتاري
play therapy بازي درماني
plico vetibularis تارهاي صوتي کاذب
plico vocalis طناب صوتي
plosive انفجاري - انسدادي
plosive-injection method روش تزريقي - بندشي
plus juncture/open juncture درنگ باز
open juncture/plus juncture درنگ باز
pneumatic artificial larynx حنجره مصنوعي هوايي
pneumograph شش نگار ، دم نگار
pneumotachograph هوا نگار شش
point of articulation جايگاه توليد
polyglot چند زبانه
polygraph چند نگار(پلي گراف)
polymorphemic utterances گفته هاي چندواژگي
polyp پوليپ
polypoid vocal nodules گره هاي چين صوتي پوليپي
polysyllabic word واژه چند هجايي
portmanteau word واژه آميخته ، واژه دوگانه
postconsonantal vowel واکه پس همخواني
postlingual deafness ناشنوايي پس زباني(غير رشدي)
postponements تعويق اندازها
posttraumatic amnesia(PTA) اد پريشي ضربه اي ، اد پريشي پس ضربه اي
(PTA) اد پريشي ضربه اي ، اد پريشي پس ضربه اي
postvocalic obstruct singleton ommision حذف همخوان پاياني
postvocalic همخوان پس واکي
pragmatic کاربردي
pragmatic aphasia زبان پريشي کاربردي
pragmatic structures قواعد کاربردي زبان
pragmatic text زمينه کاربردي ، متن کاربردي
precision fluency shaping/gentle onsets هجاهاي آغازين کشيده
stretched syllables/gentle onsets هجاهاي آغازين کشيده
precision fluency shaping/stretched syllables هجاهاي آغازين کشيده
precision therapy درمان جامع ،درمان دقيق [اختلال توليد]
preconsonantal vowel واکه پيش همخواني
prelingual deafness ناشنوايي پيش زباني(رشدي)
prelinguistic language زبان پيش زباني
prepartory set آمادگي اصلاحي ، مرحله آمادگي
presbyacusis/presbycusis پير گوشي
presbycusis/presbyacusis پير گوشي
prescriptive grammare دستور زبان تجويزي
presyntactic devices شيوه هاي پيش نحوي
prevocalic همخوان پيش واکي
prevocalic singleton حذف همخوان آغازين
prevocalic voicing of consonants واکدار کردن همخوان آغازين
prevocational deafness ناشنوايي پيش حرفه اي
primary autism درخود ماندگي نخستين
primary characteristics of stuttering نخستين مشخصه هاي لکنت
primary stuttering لکنت آغازين
primary stuttering stage مرحله آغازين لکنت
production توليد گفتار
prognosis پيش آگهي
programmed therapy درمان برنامه اي
progressive assimilation همگوني پيشرو
progressive relaxation آرميدگي تدريجي
progressive vowel assimilation همگوني واکه اي پيشرو
prolongation کشيده گويي
prompt نشانه تسهيل کننده
prompting تسهيل گري
pronunciation تلفظ
properant مقبوليت گفتار، تناسب گفتار
propositional speech گفتار گزاره اي ، گفتارهدفمند
proprioception حس عمقي
proprioceptive feedback بازخورد حس عمقي
proprioceptive perception ادراک حس عمقي
prosodeme واج نوا ،واج زبر زنجيري
prosody آهنگ گفتار ، نواي گفتار
prosopagnosia ادراک پريشي چهره
protolanguage زبان ابتدائي
protoword پيش واژه ،واژه ابتدائي
protrusion lisp بدسايشي پيشين
pseudobinauaral hearing aid سمعک دو طرفه کاذب
pseudobulbar paralysis فلج بصل النخاع کاذب
pseudoglottis چاکناي کاذب
pseudohypacusis کم شنوايي کارکردي
pseudohypoacusis کم شنوايي کارکردي
pseudolaryngeal parlysis فلج کاذب حنجره
pseudostuttering لکنت کاذب
psychoacoustics روان شناسي صوت
psychogenic deafness ناشنوايي روان زاد
psycholinguistic روانشناختي زبان
psychomotor رواني - حرکتي
psychoneurological رواني - عصبي
psychopathology آسيب شناسي رواني
psychosomatic روان تني
psychotherapy روان درماني
puberphonia/adolescent voice/mutational voice صداي دوران بلوغ
mutational voice/adolescent voice/puberphonia صداي دوران بلوغ
adolescent voice/puberphonia/mutational voice صداي دوران بلوغ
pull out رهايي ، رهايي اصلاحي
pulsated voice/glottal fry صداي ضربان دار
glottal fry/pulsated voice صداي ضربان دار
pure agraphia نانويسي خالص ، نانويسي محض
pure alexia ناخواني خالص
pure aphasia زبان پريشي خالص ، زبان پريشي محض
pure tone صوت خالص
pure tone air conduction threshold آستانه شنوايي انتقال هوايي صوت خالص
pure tone audiometry شنوايي سنجي صوت خالص
pure tone bone conduction threshold آستانه شنوايي انتقال استخواني صوت خالص
pure vowel واکه ساده
pure word blindness واژه کوري خالص
pure word deafness واژه کري خالص
quadriplegia دست و پا فلجي دوطرفه
quality کيفيت
radiography پرتونگاري
radiology پرتو نگاري
reactance وازنش ، ايستائي واکنشي
reauditorization دوباره شنيدن ، باز شنيدن
recall ياد آوري
reception دريافت
receptive aphasia زبان پريشي دريافتي
receptive language زبان دريافتي ، زبان درکي
reciprocal assimilation همگوني دو سويه ، همگوني متقابل
recruitment زياده شنوايي ، پرشنودي ، پرشنيداري
recurrent laryngeal nerve paralysis فلج عصب راجعه ي حنجره
reduction کاهش
reduction of clusters کاهش خوشه اي
redundancy حشو
reduplicated bubbling هجا گوئي تکراري
reduplication همتا سازي
referential semantics معنا شناسي ارجاعي
reformulation دوباره گويي
regional dialect گويش محلي ، گويش منطقه اي
register دانگ (موسيقي)
regressive assimilation همگوني پسرو ، همگوني پس گرا
rehabilitation بازتواني، نوتواني
rehabilitative audiology بازتواني شنيداري ، نوتواني شنيداري
relational words واژه هاي پيوندي
relation words واژه هاي ربطي
relaxation تنش زدايي ، آراماندن
release 1- تنش کاهي [لکنت] 2- رهش[زبان شناسي]
releasing consonant همخوان آغازين
repetition تکرار
reserve air هواي ذخيره ي(ريوي)
residual air هواي باقيمانده
residual volume(RV) حجم باقيمانده
(RV) حجم باقيمانده
resonance تشديد
resonance disorders اختلالات تشديدي
resonant frequency بسامد تشديد کننده
resonator تشديد کننده
respiration تنفس ، دم زدن
respiratory capacity ظرفيت تنفسي ، ظرفيت دم زدن
respiratory disorder اختلال تنفسي
respiratory frequency سرعت دم زدن ، بسامد دم زدن
respiratory system دستگاه تنفسي
respiratory tract مجراي تنفسي
respiratory volume حجم تنفسي
respirometer/spirometer دم سنج
spirometer/respirometer دم سنج
retrieval بازيابي
retroactive amnesia ياد پريشي پس گستر
retrocochlear deafness ناشنوايي پس حلزوني
retroflex vowel واکه برگشته
reverberation room اطاق پژواک
reverse phonation آواسازي معکوس
reverse swallowing بلع معکوس
rhinolalia آواخيشومي
rhinolalia aperta پر خيشومي ، خيشومي باز
rhinolalia clausa خيشومي بسته ، کم خيشومي
rhinolalia clausa posterior خيشومي بسته ي خلفي ، کم خيشومي خلفي
rhinophonia خيشومي گويي
rhotacized vowel واکه شدگي " ر "
rhythm وزن ، ريتم
role playing نقش بازي
root word/base word/ simple word واژه پايه ، واژه ساده
rote memory يادسپاري طوطي وار
rough hoarseness گرفتگي ناصاف
rounded vowel واکه ي گرد شده
running speech /connected speech گفتار پيوسته
simple word/base word/root word واژه پايه ، واژه ساده
base word/root word/ simple word واژه پايه ، واژه ساده
connected speech/running speech گفتار پيوسته
s/z ratio نسبت س به ز
salience برجستگي ، برجسته سازي
scanning communication board تابلوي ارتباطي تصويري
scanning speech گفتار مقطع
school language زبان مدرسه ، زبان آموزشي
schwa واکه خنثي
scientific grammar دستور زبان علمي
screening audiometry شنوايي سنجي غربالي
second cranial nerve عصب بينايي ، زوج دوم مغزي
secondary articulation توليد دومين
secondary autism درخودماندگي ثانويه
secondary characteristics of stuttering مشخصه هاي ثانويه لکنت
associated behaviors مشخصه هاي ثانويه لکنت
secondary stress تکيه دومين
secondary stuttering لکنت پيشرفته
seizure حمله صرعي
selective listening شنيدن انتخابي
self talk/subvocal speech باخودگويي
subvocal speech/self talk باخودگويي
semantic معناشناختي ، معنائي
semantic aphasia زبان پريشي معنايي
semantic constraints محدوديت هاي معنايي
semantic paragraphia شبه واژه نويسي معنايي
semantic paralexia شبه واژه خواني معنايي
semantic paraphasia شبه واژه گويي معنايي
semantic rule قاعده معنايي
semantic theory of stuttering نظريه معنايي لکنت
semi-vowel نيم واکه ،شبه واکه
semiology نشانه شناسي
semology معناشناسي ، نشانه سازي
sensation level ميزان شنوايي
sensorimotor حسي حرکتي
sensorineural حسي عصبي
sensorineural deafness ناشنوايي حسي عصبي
sensory aphasia زبان پريشي حسي
sensory impairment آسيب حسي
sensory integration (SI) تلفيق حسي
sensory paralysis فلج حسي
septum deviation انحراف بيني
sequencing rules قواعد توالي نحوي
sequential memory حافظه زنجيره اي
serial content speech گفتار متوالي ، گفتارزنجيره اي
seriatim speech گفتارزنجيره اي
servomechanistic theory نظريه خود تنظيم
shadowing method روش پژواک گويي
shimmer صداي متغير
short term memory حافظه کوتاه مدت
sibilant صفيري ، صداي هيس
sigh voice صداي آه
sigmatism/lisp بد سايشي
sign language زبان اشاره
sign word واژه اشاره
simile تشبيه
simple aphasia زبان پريشي ساده
simple tone صوت ساده
simple word/base word واژه ساده ،واژه پايه
base word/simple word واژه ساده ،واژه پايه
simplification ساده سازي
simultaneous method/combined or bimodal method روش بازتواني همزمان
combined or bimodal method/simultaneous method روش بازتواني همزمان
singers nodes or nodules گره چين صوتي آوازخوان
slang گفتار عاميانه
slit fricative سايشي - شکافي
slurring گفتارشل ، گفتارسست
sniff method روش استنشاقي
social babbling هجاگويي اجتماعي
social gesture speech ايما واشاره اجتماعي گفتار
sociolinguistics زبان شناسي اجتماعي ، جامعه شناسي زبان
soft glottal attack برخورد چاکناي ملايم
soft whisper نجواي نرم ، نجواي ملايم
somesthetic dysarthria گفتار فلجي حسي
somesthetic dysartheria گفتار فلجي حسي
sonorant آواي رسا
sound صوت
sound analysis تجزيه صوت
sound blending ترکيب صوت
sound intensity/sound level/sound power density شدت صوت ، طراز صوت
sound power density/sound intensity/sound level شدت صوت ، طراز صوت
sound level/sound power density/sound intensity شدت صوت ، طراز صوت
sound level/sound power density/sound intensity شدت صوت ، تراز صوت
sound quality کيفيت صوت
sound quantity کميت صوت
sound spectrogram طيف نگار صوتي
spastic dysarthria گفتارفلجي سفت

 

نوشته شده توسط مختار مختار نژاد اقدم | موضوع: | لینک ثابت |
اصطلاحات گفتاردرمانی و توانبخشی نارسایی های گفتار و زبان شنبه 26 آبان1386 23:12

  مطالب این بخشُ  از وبلاگ سرکار خانم سمیرا طالشی میباشد ضمن تقدیر و تشکر از همکار گرامی که با حوصله این مطالب ارزشمند را در وبلاگ خود آورده است .

      کلاترینگ (پریده گویی)

 

      کلاترینگ اختلالی در پردازش گفتار و زبان است که با گفتار سریع و نامنظم ،  پراکنده ، سازمان نیافته و غیرقابل درک مشخص می شود . اختلال در سازماندهی  زبان مهمترین مشخصه آن است و سه خصوصیت این اختلال (بنا به نظر ویس) برای  تشخیص عبارتند از :

      تکرار بیش از حد

      دامنه توجه بسیار کوتاه

      عدم آگاهی کامل نسبت به مشکل یاداشتن آگاهی بسیارکم نسبت به آن   ویس نشانه های همراه با این خصوصیت را سرعت زیاد ، دشوار خوانی ، تنفس نامنظم  و ناهماهنگی حرکتی ذکر می کند . از بین این علائم همراه با این خصوصیت را  سرعت زیاد ، دشوار خوانی ، تنفس نامنظم و ناهماهنگی حرکتی ذکر می کنند . از  بین این علائم همراه ، ناتوانی در خواندن برجسته تر است . بسیاری از افراد  مبتلا به کلاترینگ در صحبت کردن به طور موثر مشکل دارند خصوصا وقتی می خواهند  احساسات یا اطلاعاتشان را نسبت به چیزی بیان کنند . ویس مدعی است با وجود این  که در کلاترینگ محض ، هیچ گونه نشانه عصبی شناختی وجود ندارد ، اما علائم دیده شده در آن ها دال بر ارگانیکی بودن منشا آن دارد . او عقیده دارد ،  هرگونه آسیب مغزی اعم از ضربه ، عفونت ، تومور و غیره می تواند عملکرد زبان  را آشفته کرده و کلاترینگ را ایجاد نماید .

      منبع : کتاب تندگویی نوشته ی آقایان بیژن شفیعی و امین رضائی راد

لکنت

      7 روش برای کمک کردن به کودکی که لکنت می کند :

      1. با کودک آرام و با مکث و عاری از هرگونه عجله صحبت نمائید . وقتی که کودک صحبتش تمام می شود چند ثانیه صبر کنید بعد شروع به صحبت کنید . صحبت های آرام  و راحت شما تاثیر بیشتری خواهد داشت نسبت به این که سرزنش کنید و یا مواری مثل " آرام باش " و " سعی کن به آرامی صحبت کنی " را توصیه نمائید .

 

      2. تعداد سوالاتی را که از کودک می پرسید کاهش دهید . وقتی که کودکان عقیده هایشان را بیان می کنند خیلی راحت تر و آزاد تر صحبت می کنند نسبت به زمانی که به سوال بزرگتر ها پاسخ می دهند . هنگامی که کودک راجب موضوعی صحبت می کند  به جای سوال پرسیدن نسبت به آن نظر دهید و به او نشان دهید که به صحبت هایش گوش می دهید .

 

      3. با حالات چهره و حرکات بدن به کودک نشان دهید که به محتوای صحبت او گوش می دهید نه به نحوه ی صحبت کردنش .

 

      4. هر روز زمانی مشخص برای توجه به فرزندتان اختصاص دهید و در طول این زمان  به او اجازه دهید تا کارهایی را که دوست دارد انجام دهد . او را در انجام فعالیت ها آزاد بگذارید و درمورد صحبت کردن و نکردن خودش تصمیم بگیرد . شما  هم راحت و آسوده باشید و آرام و با مکث صحبت کنید . این سکوت و آرامش در کودکان اعتمادی سازنده ایجاد می کند .

      کودکان باید بفهمند که والدین از حضور آنها لذت می برند و هرچه کودک بزرگتر  می شود می تواند در زمان هایی که احساس راحتی می کند در باره ی احساسات و تحربیاتش با والدنش صحبت کند .

 

      5. کمک کنید تا همه ی اعضای خانواده یاد بگیرند برای صحبت کردن نوبت بگیرند . کودکان لکنتی می دانند که صحبت کردن هنگامی که وقفه ها کمتر است راحت تر می  باشد .

 

      6. راه هایی را که بتوانید متقابلا بر کودک اثر نمائید را بیابید . سعی کنید  تا انتقادها ، تکرار الگوهای گفتاری ، وقفه ها و سوالات را کاهش دهید  مداوم این پیام را به او القا کنید که صحبت هایش گوش می دهید .

 

      7. از همه این موارد که بگذریم مهمترین نکته این است که به کودکتان بفهمانید که او را همان گونه که هست پذیرفته اید و حمایتش می کنید .

 

      http://www.stutteringhelp.org          : منبع                            

 

لکنت زبان در کودکان

      لکنت زبان نوعی اختلال گفتار است که مشکلاتی را در برقراری ارتباط با سرعت  مناسب و به طور پیوسته و روان ایجاد می نماید. در واقع لکنت عبارت است از  تکرار، کشش و یا قفل شدن غیر ارادی کلمه یا بخشی از کلمه که فرد قصد بیان آن را دارد. در اینجامعمولا همراه با تلاش برای بیان درست کلمات، تغییراتی نیز در سر گردن به شکل پلک زدن، شکلک در آوردن، لرزش فک، لبها و یا کج کردن سر  دیده می شود.لکنت زبان بر اساس متغیرهایی شامل عوامل ژنتیکی و عوامل محیطی که روی هم تاثیر متقابل دارند به وجود می آید. بعضی کودکان برای ابتلا به لکنت زمینه آسیب پذیری موروثی دارند. اضطراب و تنش، باعث تشدید لکنت می شود ولی به  نظر نمی رسد که در ایجاد آن نقشی داشته باشد. عواملی که سبب بروز اختلال می  شوند کاملا با عواملی که سبب تداوم و وخامت  آن می گردند متفاوتند و این عوامل ثانوی را می توان تحت کنترل قرار داد.

      آیا باید کودک مبتلا به لکنت را مثل سایر کودکان خود تربیت کنیم؟

      برای کمک به کودک، ما به عنوان والدین چه کارهایی می توانیم انجام دهیم؟

      کدامیک از مداخلات والدین می توانند باعث تشدید لکنت زبان گردند؟

      نقش والدين در درمان لكنت زبان كودك چيست و اطرافيان فرد مبتلا چه بايد بكنند؟

 

تکلم

      تکلم

      عقاید ، افکار ، احساسات که از طریق زبان بیان می شود . برقراری ارتباط از  راه استفاده از واژه ها و زبان .

 

      الف ) اختلال تکلم

      1. فشار تکلم : تکلمی سریع که حجم آن زیاد و قطع آن مشکل است .

      2. پرگویی (volubility or logorrhea) : تکلم منطقی ، منسجم و پر حجم .

      3. فقر کلام : محدودیت در حجم صحبت ؛ پاسخ ها ممکن است یک سیلابی باشد .

      4. تکلم ناخود انگیز (nonspontaneous speech) : پاسخ های کلامی فقط در مقابل   پرسش یا خطاب مستقیم ابراز می شود ؛ فقدان شروع خود به خودی صحبت .

      5. فقر محتوای کلام : تکلمی که حجم آن کافی اما به علت ابهام ، پوچی یا  عبارات قالبی اطلاعاتی به شنونده منتقل نمی کند .

      6. آهنگ پریشی (dysprosody) : فقدان آهنگ طبیعی کلام ( که پروسودی نامیده می شود ) .

      7. گفتار پریشی (dysarthria) : اشکال در ادای کلمات ، نه در پیدا کردن کلمات  یا دستور زبان .

      8. صحبت با صدای بسیار بلند یا بسیار آهسته : ناتوانی در تنظیم بلندی کلام . ممکن است بازتاب حالات بیمارگونه از روانپریشی (سایکوز) تا افسردگی و کری  باشد .

      9. لکنت زبان (stuttering) : تکرار مکرر یا کشیدن یک صوت یا سیلاب که موجب  اختلال شدید در فصاحت تکلم می شود .

      10. بریده گویی (clutterng) : تکلم غیر ارادی و ناموزون به صورت ادای سریع و  انفجاری کلمات .

      11. اکولالیا (aculalia) : تکلم نا مفهوم همراه با اختلال بارز فهم .

      12. کند گویی (bradylalia) : تکلمی که به طور غیر طبیعی کند است .

      13. دیسفونی : اشکال در صحبت کردن یا درد هنگام تکلم .

      

      ب ) اختلال زبانپریشی (آفازیک) : اختلال در برونده زبانی

       

      1. زبانپریشی حرکتی (motor aphasia) : اختلال تکلم به علت اختلال شناختی که  در آن قدرت فهم دست نخورده می ماند ، اما توانایی صحبت کردن به میزان زیادی از بین می رود (زبان پریشی بروکا ، غیر سلیس  nonfluent یا بیانی expressive  نیز گفته می شود ) .

      2. زبان پریشی حسی (sensory) : از دست رفتن توانایی درک معانی لغات به علل  عضوی ؛ تکلم سلیس و خودانگیز اما نا مربوط و نامفهوم است (زبانپریشی ورنیکه ،  سلیس fluent و دریافتی receptive نیز نامیده می شود )

      3. زبانپریشی اسمی (nominal) : اشکال در پیدا کردن نام درست یک شیء (  نامپریشی anomia و زبانپریشی نسیانی amnestic aphasia نیز نامیده می شود ) .

      4 . زبانپریشی نحوی (syntactical aphasia) : ناتوانی برای تنظیم توالی مناسب  کلمات .

      5. زبانپریشی نامفهوم (jargon aphasia) : کلمات ادا شده کاملا ساخته و پرداخته خود بیمار هستند (نئولوژیک هستند ) ؛ کلمات بی معنی با زیر و بم متفاوت و لحن متغیر تکرار می شود .

      6. زبانپریشی سرتاسری (global) : ترکیبی از زبانپریشی غیر سلیس بارز و

      زبانپریشی سلیس شدید .

      7. ناگویی (alogia) : ناتوانی برای صحبت کردن به دلیل نقص عقلی یا دوره ای از زوال عقل (دمانس) .

      8. هرزه گویی (copropregia) : استفاده غیر ارادی از زبان زشت و زننده ؛ در اختلال توره و برخی موارد اسکیزوفرنی دیده می شود .

 

آموزش و مشاوره با والدین

      والدین نقش مهمی را در پیشبرد اهداف آسیب شناس گفتار و زبان برای کودکان  خردسال دارند . لذا برای نیل به این اهداف والدین باید با اهداف زیر آموزش  ببینند .

      استفاده بهینه از محیط شنیداری اطراف کودک :

      والدین باید به اصواتی که بطور طبیعی در محیط منزل ایجاد می شود توجه نمایند .

      اشیائی که درمنزل تولید صدا می کنند اولین تجربیات حسی کودک هستند ، والدین باید بین نشانه های زبانی و منبع تولید صدا رابطه ایجاد کنند .

      والدین از اصواتی که در محیط منزل تولید می شوند تقلید نمایند .

      آن منبع صوتی را در اختیار کودک قرار دهند که به طور مکرر تولید صدا می کند .

      منبع صوت برای کودک آشنا باشد .

      والدین باید با مراحل رشد طبیعی گفتار و زبان آشنا شوند .

      والدین باید درباره ی چگونگی تکلم با کودک و پاسخ به نیاز های ارتباطی کودک آموزش ببینند:

      

      *والدین باید آواسازی های کودک خود را تقویت کنند و به وی منعکس کنند تا  تشویق شود .

      *وقتی کودک آواسازی می کند با خشنودی پاسخ دهند و ایجاد انگیزه در او بکنند .

      *کودک باید پاسخ های کلامی والدین را مشاهده کند :

      دهان و چهره والدین پوشیده نباشد و نزدیک کودک قرار بگیرند .

      داخل دهان آن ها مواد غذایی و سیگار نباشد و روبروی کودک قرار بگیرند .

      *تلاش کودک در تقلید گفتار والدین به هر شکل باید تقویت و تشویق شود .

      *ارتباط کلامی والدین با کودک باید ساده باشد اما گسسته و از هم پاشیده نباشد  .

      *از جملات و عبارات کوتاه و ساده استفاده نمایند .

      *درباره ی وقایع صحبت کنند تنها یک برچسب کافی نیست .

      *درباره حال و این جا صحبت کنید .

      *والدین باید کودک را در نامیدن اشیاء برانگیخته کنند .

      *والدین باید بیان کودک را بسط و گسترش دهند .

      *والدین باید زمینه های معنی شناسی را گسترش دهند .

 

      برتری نیمکره مغزی( Cerebral Dominance)

             نیمکره از مغز که کارکنترل روند تفکر را به عهده دارد نیمکره غالب یا برتر گفتار نامیده می شود که در بیشتر موارد (95%) با نیمکره ی غالب برای کنترل  حرکات و مهارت های دستی یکسان است . مثلا بیشتر افرادی که راست دست هستند  مرکز مربوط به به فعالیت عملی و همچنین مرکز کنترل گفتار آنها در نیمکره ی چپ واقع شده است . این برتری اطلاحا هدایت نیمکره ای مغزی (Leading Hemispher  )  نامیده می شود . گرچه هدایت نیکره ای بیشتر جنبه ی فیزیولوژیک  دارد . اما اطلاعات اخیر نشان داده است که از نظر تشریحی نیز لب آهیانه ای نیمکره ی غالب حجیم تر از طرف مقابل است و سلول های عصبی بیشتری دارد . ضمنا در E.E.G بر

      روی نیمکره ی غالب ریتم آلفا با ولتاژ کمتری نمودار می شود . اما بهرجهت  نیمکره ی راست که بیشتر با درک کلام سروکار دارد تا بیان مقدار محدودی استعداد زبانی از خود نشان می دهد . خصوصا در افراد بزرگسال یا افرادی که به دلائل مختلف در نیمکره غالب دچار ضایعه شده اند .

      این موضوع که آیا نیمکره مغلوب گفتاری توانائی هرنوع درک زبانی را دارد یا  خیر ؟

      آزمایشاتی توسط محققین انجام گرفته است که نتیجه ی آن به این شکل گزارش شده  است که نیمکره مغلوب تحریکات را در زمینه های شنیداری بینائی و لمس حس می  کند ادراک می نماید به خاطر می آورد و همچنین یاد می گیرد اما قادر به  بیان و نوشتن این جنبه از تجارب زمانی یا گفتاری نیست . با این توصیف نیمکره  راست یا مغلوب می تواند به عنوان یک بانک اطلاعات لغوی متوسط و مرکز درک   بسیاری از اسامی و عبارات پیچیده به حساب آید . گوش راست نسبت به اصوات گفتاری مثل کلمات ارقام و سیلاب های بی معنی برتری دارد و این درحالی است که گوش چپ نسبت به ملودی اصوات یا صداهای موزیکال و دیگر اصوات غیرگفتاری  تفوق نشان می دهد . با توجه به تقاطع راه شنوایی در مسیر تنه ی دماغی و تمرکز بیشتر آنها در نیمکره ی غالب گفتاری می توان گفت که نیمکره ی راست یا مغلوب گفتاری محل دریافت تنالیته یا موسیقی گفتار است . این وضعیت باعث می شود که نسبت به دریافت تحریکات کلامی و غیر کلامی بین دو نیمکره غالب و مغلوب گفتاری  تقسیم کار صورت گیرد . 

      در ابترا نوزاد هیچ برتری طرفی برای استفاده از هیچیک از دستان خود قائل نیست  اما به هنگام شروع گفتار در سن 9 ماهگی برتری دست مشهود می شود و تا سن دو سالگی وضیعت نهایی آن تثبیت می شود و این به عقیده ی لن برگ زمانی است که وزن خام مغز و غلظت عصبی در قشر به چیزی در حدود  65%  از ارزش تکاملی خود رسیده  باشد من حیث المجموع برای گفتار 90 تا 95% موارد نیمکره ی غالب سمت چپ است این افراد عمدتا راست دست هستند . حالا جالبه که میگن افرادی که چپ دستن الگوی غالب بودن نیمکره ی مغزی آنها  برای گفتار خیلی پیچیده است . تحقیقات هم نشون داده که از میان افرادی که دارای اختلال گفتارین حدود 50 درصدشون چپ دستن یعنی نیمکره ی غالب گفتاریشون سمت راسته خب بنابراین نتیجه می گیریم که حداقل بخش مربوط به گفتار در نیمکره چپ از اهمیت و پیچیدگی بیشتری برخوردار است و همنطورم که بالا اومده لب آهیانه نیمکره غالب اندکی حجیم تر و از نظر سلولی دارای تراکم بیشتریه . ما گفتاردرمانها اول تعیین می کنیم که بچه چپ دست باید باشه یا راست دست و این با ارزیابی ها یی که از دست ، پا ، چشم ، گوش و اطلاعات ژنتیکی خانواده و... بدست میاد بعد اگه بچه راست دست بود یعنی نیمکره چپ گفتاری ولی ظاهری با دست چپ فعالیت می کرد باید اونو از لحاظ فعالیت های ظاهری هم راست دست کنیم که مشکل ما زمانی که فرد چشم چپ برتر و راست دست یا برعکس و یا پا و چشم راستبرتر و چپ دست و برعکس  و......... البته 95 درصد راست دست و 5 درصد افراد چپ دستن و از 5 درصد 60 تا 70 درصد به  صورت ظاهری چپ دستی اند و این ها با محدود بودن اندام در کودکی مرتبطه وغالبا راست دست می کنیم که تو رشد گفتار وقفه ایجاد نشه !

         

       اختلالات تولید را چطور درمان کنیم ؟

تولید

      درمان اختلالات تولیدی کاملا به فردی که مورد درمان بستگی دارد .

      myofunctional درمانی است که برای فشار زبان صورت می گیرد که یک روش تمرینی جدیدی از بلع را دربرمی گیرد . درمان Dyspraxia معمولا شامل تمریناتی بدون  گفتار در زبان ، لب ها و کام .بعضی از درمان های اختلالات تولیدی ممکن است نیازمند افزودن مهارت های شنیداری باشد برای اینکه کودک را در یادگیری تمایز بین صداها کمک کنیم . معمولا درمان پیشرفته ی اندام های تولیدی گفتار روی خطاهای صدایی ویژه متمرکز شده اند . درمان با یافتن راهی برای کمک به کودک درتولید صحیح صدا آغاز میشود . برای بچه های کوچک صداها ممکن است در حین بازی بیرون کشیده شوند . ابتدا کودک می تواند صدا را تولید کند و در سیلاب ها ، کلمات ، عبارات ، جملات و گفتگوها آنها را تمرین کند . بازی ها  و بازی کردن ، این فعالیت را لذت بخش تر می سازد . هنگامی که یک فرآیند اختلال واجشناسی تشخیص داده می شود . درمان ، تمام گروه های صدایی دارای خطا را مورد هدف قرار می دهد . درهرحال ، اگرچه اختلال واجشناختی ممکن است باعث شود تا مفهوم پذیری گفتار کودک کمتر از اختلال تولیدی باشد اما درمان آن اغلب آسان تر و موثرتر از درمان اختلال تولیدی است   چون وقتی کودک این فرایند ها را یادگرفت آن را برای تمام گروه های صدایی به کار خواهد برد .

      برنامه درمانی

      براساس نتایج ارزیابی ، جلسات شخصی درمان حداقل دوبار در هفته یا اغلب هر روز توصیه خواهند شد . بسته به سن اکثریت کودکان می توانند برای جلسات 45 دقیقه ای یا یک ساعته ویزیت شوند . در همان لحظه والدین باید برای کمک به کودک مشاوره و راهنمایی شوند  تا مهارت های گفتاری گفتاری جدید را به محیط خانه هم ببرند . اگر نیاز باشد ، درمان زبان ممکن است در همان زمان یا قبل از اینکه درمان اندام های گفتاری شروع شود ، بیان شود . درمان اندام های تولیدی گفتار ساده یا فرایند های واجشناسی عموما بیش از چهار تا شش هفته برای حصول نتیجه زمان نمیبرند .

      

      ترجمه از http://www.afccafet.com/articbro.htm

       با عنوان  What Causes an Articulation Problem

 

 

آپراکسی اکتسابی

      آپراکسی در نتیجهء واقعه ای است که علت آن آسیب مغزی است. که میتواند در نتیجهء سکته مغزی" ضربهء مغزی" تومور مغزی" توکسین ها یا عفونتها باشد. که میتواند بسیار شدید باشد که فرد در آغاز کردن گفتار ناتوان است یا بسیار خفیف باشد که فرد در آغاز کردن گفتار ناتوان است یا بسیار خفیف باشد که فرد در تلفظ کلمه های چند سیلابی با مشکل روبرو است.اینکه فرد به کدام یک از آپراکسی شدید یا خفیف مبتلا شود به شدت آسیب بستگی دارد.درمان ممکن است با گفتن صداهای انفرادی و متضاد در آنها شروع شود.نواختن در ریتم گفتار به بعضی افراد کمک می کند تا گفتارشان واضح تر شود.از تمرین تیکه های متضاد در ریتم گفتار طبیعی برای افزایش درک استفاده میشود. افرادی که آپراکسی خفیف دارند یاد میگرند که از راهبردهایی برای تولید کلمات بلندتر استفاده کنند که قبلاء برای تولید آن مشکل داشتند.

    

      تولید

      چه مسائلی باعث مشکل تولید می شود ؟

      

      -          مشکلات ارگانیکی و ساختاری از قبیل شکاف کام ، ناهنجاری های دندانی ، فلج مغزی ، عقب ماندگی ذهنی ، فقدان شنوایی درگوش  داخلی و دیگر انواع آسیب های ساختاری/ فیزیکی . آسیب شناس گفتار وزبان با یک تیم حرفه ای کار می کند که شامل جراحان ، نورولوژیست ها ، اورتودنتیست ها ، پریودنتیست ها ، شنوایی سنج ها و دیگر کسانی که که به درمان گفتار یک کودک کمک می کنند .

      -          آپراکسی گفتار که عموما با صدمه مغزی مرتبط است و این اختلال ممکن است صحبت کند و تقلایی را نتیجه دهد .

      -          مشکلات کاربردی از قبیل بودن در محیط دو یا چند زبانه و یا تقلید کودک از خواهر یا برادر بزرگتری که دچار اختلالات گفتاری است .

      -          فشار زبان ( فرو رفتن و عملکرد زبان هنگام بلع ) که یکی از مشکلات عادی است که دو مشکل ارگانیکی و عملکردی را به طور طبیعی باهم دارد . وقتی که کودک در انجام عمل بلع مشکل دارد فشار زبان بر دندان های جلویی باعث ناترازی دندان ها و معمولا lisp فرونتال می شود .

      -          تاخیر در پیشرفت گفتار که علت بیشتر مشکلات تولیدی است واین می تواند نتیجه ی مستقیم یک اوتیت مزمن گوش میانی یا دیگر کمبودهای شنیداری باشد . کودک نمی تواند خوب تفاوت صداها را تشخیص دهد و بنابراین مانع درک گفتار می شود . هچنین اختلالات تولیدی روی هم رفته با تاخیر پیشرفت های گفتاری مرتبط است .

      

      روند اختلالات واج شناختی چیست ؟

      مراحل پیشرفت صداها در کودکان پروسه ی واجشناسی نامیده می شود . این پروسه ها شامل گروهی از صداها هستند که در الگوها درست تلفظ نمی شوند وسپس به تدریج در روند رشد گفتار کودک تصحیح می شود . اختلال واجشناختی وقتی رخ می دهد که پروسه طبیعی در کودک رشد نیافته باشد . از آنجایی که تداوم برخی پروسه ها برتمام گروهایی از صداها تاثیر می گذارد آسیب ممکن است جدی تر از یک اختلال تولید ساده باشد زیرا این ممکن است باعث شود که گفتار کودک حتی در سطح تک کلمه نامفهوم شود و این قابل قبول نیست که گفتار کودک فقط توسط مادرش درک و رمزگشایی شود .

درمان کامل لکنت

      

      لکنت چیست ؟

      صحبت کردن با مکث ، کشیده گویی ، تکرار صداها و که با شنیدن این کلمه ممکن است به ذهن بیاید ولی این تعریف از نظر فرد لکنتی بسیار کوتاه و مختصر است زیرا تنها بخش قابل شنیدن را تا حدی توصیف می کند و بخش پیدای کوه یخ لکنت است که تنها 10 %  آن را تشکیل می دهد . ولی برای فرد دارای لکنت ، لکنت درواقع چیزی بیش از تکرار صداهاست . لکنت عبارت است از ناکامی ، خجالت ، احساس گناه ، احساس حقارت ، پائین بودن عزت نفس ولکنت یعنی وقتی می خوهید بگوئید پیراشکی ، می گوئید کیک زیرا بیان واژه ی کیک راحت تر از پیراشکی است یا ممکن است به جای یک کیک  دو تا بخرید چون گفتن دو از یک راحت تر است هرچند آنقدر گرسنه نباشید که هردو را بخورید .لکنت یعنی اینکه ، اگرچه شایسته دریافت حقوق بیشتری هستید ولی از تمام دلایل قانع کننده استفاده می کنید تا تقاضای اضافه حقوق نکنید . یعنی به آنچه که در اختیارتان می گذارند قانع باشید و اعتراض نکنید . به خاطر ترس از لکنت با دوستانتان قرار ملاقات نگذارید .یعنی استفاده از انواع شگردهای اجتنابی ، مانند آغازگرها ( می دانی ، می بینی ، خب ، بله و ) و گفتن کلماتی که ربطی به مکالمه ندارند ، صرفا به این دلیل که بیانش آسان تر است .    لکنت یعنی این که مجبور هستید تا توصیه های احمقانه و بی فایده ای نظیر " سخت نگیر " ، " نفس بکش و بعد صحبت کن " ، " آهسته صحبت کن " و را مدام از

دیگران بشنوید . یعنی اینکه می دانید دیگران وانمود می کنند که به حرفتان گوش می دهند ولی از نگاهشان می دانید چقدر مشتاق به پایان مکالمه اند

لکنت احساس غریبی است که وقتی می دانید احتمالا به لکنت خواهید افتاد در وجودتان حس می کنید .یعنی تمام حرف هایی که فردا می خواهید بزنید از قبل به درستی مرور می کنید ولی در موقعیت ادا آن به طور غیر ارادی به لکنت می افتید و که بخش پنهان کوه یخ لکنت است که زیر آب است و 90 % آن را تشکیل می دهد . لکنت یک پدیده پیچده است که اگر یک عنصر آن برطرف شود بازهم برخواهد گشت .

از وبلاگ گفتاردرمانی خانم سمیرا طالشی

 

نوشته شده توسط مختار مختار نژاد اقدم | موضوع: | لینک ثابت |
اثرات کم شنوایی بر گفتار و زبان جمعه 25 آبان1386 22:28

 

    افت شنوايي اثرات متفاوتي بر روي ميزان درك ، گفتار و زبان افراد و عملكردهاي آنان دارد. اين اثرات بر روي افراد مختلف ، فرق مي كند . اين امر دوعلت دارد :

-                     اول اينكه ضايعات شنوايي به علتهاي متفاوتي ايجاد مي شوند .

-                     دوم اينكه عوامل اجتماعي و رواني بسياري در زندگي افراد وجود دارد كه اثرات افت شنوائي را تعديل مي كند .

* مهمترين جنبه كم شنوائي ، اثر آن بر توانايي هاي ارتباطي افراد است .

ميزان تاثير كم شنوائي بر گفتار كودك بستگي به اين عوامل دارد :

-                     سن شروع كم شنوائي

-                     سن تشخيص كم شنوائي

-                     ميزان كم شنوائي

-                     علت بروز كم شنوائي

-                     جنس و نژاد كودك  

     هر چه سن شروع كم شنوايي كمتر و ميزان كم شنوائي بيشتر باشد اثرات سوء آن بر گفتار كودك بيشتر است . كودك عادي از ابتداي نوزادي دائما" صداها را مي شنود و بتدريج زبان را فرا مي گيرد و در حدود 5/3 سالگي به حداكثر مهارت زباني دست مي يابد در حالي كه كودك كم شنوا از زمان تجويز سمعك اين اصوات را مي شنود . افراد كم شنوا را بر حسب سن ابتلا به كم شنوائي به گروههايي تقسيم مي كنند .

      اگر كم شنوائي پيش از 3 سالگي ايجاد شده باشد آنرا كم شنوائي پيش از زبان آمـوزي مي گويند و اگر كم شنوائي پس از 3 سالگي ايجاد شده باشد آنرا كم شنوائي پس از زبان آموزي مي گويند . حال اثرات كم شنوائي را در هريك از اين گروهها جداگانه بررسي مي كنيم:

 

 

 

كودكان كم شنواي پيش از زبان آموزي :

     بيشتر افراد دچار اين نوع كم شنوائي هستند و ويژگي هاي اين گروه به خصوص در ارتباطات اجتماعي شان با ديگر گروهها فرق مي كند . در حقيقت بروز كم شنوايي سه نسل را متاثر مي كند :

1.                    والدين ناشنواها

2.                   خود ناشنواها

3.                 فرزندان افراد ناشنوا

      غالبا" والدين افراد ناشنوا و فرزندان آنان شنوا هستند بنابراين اين افراد بين دو نسل والدين خود و فرزندان خود ، اجتماع تنهايي هستند .

      والدين كودكان كم شنوا بيشترين تاثير را در ارتباطات اجتماعي آنان دارا هستند . والدين ممكن است شنوا يا ناشنوا باشند :

-           والديني كه خود ناشنوا باشند ، معمولا" خيلي هشيارتراند و زودتر ناشنوايي كودكشان را تشخيص مي دهند و كودكان آنان غالبا" خيلي زود مثل زبان مادري شان از زبان اشاره استفاده مي كنند و از همان كودكي حركات دستي دارند .

-           اما در 90% موارد ، والدين خود شنوا هستند . اين دسته از والدين ، پيش از تشخيص ناشنوايي فرزند خود غالبا" ماهها با خود تقلا مي كنند و پس از تشخيص قطعي دچار ضربات روحي شديدي مي شوند . اين گروه بيشتر با كودكان خود حالت معلم مانند دارند ، از كودكشان انتظار زيادي داشته ، انعطاف پذيري شان كمتر است و به دليل احساس ناتواني در برقراري ار تباط با كودكشان معمولا" ارتباط مناسبي با وي ندارند .

 

 

اثرات كم شنوايي :

1- رشد زباني

      ميزان كم شنوايي و سن شروع آن اهميت بسياري در رشد زباني كودك دارند . زيرا براي دستيابي به رشد زباني ، يك سن بحراني زبان آموزي داريم . به اين معنا كه چند سال اول زندگي هر كودك براي يادگيري زبان وي اهميت اصلي را دارند و پس از آن زبان آموزي بسيار مشكل صورت مي گيرد . بنابراين حتي يك كم شنوائي خفيف هم مي تواند اثرات عميقي بر روي گفتار كودك داشته باشد .

     كودكان كم شنوا در درك زبان و دريافت گفتار دچار مشكلات عديده اي هستند . اين كودكان بيشتر روي اسامي و افعال تاكيد دارند و معمولا" در درك حروف اضافه ، اشاره و ضماير اشكال دارند و دستور زبان شان ضعيف است زيرا بخشي از اصوات گفتاري را اصلا" نمي شنوند يا بطور ناقص مي شنوند .

* مادران شنوا معمولا" بيشتر از آنكه روي مفاهيم و جنبه هاي معنايي گفتار كودك ناشنوا تكيه كنند ، روي لحن و شـكل صحبـت آنهـا تكيـه مي كننـد و سبـب تاخير در رشد گفتاري كودك خود مي شوند .

 

 

2- زبان نوشتاري كه خود دو امر خواندن و نوشتن را در بر مي گيرد :

خواندن :

ارتباط مستقيمي بين توانايي خواندن و ميزان افت شنوائي كودك وجود دارد . هر چه افت بيشتر باشد توانايي خواندن ضعيف تر است .

      افراد ناشنوا درك درستي از تركيب جملات ندارند ، در دستور زبان مشكل دارند و به خصوص جملات مجهول يا تركيبات پيچيده را نمي فهمند . افراد كم شنوا غالبا" مطلب را جمله به جمله مي فهمند .

 

 

نوشتن :

      ناشنواها در نوشتن مشكل دارند و اين بدليل اشكال در لغت معني و تركيب است. در كل توانايي خواندن كم شنواها بهتر از نوشتن آنان است چون در مورد خواندن ، از برخي جملات براي فهم بقيه مطلب استفاده مي كنند .

* براي بهبود توانايي خواندن و نوشتن لازم است كودك ناشنوا هر چه بيشتر با ديگران ارتباط داشته باشد .

 

سيستمهاي ارتباطي افراد كم شنوا :

      در مورد روش مناسب ارتباطي افراد كم شنوا ، اختلاف نظرهاي زيادي وجود دارد . در كل دو روش وجود دارد :

1.                    روش شفاهي : كه تاكيد بر باقيمانده شنوائي و لب خواني و گفتار دارد .

2.                   روش ارتباط كلي : كه تاكيد بر استفاده از هر چيزي دارد كه فرد فكر مي كند مي تواند براي برقراري ارتباط مفيد باشد يعني روش شفاهي همراه با استفاده از علائم و اشارات .

      اگر در كودكي تاكيد بر ر وش شفاهي باشد ، بعدها مهارتهاي كلامي بهتري پيدا مي كنند .

      اگر در كودكي تاكيد بر ر وش دستي و اشارات باشد ، بعدها در مهارتهاي دركي ماهرتر خواهند بود .

* نكته مهم اينست كه ميزان تجربه و موقعيت هاي موجود براي كودك جهت برقراري ارتباط مهمتر از نوع سيستم ارتباطي آنان است .

 

3- رشد گفتاري :

ميزان مفهوم بودن گفتار كودك بستگي به اين عوامل دارند :

1.        نوع و ميزان افت شنوايي

2.       روش ارتباطي مورد استفاده

3.     معلوليت هاي ديگر

4.     محل تحصيل ( مدارس عادي يا استثنايي )

5.     پيشينه نژادي كودك

-  هر چه ميزان افت بيشتر باشد و سن شروع كمتر باشد ، ميزان مفهوم بودن گفتار كودك كمتر است .  اشكالات گفتاري مختص كم شنوايي هاي متوسط تا عميق است و در كم شنوايي هاي ملايم گرچه ممكن است تاخيري در رشد گفتار وجود داشته باشد ولي مشكل خاصي نداريم .

-  اگر كودك در فركانس هاي زير افت كمتري داشته باشد ، مهارتهاي كلامي بهتري دارد .

- گفتار كودكان بزرگتر ، بهتر است .

-                     در مدارس عادي كودكان بزرگتـر چـون بيشتـر از گفتـار استفاده مي كنند وابستگي شان به زبان اشاره كمتر مي شود بنـا بـر ايــن گفتارشان مفهوم تر مي شود ولي در مدارس مخصوص ناشنواها ، كودك بيشتر از اشاره استفاده مي كند نه گفتار.

     كودكان كم شنوا بيش از كودكان شنوا بر نشانه هاي بينائي تكيه مي كنند و هر چه سن آنان بالاتر مي رود و مهارتهاي زباني شان تقويت مي شود لب خواني شان بهتر مي شود .

- روش ارتباطي ترجيـحي كودكان هم بستگي زيادي به مفهوم بودن گفتارشان دارد ( نه به ميزان افت شنوائي ) . آنهايي كه توانايي گفتاري بهتري دارند بيشتر علاقه به گفتار دارند نه اشاره .

      البته بيشتر ناشنواهاي پيش از زبان آموزي به نوعي از اشاره استفاده مي كنند و بيشتر ناشنواهاي پس از زبان آموزي از گفتار . كودكاني كه در مدارس عادي تحصيل مي كنند و با كودكان شنوا همكلاس هستند و ارتباط دارند ، بيشتر از گفتار استفاده مي كنند .

 

4- رشد دركي و هوشي :

      بيشتر جنبه هاي هوشي ناشي از تجربه افرادند و افراد كم شنوا يك حس مهم يعني شنوايي را كه عامل مهمي در كسب تجربه است از دست داده اند . اما ناشنواها بر عكس اعتقاد قديمي ، كم هوش تر از كودكان عادي نيستند .

     در واقع نوع ديد و  طرز عمل افراد ناشنوا و نوع دريافت شان با افراد شنوا فرق مي كند .

 

5- پيشرفتهاي تحصيلي :

      رشد درسي كودكان كم شنوا ، معمولا" ضعيف تر از كودكان طبيعي است و به خصوص در خواندن ، زبان و رياضي مشكل دارند .

* البته اگر كم شنوايي زود تشخيص داده شود و تقويت صوت و اقدامات اديولوژيكي به موقع آغاز شود ، ممكن است از لحاظ زباني به كودكان طبيعي برسند .

-                     اين كودكان در مدارس عادي بازده بيشتري دارند اما محيط مدارس ناشنواها برايشان آشناتر و راحت تر است . انتخاب نوع مدرسه بستگي به خود كودك ، توانايي ها و علايقش دارد .

 

6- رشد رواني اجتماعي :

      معمولا" كودك ناشنوا در خانواده شنوا بدنيا مي آيد كه آگاهي به دنياي ناشنواها ندارند و قادر نيستند ارتبـاط مناسبـي بـا كودك خود برقرار كنند و توانايي هاي بالقوه اش را شكوفا كنند . همچنين معمولا" ديگر افراد از معلم و مربي گرفته تا دوست و فاميل به دليل ذهنيت خاص در مورد كم شنوايي ، رفتارهايي ناخوشايند با آنان دارند و هر نوع مشكل رفتاري را به كم شنوايي كودك نسبت مي دهند . اينها سبب مي شود كودك به اين جنبه هاي محيطي منفي عكس العمل نشان داده و بعدها در روابط اجتماعي اش دچار مشكل شود و خودخواه يا عقب افتاده قلمداد شود .

-                     همچنين برخي از عوامل ايجاد كننده كم شنوايي مثل مننژيت ، سرخجه يا عدم تطبيق Rh خون مادر و نوزاد ممكن است مشكلات ديگري هم براي كودك ايجاد كند كه در روابط اجتماعي اش تاثير گذارد .

* در واقع والدين بايد واقع بينانه عمل كنند و با قبول كم شنوايي كودك خود ، زمينه هاي اجتماعي پيشرفت كودكشان را ايجاد كنند .

 

7- اشكالات رفتاري و شخصيتي :

      ميزان اشكالات رفتاري در بين كودكان كم شنوا و ديگر كودكان تقريبا" يكسان است . گر چه احتمال وجود اشكالات رفتاري در اين گروه بيشتر است ولي اين به دليل موقعيت خاص آنها و وضعيت دشواري است كه برايشان بوجود آمده و همچنين شيوه برخورد نامناسب همسالان شنوا و بزرگسالان و اطرافيان آنهاست .

*  براي از بين بردن چنين اشكالاتي ، مشاوره وحمايت رواني والدين از همان ابتدا لازم و ضروري است و بهتر است والدين اينگونه كودكان با يكديگر ارتباط داشته باشند .

 

2- كودكان كم شنواي پس از دوره زبان آموزي :

      اين گروه افرادي هستند كه پس از 3 سالگي ، ناشنوا مي شوند و عده آنان خيلي كمتر از گروه قبلي است .

     خيلي وقتها اين كودكان هيچگاه تشخيص داده نمي شوند و به عنوان كودكان تنبل يا كند به شمار مي روند .

-                     اين كودكان بر اساس زبان شنيداري كه پيش از كم شنوايي كسب كرده اند ، عمل مي كنند بنابراين هر چه كم شنوائي ديرتر ايجاد شود ، رشد زبان و گفتارشان بهتر است .

-                     اما بتدريج اين افراد اشكالات تلفظي پيدا كرده ، كيفيت صدايشان بدتر مي شود ، از اين رو حتما" بايد گفتار درماني شوند .

-                     قبول كم شنوايي اولين قدم در كسب هويت واقعي اين افراد است اما چون به راحتي تشخيــص داده نمي شونـد ، گاهـي خـودشان هم اين موضوع را قبول نمي كنند و سعي در پوشاندن آن دارند . از اين رو اين افراد مشكلات خاص خود را دارند .

 

 

 

3- ضايعات شنيداري در بزرگسالان :

     به دو دسته تقسيم مي شوند : 1- ضايعات پيش از شروع به كار 2- ضايعات پس از سن شروع به كار ( 18 سال به بالا ) .

 

سن شروع كم شنوايي خيلي مهم است :

-                     اگر فردي در جواني و پيش از شروع به كار مبتلا شده باشد بهتر است چون از توانايي هايش آگاه است اما در سنين بالاتر ، لطمه زيادي به اقتصاد ، استقلال و حرفه فرد وارد خواهد شد .

-                     ضايعه شنوايي پس از 18 سالگي ، اشكالات رشدي ايجاد نمي كند اما مشكلات اجتماعي رواني زيادي به بار مي آورد .

      ميزان اثري كه كم شنوايي روي زندگي اين افراد مي گذارد بستگي به اين عوامل دارد :

-                     سن شروع كم شنوايي

-                     نوع و ميزان آن

-                     نوع زندگي و شغل فرد

-                     معلوليتي كه فرد خود احساس مي كند .

 ترجمه :گيتا موللي ، كارشناس ارشد شنوايي شناسي

 

نوشته شده توسط مختار مختار نژاد اقدم | موضوع: | لینک ثابت |
یافته هایی از stammering يا لکنت زبان جمعه 6 مهر1386 14:47

راه حلی تازه برای درمان بيماری stammering يا لکنت زبان 

 در اين شيوه شخص مبتلا وسيله کوچکي را در يکی از گوش هاش ميزاره که اين وسيله به نحوی با فريب دادن مغز به شخص کمک ميکنه که روان تر و راحت تر صحبت کنه. اين روش فعلا فقط در آمريکا قابل دسترسي ست و هزينه اش حدود پنج هزار پوند (هشت و نيم ميليون تومان ) ميشه!!!!!!!!!؟

هيدي کينگ، دختري بيست و پنج ساله و از اهالي ايسکس انگلستان اولين انگليسي اي هست که براي آزمايش اين روش جديد درمان لکنت زبان به نيويورک آمريکا رفت. هيدی دختری زيبا، بسيار شاد و سرزنده و با دوستان فراووني ست که بسيار اجتماعی و مخصوصا عاشق رقص تانگو و پارتيه...ولی اون بمحض باز کردن دهانش و آغاز صحبت توجه همه رو به خودش جلب ميکنه. بسيار طول ميکشه که حتی چند جمله خيلی ساده رو ادا کنه که هم سخت و عذاب آور برای خودشه و هم خسته کننده برای شنونده. لبخند اون وقتی قطع ميشه که سعی کنی جمله اونو تو تموم کني...لکنت زبون اون از سن سه سالگی شروع شد و تمام معالجات تا به الان همه شون بيفايده بودن. لکنت زبان برای هيدی نه تنها مانعی برايش در زندگی نبوده که او بعنوان دانشجوی ممتاز در رشته روانشناسی از دانشگاه کنت فارغ التحصيل شده و الان هم يک شغل خيلی خوب داره. او چند وقت پيش بعنوان يک داوطلب به نيويورک رفت تا بعنوان اولين انگليسی اين روش درمان جديد رو به روی خودش آزمايش کنه...اين روش درمان حدودا 5000 پوند هزينه داره و بيمه های دولتی هم پرداخت اونو تو انگليس قبول نميکنن و اين درحاليه که هيچ تضمينی هم برای خوب شدن 100% بيماری وجود نداره. اين وسيله کوچک که در گوش نصب ميشه شبيه يک سمعک بسيار کوچک ولی پيشرفته تر و الکترونيکيه و اسمش هست SpeechEasy . و اما نحوه کار اين وسيله از اين قراره: بيشتر افراد مبتلا به لکنت زبان، حتی موارد حاد اون مثل هيدي، قادر هستند که تقريبا بدون اشکال به همراه يک آهنگ و خواننده اون آواز بخونن و بقول معروف همنوايی يا همخوانی کنن. مثل مثلا خواننده معروف انگليسي، گرت گيت، که حرف زدن عادي اش با لکنت فراوون همراه بود ولی موقع خوندن اين لکنت متوقف ميشد. اين اثر که "تاثير پژواکي" ناميده ميشه دقيقا کاري هست که اين دستگاه انجام ميده؛ به اين صورت که دستگاه صدای شخص بيمار رو هنگام حرف زدن تقليد ميکنه، بازسازی ميکنه و به گوش فرد ميرسونه و به مغز شخص اينگونه القا ميکنه که اون داره با يکنفر ديگه همزمان صحبت و همخوانی ميکنه و دقيقا داره همون چيزهايی رو ميگه که اون شخص داره ميگه؛ که نهايتا اين "اثر پژواکي" باعث توقف لکنت و عملکرد صحيح مغز ميشه. هيدی ميگه: "من احساس ميکنم که ديگه هيدی نيستم چون من ديگه موقع حرف زدن لکنت ندارم..احساس ميکنم رها شده ام و اين شخص ديگری است که داره حرف ميزنه و اين من نيستم. احساسم شبيه کسی است که مواد مخدر مصرف کره باشه..آرامش کامل دارم..من دائماٌ به اون به اون شخصی گوش ميدم که تو گوشمه و حرف ميزنه. احساس عجيبی دارم...ديگه تقلا برای حرف زدن نميکنم..و حرف زدن بدون لکنت برام خيلی عجيبه.." دکتر جان هاسکل پزشک معالج هيدی در نيويورک ميگه:"اين يک معالجه 100% نيست، هيدی تازه شروع کرده به شنيدن صدای خودش به يه روش ديگه. او صدای خودش رو با يک تاخير بسيار کوتاه و کمی تٌن بالاتر دوباره ميشنوه که داره با او صحبت ميکنه؛ او در بعضی لحظات با لکنت و توقفهای کوچيک مواجه خواهد شد ولی بتدريج ياد ميگيره که چطور اون مشکل روحل کنه و بهش عادت کنه. دوستان و اطرافيانش نبايد انتظار داشته باشن که هيدی 100% مثل اونا صحبت کنه.." مسائل احساساتی اين تغير هم مهم هستند.. هيدی از استفاده کردن از اين وسيله ميترسيد...اون ميگه:"اين وسيله نحوه ارتباط منو با اطرافيانم تغيير ميده..اين تقريبا شبيه اين ميمونه که من کنترلم رو از دست داده ام.نگاهم به خودم عوض شده واعتماد به نفسم بيشتر. امروز احساس ميکنم که شخص متفاوتی شده ام در حاليکه من هنوز همون هيدی هستم.من سعی ميکنم تمرکز کنم و به اين شخصی که در گوشم صحبت ميکنه گوش کنم.من زندگی خودم رو مثل سابق ادامه خواهم داد ولي اينبار ديگه هيچوقت مجبور نيستم که به نحوه حرفزدنم هنگام صحبت فکر کنم." او ادامه ميده:" اين يک ماجرای طولانی بوده تا حالا که هنوز هم ادامه داره. من ميترسم وقتی که به اين ماجرا فکر ميکنم، اما توانايی من بيشتر از اينهاست، چه با لکنت چه بدون آن منبع: www.sobhane.org 
 
 آیا لکنت زبان درمان دارویی هم دارد ؟
 
 
.لکنت زبان عارضه اي است که به صورت ناتواني در بيان روان و پشت سرهم واژه ها و کلمات شناخته مي شود.
اين عارضه نيز همانند همه بيماري ها مي تواند بر اثر عوامل ارگانيکي يا سايکولوژيکي و رواني ايجاد شود.
در علل ارگانيکي بروز مشکل در مغز و ايجاد نقص در ياخته هايي از مغز که مربوط به گويايي است ، موجب لکنت مي شود.
اين عوارض ممکن است در طول دوره رشد بخصوص در دوره جنيني ، هنگام تولد و بر اثر نرسيدن اکسيژن کافي به مغز هنگام تولد يا در نتيجه مصرف بعضي داروها توسط مادر در دوره بارداري و تاثير اين داروها بر جنين يا به علت ضربه هايي که در دوره بارداري به رحم يا مغز وارد مي شود، ايجاد شوند.
بنابراين ، تمام اين عوامل محيطي هستند و نمي توان گفت که عوامل ژنتيکي در ايجاد لکنت زبان موثر است. اين محيط ممکن است پيش از تولد، هنگام تولد يا بعد از تولد باشد.طبيعي است درمان اين نوع مشکلات نيز از نوع دارويي خواهد بود.
دکتر تبريزي ، روان شناس ، در زمينه درمان لکنت زبان مي گويد: اگر کسي به دليل لکنت زبان به ما مراجعه کند، اول از او مي خواهيم نظر پزشک متخصص اعصاب و روان را همراه خود داشته باشد. پزشک متخصص اعصاب و روان با الکترونسفالوگرافي يا سي تي اسکن و کارهاي ديگر نشان مي دهد که آيا علت ارگانيک وجود دارد يا خير. در اين صورت درمان هاي دارويي براي رفع عامل ايجاد لکنت انجام مي شود.
عوامل ديگري که مي توانند باعث لکنت زبان شوند، سايکولوژيکي يا رواني هستند، يعني کودک در زماني به دليلي ترسيده و زبانش گرفته است و حالا اين حالت را ادامه مي دهد و يا اضطراب هاي مختلفي داشته است و واکنش هاي اضطرابي خود را به شکل لکنت زبان نشان مي دهد؛ بنابراين گام اول در درمان لکنت زبان تشخيص منشائ و علت بروز اين عارضه است.
اين کار را در مراحل ابتدايي مي توان با چند پرسش ساده از اطرافيان بيمار نيز انجام داد.دکتر تبريزي در اين خصوص مي گويد: گاهي افراد به دليل مشکلات مالي امکان مراجعه به متخصص مغز و اعصاب را ندارند.
ما مي توانيم با طرح چند پرسش ساده و بدون نياز براي ارجاع به متخصص مغز و اعصاب تشخيص دهيم که لکنت زبان يک فرد ارگانيک است يا خير؛ مثلا مي پرسيم آيا اين فرد وقتي با دوستان بسيار صميمي صحبت مي کند، لکنت زبان دارد يا خير. يا وقتي در جايي مثل حمام براي خودش آواز مي خواند، لکنت دارد يا خير.
اگر پاسخ منفي باشد و در اين مواقع لکنت ندارد، يقين پيدا مي کنيم که علت لکنت زبان او ارگانيک نيست ، زيرا اگر چنانچه منشائ لکنت زبان او ارگانيکي بود، هم در تنهايي و هم در تعامل با دوستان صميمي و غيرصميمي حتما بايد بروز مي کرد و چون در آن شرايط بروز نمي کند، مطمئن مي شويم که مشکل او ارگانيکي نيست و نيازي هم به مراجعه به پزشک متخصص مغز و اعصاب ندارد.
علت لکنت زبان فرد هرچه باشد، متخصصان ضمن انجام درمان دارويي با استفاده از يک گفتار درمانگر تمرين هايي به او مي دهند تا اين عادت از بين برود.
طبيعي است تمام اين کارها در صورتي نتيجه بخش خواهد بود که سرمنشائ ايجاد بيماري از ميان برود و عمليات درماني به صورت ريشه اي انجام شود. درغيراين صورت ، اگر چنانچه مثلا مشکل مغزي يا علايم رواني يعني همان اضطراب درمان نشوند، اين نشانه از بين نمي رود يا اگر هم از بين برود، دوباره بازمي گردد.
پس از تشخيص علت اوليه ، در صورتي که عوامل رواني باعث ايجاد لکنت شده باشند، فرد مورد مطالعه قرار مي گيرد تا نوع اضطراب او مشخص شود.اضطراب هاي مزمن و ريشه دار کشف مي شود و با استفاده از روشهاي تخصصي مقابله با اضطراب از بين مي رود.
به محض از بين رفتن اضطراب نشانه هاي مرضي يعني لکنت زبان نيز برطرف مي شود. نکته مهم اين است که بجز فرد مراجعه کننده ، خانواده و اطرافيان او نيز بايد مورد توجه و حتي گاهي درمان قرار بگيرند، چون عوامل اضطراب زا لزوما در تعامل با اطرافيان به وجود مي آيد.
مثلا اگر در خانواده اي از بچه توقع زياد داشته باشند و بخواهند خيلي کامل صحبت کند يا اين که دايم لکنت زبان او را مورد توجه قرار دهند و او را به خاطر طرز صحبت کردن سرزنش کنند، اين عوامل اضطراب را تشديد و اثر فعاليت هاي درماني را خنثي مي کنند؛ بنابراين خانواده و اطرافيان بايد آموزش ببينند که در مقابل لکنت زبان بچه ها چه واکنش هاي مثبت و منفي اي بروز دهند.

درمان به جاي کنترل
نوع و علت اضطراب در افراد مختلف فرق مي کند که بايد آن علت شناسايي و تکنيک متناسب با آن به کار گرفته شود.
روشهاي کنترل اضطراب نيز بسيار زياد است و بستگي دارد به اين که فرد در چه حال و هواي فکري اي باشد. اگر بيمار در يک خانواده کمال گرا قرار داشته باشد و از او بخواهيم همه چيز را کامل و مطلق انجام دهد، چنين باوري منشا بسياري از مشکلات از جمله لکنت زبان خواهد بود.
براي مثال ، کودک وقتي مي خواهد جمله اي را بيان کند مي کوشد آن را به کامل ترين و بهترين شکل بگويد و چون نمي تواند، بنابراين مدام مکث مي کند و دوباره مي گويد. در اين روند او دايم خود را کنترل مي کند تا دچار اشتباه نشود.
مجموع اين شرايط موجب لکنت زبان او مي شود.به گفته دکتر تبريزي در چنين شرايطي تعدادي راههاي شناخت درماني براي کنترل اضطراب به کار گرفته مي شوند؛ يعني پديده کمال گرايي يا Perfectionism از ذهن آن فرد بيمار يا خانواده او زايل و طي چند جلسه سعي مي شود باورهاي کمال گرايي در خانواده از بين برود.
گاهي نيز اضطراب از نوع آموخته شده است. در محيط همه اضطراب دارند و کودک اضطراب را ياد گرفته است. در چنين مواردي تکنيک هاي رفتار درماني استفاده مي شود؛ براي مثال تمرين هاي آرام سازي يکي از تکنيک هاي بسيار عالي اي است که براي مقابله با اضطراب به کار گرفته مي شود.روش ديگر استفاده از ورزشهاي هوازي است.
به بيمار گفته مي شود به مدت يک يا 2ماه هر روز به مدت نيم ساعت ورزشي را انجام دهد که به نفس نفس بيفتد. پس از آن دوش آب گرم بگيرد و سپس دوش آب گرم را به آب سرد تبديل کند.
تمام اينها تکنيک هاي مقابله با اضطراب هستند. نکته اي که در اين قسمت بايد مورد توجه قرار گيرد اين است که برخي از اصطلاح کنترل اضطراب به جاي درمان و ريشه کن کردن آن استفاده مي کنند.
در مورد اول ، اضطراب بدون اين که از بين برود، کنترل مي شود و طبيعي است که در شرايط مساعد مجددا بروز مي کند؛ بنابراين به جاي کنترل اضطراب بايد آن را درمان کرد.


به اعتقاد دکتر تبريزي ، در لکنت هايي که دليل سايکولوژيکي دارند، تقريبا مي توان گفت نقش خانواده در ايجاد آن بسيار مهم و صددرصد است.
به اين معني که اگر خانواده کمال گرا نباشد، برخورد نکند، سرزنش نکند و انتقادهاي خيلي زياد نکند، طبيعتا امکان بروز چنين عارضه اي کاهش خواهد يافت.
در واقع عوامل سايکولوژيکي عواملي هستند که اطرافيان آن را ايجاد مي کنند و چون خانواده بيشترين تعامل را دارد و فرد در محاصره تعاملات خانواده قرار دارد، مي توانيم نتيجه بگيريم نزديک به صددرصد لکنت زبان هاي ناشي از عوامل سايکولوژيکي و رواني به عملکرد خانواده مربوط است.

منبع: http://www.jamejamonline.i

 
 علل و باز هم درمان
 
 
 واقع دلایل بروز لکنت زبان در کودکان، تا کنون بطور دقیقی روشن نشده است. اما آنچه که تا حدودی مشخص است، آن است که لکنت نمی‌تواند علت واحدی داشته باشد. بلکه همواره معلول علت بدنی، عاطفی، اجتماعی و یا ترکیب این عوامل است. بسیاری از افرادی که لکنت زبان دارند دچار بعضی از ناراحتیهای عصبی و ناسازگاری‌های اجتماعی هستند. اما تشخیص اینکه آیا اینگونه ناراحتیهای روانی علت لکنت زبان است و یا لکنت خود حاصل حالات و فشارهای ناشی از اختلالات روانی است، بسیار مشکل است. در بعضی از مواقع لکنت ربان ممکن است حاصل نارساییها و اختلالات دستگاه عصبی باشد و یا در مواردی نیز لکنت زبان از زمان کودکی در اثر بعضی ناهنجاریهای خفیف فیزیولوژیکی پدید می‌آید.

روشهای اصلاح و درمان لکنت زبان امروزه از روشهای مختلفی برای اصلاح، درمان و بازپروری اختلالات گویایی و لکنت زبان استفاده می‌نمایند. از جمله این روشها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.

روشهای زبانی یا تلفظی برای انجام این عمل بهترین هماهنگی‌ها بین حنجره، گونه‌ها، زبان و لب‌ها لازم است؛ اما همین که در این هماهنگی خللی ایجاد شود، زبان به لکنت می‌افتد. پیش از سن ٤ یا ٥ سالگی به‌ندرت معلوم می‌شود که کودک لکنت زبان دارد. کندی زبان بر اثر اختلال‌های بدنی یا برآشفتگی‌های عاطفی، در انسان رشد می‌یابد. گویا بتوان در پاره‌ای موارد، کند زبانی را از راه آموزش برطرف کرد؛ یعنی به شخص مبتلا آموخت که چگونه آهسته آهسته چیزی را بخواند؛ آهسته آهسته و با توجه خاص به حرف زدن خود، سخن بگوید و هر هجایی را با کمال دقت ادا کند.

همچنین به وی می‌آموزند چگونه به هنگام بند آمدن زبانش، تنفس خود را تنظیم کند. بر اثر مطالعه درباره صوتها یا ترکیب صوتهایی که چنین مشکلی را فراهم می‌آورند، به پاره‌ای از تمرینهای مرحله‌ به مرحله‌ای، برای خواندن دست یافته‌ایم که با انجام آن می‌توان تا حدود زیادی بر مشکل «کند زبانی» چیره شد. به هر حال، درمان لکنت ‌زبان باید بوسیله متخصص انجام گیرد. این نکته نیز بسیار قابل توجه است که نباید مبنای عاطفی را در کند زبانی نادیده گرفت.

روش دو جانبه یا مکمل در این روش به بازپروری و پرورش جنبه‌های دوگانه فکری و زبانی اهمیت فراوان داده می‌شود. این روش بیشتر در مورد کودکان ٣ تا ٧ساله استفاده می‌شود و معمولا نتایج ثمر بخشی دارد. هدف این روش در واقع پرورش دوگانه‌ای از قدرت و صحت تفکر، قدرت و صحت بیان است. به عنوان مثال برای نیل به این منظور به کودک می‌آموزند که افکار خود را اصلاح و روشن دریابد، فقط افکار واضح و روشن خود را به زبان جاری نماید و کلمات و جملات را دقیق و رسا بازگو نماید.

روشهای روان درمانی این روشها بویژه در مورد افرادی که دچار کشمکش‌های عاطفی و اختلالات روانی عصبی هستند بکار می‌رود. روش روان درمانی برای کودکان سنین پایین ثمر بخش نمی‌باشد.

روش دارو درمانی برخی اعتقاد دارند که یکی از عوامل لکنت تنش‌ها و اضطراب و هیجانات عاطفی است. لذا داروهای آرام بخش می‌توانند تا حدودی کودک را از اضطراب و هیجانات عاطفی به دور داشته و در نتیجه لکنت زبان او را تقلیل دهند.

رفتار درمانی یکی دیگر از روشهای متداول و نسبتا جدید در اصلاح و بازپروری لکنت زبان روش تغییرات و اصلاحات رفتاری می‌باشد. نظریه مدافعان این روش در این است که یکی از علل لکنت زبان کودک رفتارهای سازش نایافته و یا ناهنجار اوست. لذا در این روش سعی بر اصلاح رفتارها و بالطبع تقلیل لکنت زبان کودک است.

روش خود درمان گری این روش که در واقع می‌تواند نوعی روش رفتار درمانی نیز تلقی شود، بر این اساس استوار است که فرد لکنتی با انگیزه قوی و ایجاد تغییرات لازم در زمینه بازخوردها و نگرشهایش نسبت به لکنت خود به برنامه‌ای منظم، مشخص و بطور جدی و مصمم تلاش کند که اختلال گویایی خود را اصلاح کند.

منابع
دانشنامه رشد.
 

نوشته شده توسط مختار مختار نژاد اقدم | موضوع: | لینک ثابت |
روند رشد زبان : قابل توجه عزیزانی که فرزندشان تاخیر در رشد گفتار و زبان دارد سه شنبه 18 اردیبهشت1386 4:4

1.            معیارهای رشد طبیعی زبان :

·             میزان رشد واژگان از 12 تا 60 ماهگی

·             میزان رشد میانگین طول گفته از 12 تا 46 ماهگی

2.            توالی رشد توانایی های درک و بیان از تولد تا 6 سالگی

3.            تشخیص افتراقی بین اختلال های تولید گفتار

4.            معیارهای تشخیص افتراقی ناروانی طبیعی ، لکنت خفیف و شدید در کودکان

 

*********************************************************

1-       معیارهای رشد طبیعی زبان از 12 تا 60 ماهگی

·         میزان رشد واژگان

·         12 ماهگی : 2 تا 6 کلمه علاوه بر " مامان "  و " بابا "

·         18 ماهگی : 10 تا 20 کلمه قطعی در واژگان

·         24 ماهگی : 200 تا 300 کلمه در گفتار

·         30 ماهگی : واژگان 450 کلمه ای

·         36 ماهگی : واژگان 900 تا 1000 کلمه

·         42 ماهگی : واژگان 1200 کلمه

·         48 ماهگی : واژگان 1500 تا 2000 کلمه

·         54 ماهگی : واژگان با 1900 کلمه

·         60 ماهگی : واژگان بین 2200 تا 2500 کلمه

 

*********************************************************

·   میزان رشد میانگین طول گفته (  MLU) از 12 تا 46 ماهگی

 

                                     رشد میانگین طول جمله در پنج مرحله

مرحله

سن تقویمی ( ماه )

میانگین طول گفته

یک

12 تا 26 ماهگی

1 تا 2 تکواژ

دو

27 تا 30 ماهگی

2 تا 5/2 تکواژ

سه

31 تا 34 ماهگی

5/2 تا 3 تکواژ

چهار

35 تا 40 ماهگی

3 تا 5/3 تکواژ

پنج

41 تا 46 ماهگی

5/3 تا 5/4 تکواژ

 

معیار های رشد مشخصات نحوی در مراحل پنجگانه ( 12 تا 46 ماهگی )

 

سن رشد و پیدایش مشخصات مختلف زبانی یکسان  نیست ولی ترتیب رشد و میزان تغییرات هر مرحله را میتوان بر حسب میانگین طول گفته (  MLU) تعبیر کرد . این میانگین نه تنها در کودکان مختلف ثابت ، بلکه در زبانهای مختلف ثابت است .

 

* مرحله یک : نقش های معنایی و روابط دستوری ( 12 تا 46 ماهگی )

·         میانگین طول جمله بین 1 تا 2 تکواژ

·         گفته ها 1 ، 2 ، 3 کلمه ای

·         روابط معنایی : عامل - عمل ، عمل مفعول ، عمل مکان ، جوهر مکان ،  جوهر صفت ، اسم اشاره جوهر

·         جمله های پرسشی با آهنگ خیزان جمله مشخص میشود مانند : " پیشی ببین؟ "

·         تعدادکم جمله های پرسشی با : کی ، کجا ، چی ...؟

********************************************************

* مرحله دوم : تکواژهای دستوری و تنظیم مفاهیم معنایی ( 27 تا 30 ماهگی )

·         میانگین طول جمله بین 2 تا 5/2 تکواژ

·         افزایش تکواژهای دستوری : تکواژ زمان ، جمع ، حرف تعریف ، تکواژ ملکی ، فعل های کمکی ، فعل ربط ( بودن و شدن ) ، حروف اضافه در ( in ) و ، روی ( on) تا مرحله پنجم رشد   کودک 100% تثبیت نمی شوند .

*********************************************************

* مرحله سوم : پیدایش وجوه مختلف جمله ( 31 تا 34 ماهگی )

·         میانگین طول جمله بین 5/2 تا 3 تکواژ

·         افزایش طول جمله به سبب توانایی کودک در کاربرد فعل کمکی و ساخت جمله های پرسشی جمله های منفی شبیه جمله های بزرگسالان

·         افزایش تعداد جمله های پرسشی : کی ، کجا ، چی ...

·         جمله های پرسشی معکوس

·         کاربرد عبارت های مودبانه "  لطفا  "  ،  "  متشکرم "

*********************************************************

* مرحله چهارم : جمله های تو در تو ( تداخلی ) ( 30 تا 40 ماهگی )

·         میانگین طول جمله بین 3 تا 5/3 تکواژ

·         تغییرات اساسی زبانی این مرحله که موجب افزایش طول گفته میشود جایگزین کردن   جمله در نقش معنایی جمله دیگر است : مانند :

(1)     مفعول گروه اسمی

(2)     جمله های پرسشی غیر مستقیم

(3)     جمله های ربطی  

*********************************************************                  

*مرحله پنجم : ترکیب جمله های ساده ( 41 تا 46 ماهگی )

·         میانگین طول گفته 5/3 تا 5/4 تکواژ

·         ترکیب دو جمله ساده : مانند : او منو زد و درد میکنم

·         ترکیب دو جمله ساده همراه با حذف ، مانند : بابا و مامان شکلات   دوست ندارند

·         قید های مکان ، مانند : بالا ، پایین

·         حرف ربط اصلی  "  و "

 

*********************************************************

2-       توالی رشد  توانایی های درک و بیان از تولد تا 6 سالگی

( نیکولوسی nicolosi) و ( کولینز Collins )

  

تولد تا 6 ماهگی

درک

بیان

با صدای بلند از جا می پرد

به محرک لمسی و حرکتی لبخند بازتابی میزند

اغلب مواقع با شنیدن صدای دوستانه و آشنا ساکت میشود

سریعا" به صدای گفتاری توجه میکند

به صدای خود پاسخ می دهد

لبخند اجتماعی میزند

به لحن خشونت آمیز با گریه پاسخ میدهد

آگاهی وی از محیط افزایش می یابد

به مدت کوتاهی گوشی را نگه داشته و وارسی میکند

به نوفه و صدا با برگشتن به سمت منبع صوت پاسخ میدهد

شروع به درک تغییر زیر و بمی و شدت صوت می کند

به گفتار دوستانه با لبخند و خنده پاسخ میدهد

گریه تولد تمایز نیافته

در 8 روزگی غرغرهای صوتی دارد

نوفه های گویی خفیف دارد

برای درد ، گرسنگی و ناراحتی گریه های

 متفاوتی دارد

دربازی صوتی غان وغون و شبه واکه سازی

می کند

در تنهایی و با دیدن دیگران و اشیاء غان و غون

 میکند

با صدای بلند می خندد

دو هجایی ها را ادا می کند

تک هجا یی هارا تکرار میکند

ازغان وغون برای جلب توجه و بیان نیازهایش

 استفاده می کند

اشتیاق خود را با صدا ابراز میکند

 


 

 

6 تا 12 ماهگی

درک

بیان

 

آگاهی و پاسخ دهی وی به محیط افزایش می یابد

به طور ارادی به واژه های جدید گوش میکند

باچرخش سر ، تماس چشمی ، یالبخند به نام خودپاسخ  می دهد

مفهوم واژه  " نه " را می فهمد

به افراد خاصی پاسخ می دهد ( 8 ماهگی )

به بای بای پاسخ می دهد ( 9 ماهگی )

به برخی سوالات با سر پاسخ بله یا خیر می دهد ( 10 ماهگی )

از دستورات ساده پیروی میکند

 

 

شروع به استفاده از الگوهای تغییر زیر و بمی می کند

از بسیاری از صداهای گفتاری و غیر گفتاری در صدا سازی های اتفاقی خود استفاده میکند

صدا سازی های آهنگین دارد ( 7 ماهگی )

غان و غون آهنگین ادامه دارد ( تا 9 ماهگی )

سعی میکند صداهای دیگران را تقلید کند

از تغییر زیر و بمی در گفتار نامفهوم خود استفاده میکند

صداسازی و حرکات بیانگر خود را به طرف اشیاء و اشخاص جهت میدهد

پژواک گویی شروع می شود (9 تا 12 ماهگی ) یعنی کودک از تقلید توالی های صوتی لذت می برد و اولین واژه ظاهر می شود ( 10 تا 12 ماهگی )

واژگان شامل 5 تا 6 کلمه است ( 12 ماهگی )

واژگان از نوع اسم یعنی واژگان دارای معانی عینی است

در طی بازی صدا سازی میکند

زبان هدفمند آغاز میشود

 

 

 

1 تا 2 سالگی

درک

بیان

دستورات و منع های ساده را درک میکند ( 13 تا 18 ماهگی )

اشیا ، اشخاص و حیوانات خانگی را تشخیص می دهد ( 14 تا 18 ماهگی )

به طیف متنوعی از طبقات معنایی پاسخ می دهد : عمل عامل مالکیت ، تکرار

یک عضو از بدن را شناسایی می کند ( 18 ماهگی )

ازدستورات شامل مفاهیم فضایی در روی ( in – on ) پیروی میکند

به سوالات ساده  دارای کلمه  پرسشی پاسخ می دهد

سه عضو از بدن را شناسایی می کند ( 20 ماهگی )

دو شی یا بیش از دو شی یا تصویر از یک گروه را شناسایی میکند

متوجه ابراز عواطف دیگران می شود

تفاوت میان ضمایر را متوجه میشود مثلا" ( آن را به من بده ، آن را به او بده )

پنج عضو بدن را شناسایی میکند ( 22 ماهگی )

حدودا" معنای 300 واژه را می فهمد

میانگین طول جمله 5/1 واژه است

در 18 ماهگی 50 % ازواژه ها و در 24 ماهگی 39 % از واژه ها اسم است

در 18 ماهگی ترکیبات دو یا سه کلمه ای دارد نظیر توصیف کننده های اسم (big,more,my,the ) کامیون من ( the car )

شکل های ملکی را استفاده میکند : صندلی پدر ، کتاب بچه ، و...

ترکیب صفت و موصوف را استفاده میکند : پسر بزرگ ، عروسک شکسته و...

 

واژگان وی در 18 ماهگی مرکب از 10 تا 20 کلمه و در 24 ماهگی 200 کلمه است

در 18 ماهگی در اوج گفتار نامفهوم است که این گفتار تا 24 ماهگی حذف می شود

از گفتار تلگرافی استفاده میکند ( حذف حرف تعریف ، افعال کمکی و غیر ه )

مکالمات بیانگر و تصریفی با استفاده از یک گفتار نا مفهوم روان دارد

به کارگیری صفات و قید ها در گفتار ملاحظه می شود : خوب ، بد ، زیبا ، گرم ، سرد ، و ...

شکل های ساده فعل ظاهر میشود

اولین عبارت به وجود می آید

اولین جملات به وجود می آید

اولین ضمایر را ( با تمایز محدود و ناقص ) به کار می برد،

من ، تو ، به من ،

 بسیاری از واژه ها را تقلید می کند ( پژواک گویی )

از عبارت های قالبی استفاده می کند ، گریه نکن ، مراقب باش و ...

  

2 تا 5/2 سالگی

درک

بیان

درکی از چند کلمه کنشی با انتخاب تصویر صحیح نشان می دهد ( 24 تا 27 ماهگی )

مقوله های اسمی - عمومی مربوط به خانواده را تشخیص می دهد و شناسایی می کند ( 24 تا 27 ماهگی ) نظیر بچه ،مامان ، مامان بزرگ

حروف اضافه در (in ) و زیر (under ) را تشخیص میدهد

بین کلمات روی ( on ) و زیاد ( many ) را تشخیص میدهد

به داستانهای ساده گوش میدهد از طریق استفاده از اشیاء آنها را شناسایی میکند افعال برو بیا بدو بایست بده بگیر را درک میکند

تفاوت معنای فاعل- مفعول را از طریق جایگاه اسم درک میکند

سواری را نشان بده که کامیون را می کشد

کامیون را نشان بده که سواری را می کشد

همه انواع ساختار جمله را درک میکند

تفاوت در اندازه را درک می کند ( 27 تا 30 ماهگی )

اشیاء آشنای محیط را می نامد( 24 ماهگی )

گفتار نامفهوم به طرز قابل توجهی کاهش یافته است

واژگان مرکب از 200 تا 300 کلمه دارد : اسامی 6/38 %  

، افعال 21 % ، قیدها 1/7 % ، ضمایر 6/14 %

سوالات ساده می پرسد ( خودمدارانه )

دو رقم را از حفظ تکرار میکند

از حروف تعریف ( a, the ) به درستی استفاده می کند

از حرف ربط ( و ) استفاده می کند : مامان و بابا 

  

5/2 تا 3 سالگی

درک

بیان

افزایش سریع در واژگان درکی نشان می دهد

( 400 کلمه در 30 ماهگی ، 800 کلمه در 36 ماهگی )

به دستورات شامل کلمات : ( روی ، زیر ، بالا ، پایین ، بالای اینجا و بپر ) پاسخ می دهد

به دستورات دارای دو فعالیت مرتبط پاسخ می دهد : تند بدو ، نوبت گیری در مکالمه را درک میکند

می تواند دستورات ساده دو مرحله ای را اجرا کند

7 عضو از اعضای بدن را می شناسد

به پاسخ سوالات ( چرا و چگونه ) علاقه مندی نشان می دهد

رایجترین صفات را می فهمد

شروع به استفاده از صورت های مخفف افعال می کند

( 30 ماهگی )

ترکیبات دو کلمه ای را تقلید میکند ( 30 ماهگی )

ناروانی ها شایع هستند ( 30 ماهگی )

واژگان به سرعت افزایش می یابند ( 900 کلمه )

از جملات ساده و کوتاه استفاده میکند ( با میانگین 1/3 کلمه )

90 % گفتار او به سهولت قابل درک است

قصه های ساده تخیلی به هم می بافد

مکالمه هدفمند انجام میدهد

هنگام بازی کردن تنها ، صحبت می کند

در مورد تجارب جدید خود صحبت می کند

فعالیت های موجود در کتاب را توصیف میکند

شروع به پرسیدن سوالات می کند

اشیا را به لحاظ نام و کاربرد آنها شناسایی می کند

از ضمایر شخصی استفاده می کند ( بیشترین استفاده صحیح مربوط به ضمایر اول شخص و دوم شخص است

شروع به کاربرد صرف افعال می کند ( ماضی ساده ، حال ، استمراری ) ( ing )

شروع به استفاده از صرف کلمات می کند ( جمع ساده ، ملکی ها )

افزایش مداوم در استفاده از صفات نشان می دهد

از حروف اضافه استفاده میکند ( حروف اضافه مربوط به جایگاه ابتدا ظهور می کنند )

نیاز به توالت را با کلمات ادا میکنند

یک ( چیز دیگر ) ، را درخواست می کند

می تواند سه شی ء موجود در یک تصویر را بنامد

تعداد کمی قافیه می داند

سه رقم را تکرار می کند

دوره 3-2 سالگی اساسا" دوره انتقال است زمانی که یاوه گویی کنار گذاشته میشود و اشیاء و تصاویر مورد توجه قرار میگیرند کودک اکنون میتواند جمله سه کلمه ای بسازد و جمله های سه کلمه ای شاخص 2 سالگی است

3 تا 4 سالگی

درک

بیان

مهارت های گوش کردن افزایش می یابد و شروع به یادگیری از طریق گوش دادن میکند

در سن 4 سالگی تا 1500 کلمه را درک میکند

جمع ، تفاوت جنسیت ها ، ضمایر و صفات را درک میکند

جملات پیچیده و مرکب را درک میکند

مفهوم اجتماعی ارتباط شفاهی را درک میکند .

وازگان بیانی شامل 900 تا 1500 کلمه است

میانگین طول جمله 3/4 است

معمولا" حدود 90 % تا 100 % گفتار در زمینه مربوطه قابل فهم است

هنوز در ساختار جملات ، کمی مشکل دارد

می تواند مکالمات طولانی انجام دهد

بر دیگران حکومت می کند و انها را مورد انتقاد قرار می دهد

مهارت های تولید بهبود میابند ، هنوز با صداهای سایشی ، صفیری ،/I/,/r/ مشکل دارد

از جملات مرکب و پیچیده بیشتری استفاده می کند که به لحاظ دستوری کاملترند

از جمع ها و ملکی ها به طور دائمی تر وصحیح تر استفاده می کند

از جملات امری و تاکیدی به طور مداوم استفاده می کند ، صورت های مخفف افعال را به طور دائمی به کار میبرد

این سن ، مرحله پرسیدن سوالات ( چرا ) محسوب می شود

از کلمات پرسشی ( چه ) ، ( کجا ) و ( چگونه ) استفاده می کند ، از ضمیر ( ما ) استفاده می کند

می تواند قیاسهای متضاد را کامل کند برادر پسر است خواهر ... است

  

 

4 تا 5 سالگی

درک

بیان

1500 تا 2000 کلمه را درک میکند

دستورات پیچیده تر شامل دو تا سه فعالیت را انجام می دهد

بند وابسته را درک می کند ( اگر ، زیرا ، که ، چرا )

واژگان بیانی نزدیک به 2000 کلمه هستند

میانگین طول جمله 3/4 کلمه است

80 % تولید ( همخوان ها ، واکه ها ، واکه مرکب ها ) صحیح است

می تواند کلمه را به لحاظ کاربرد آن تعریف کند

ساختمان و صورت زبان نسبتا" کامل است

از حروف ربط استفاده می کند و حروف اضافه را می فهمد

از جملات طولانی تر و پیچیده تر استفاده می کند

به سوالات ساده پاسخ میدهد " خانه از چی درست شده

با تحریک مختصر داستانی در مورد خودش یا دیگران تعریف می کند

تعداد خطاهای دستوری کاهش می یابد

 

 

5 تا 6 سالگی

 

 

درک

بیان

 

 

2500 تا 2800 کلمه را درک میکند

می تواند به جملات پیچیده تربه درستی پاسخ دهد اما گاهی در درک جملات بغرنج مشکل دارد

واژگان بیانی 2500 کلمه است

میانگین طول جمله ، 5 تا 6 کلمه است

طول گفتار قابل فهم است

تقریبا" تمامی ساختار عبارات و قواعدگشتاری زبان بزرگسالان را به کار می برد اما گاهی شکلهای نادرست  در گفتار او ظاهر می شود

تمامی ضمایر را به صورت دائمی و صحیح به کار می برد

صفات تفضیلی در گفتار او به کار برده می شود بزرگ ، بزرگتر ، بلند ، بلند ترو غیره

می تواند به تلفن جواب دهد و مکالمه کند

داستانهای تخیلی تعریف می کند

اطلاعات را مبادله می کند سوال می پرسد و داستان سر هم می کند از افعال بی قاعده به درستی استفاده می کند

از حروف تعریف (a,an,the)به درستی استفاده میکندازحروف اضافه(به،از،در،بالا،روی و...)استفاده میکند

 

 

تشخیص افتراقی بین اختلال های تولید گفتار

 

 

کنش پریشی گفتار

گفتار فلجی

عملکردی

 

حرکات زبان ،لبها و کام

به غیر از گفتار سایر حرکات طبیعی است اگر کنش پریشی غیر کلامی وجود داشته باشد تنها حرکات ارادی دهانی آسیب      می بیند فعالیتهای نباتی طبیعی است

حرکت یک یا چند گروه عضلانی به طور آشکار آسیب می بیند اشکال در فعالیت نباتی مانند جویدن و بلع وجود دارد

طبیعی

 

علائم عصب شناختی

علائم (خفیف)نورولوژیک شامل اشکال در هماهنگی حرکات ظریف راه رفتن وحرکات متناوب

 اندام ها ی انتهایی دیده می شود

معمولا" بخشی از آسیب عمومی تر عصبی است مثل فلج مغزی یا اشکالات عصبی عضلانی 

طبیعی

 

رشد گفتار

گاهی اوقات دچار تاخیر است

اما معمولا" در محدوده طبیعی است .

معمولا" تا حدی تاخیر وجود دارد

طبیعی

 

آوا سازی

طبیعی

ممکن است عدم هماهنگی آواسازی و تولید یا بین این دو با تنفس وجود داشته باشد .

طبیعی

 

توانایی تقلید صداهای گفتاری

معمولا" محرک شنیداری تنها ناکافی است و تقلید همراه با محرک بینایی تاوقتی طبیعی است که کودک به حرکات درمانگر نگاه میکند دیدن واژه های نوشتاری به کودکان بزرگتر کمک میکند

تقلید محرک شنیداری در محدوده حرکتی عضلانی ، طبیعی است

طبیعی

 

سرعت حرکات متناوب

کمتر از طبیعی است تولید متناوب/ptk/ به ترتیب وبه طور صحیح انجام نمی شود

معمولا" کمتر از طبیعی است ودر محدوده حرکت عضلانی به طور صحیح صورت میگیرد ترتیب هجاها به صورت صحیح رعایت می شود

طبیعی

 

 

کنش پریشی گفتار

گفتار فلجی

عملکردی

 

تولید

خطاها بی ثبات هستند خرابگویی، اضافه گویی و جایگزینی به طور متغیر دیده می شود تقلید و استفاده از صداهای منفرد ، هجاها با کلمات بهتراز کاربرد آنها در توالی های طولانی است .جابجایی صداها وجود دارد . تولیدواکه ها در آسیب های شدید مختل می شود

خطا ها باثبات هستند همخوانها غالبا" حذف می شوند جایگزینی برحسب اینکه کدام گروه از عضلات آسیب دیده اند روی می دهد تولید واکه ها معمولا" طبیعی است .

جایگزینی همخوانها معمولا" با ثبات است . حذف و اضافه گویی نادر است تولید واکه ها طبیعی است .

 

الگوهای خطا

تفاوت در الگوی خطا بین کنش در گفتار خودبخودی و اعمال گفتاری تکراری دیده می شود

در فعالیت های مختلف ثابت است

در فعالیت های مختلف ثابت است

 

نواخت

برای جبران مشکلات ، کاهش ارادی سرعت و حتی تکیه روی می دهد

سرعت بر حسب شدت نا هماهنگی کاهش می یابد

طبیعی

 

رفتار کورمال

( آزمایش وخطا)

 در افراد بزرگتر ویا در افرادی که گفتار درمانی داشته اند وجود دارد .

وجود ندارد

وجود ندارد

 

  

 

معیارهای تشخیصی افتراقی ناروانی طبیعی ، لکنت خفیف و شدید در کودکان

 

ناروانی طبیعی

لکنت خفیف

لکنت شدید

رفتار گفتاری قابل مشاهده

تکرار نادر (کمتر از یک مورد در هر ده جمله ) و مختصر ( 5/. ثانیه یا کمتر ) صداهای کوتاه مانند (م . م . مثل این ...)

تکرار زیاد (بیش از 3% گفتار ) و طولانی ( 5/. تا یک ثانیه ) صداها ، هجا ها یا واژه های کوتاه ، گاهی اوقات کشیده گویی اصوات

تکرار بسیار زیاد بیش از 10% گفتار ) و غالبا" بسیار طولانی

( بیش از یک ثانیه ) اصوات ، هجاها و واژه های کوتاه کشیده گویی وگیر فراوان

سایر رفتار های قابل مشاهده

گاهی اوقامت مکث و تردید در گفتار با پرکننده هایی نظیر ( ا. وام)

تغییر کلمات یا افکار

تکرار و کشیده گویی با بستن چشم و چشمک زدن نگاه به یک سمت و بعضی تنش های فیزیکی در لب ها همراه می شود .

مشابه لکنتی های خفیف ولی زیادتر و قابل توجه تر است تا حدی ارتفاع صدا در هنگام لکنت افزایش می یابد از اصوات یا کلمات اضافی به عنوان ( آغازگر ) استفاده می شود .

شدت مشکل

هنگامی که کودک خسته و هیجان زده است و یا در باره موضوعات پیچیده و جدید صحبت می کند و یا هنگام پرسش و پاسخ و یا صحبت با مخاطب بی توجه ، ناروانی ها به صورت متناوب رفت و برگشت دارد

در موقعیت های مشابه قبل  ناروانی به صورت متناوب روی میدهد ولی تعداد وقوع آن بیشتر است .

در بیشتر موقعیت های گفتاری ظاهر می شود بیشتر دائمی است و کمتر نوسان دارد .

واکنش کودک

ظاهر نمی شود

تاحدی توجه می کند بعضی ها دستپاچه و سرخوده می شوند

بیشتر آنها دستپاچه و سرخورده می شوند و بعضی ها از صحبت کردن واهمه دارند .

واکنش والدین

زیاد نیست

بیشتر آنها توجه می کند ملی میزان آن کم است

همه آنها تاحدی نگران هستند

تصمیم برای ارجاع

تنها در صورت نگرانی والدین ارجاع داده شود

اگر 6 تا 8 هفته ادامه دارد یا والدین نگران هستند ارجا شود

در اسرع وقت ارجاع شود

 

این مطالب برگرفته از کتاب فرهنگ آسیب شناسی گفتار و زبان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی می باشد .

 

نوشته شده توسط مختار مختار نژاد اقدم | موضوع: | لینک ثابت |
چهارشنبه 22 فروردین1386 8:3

خدمت شما مادر عزیز که در رابطه با مشکل تاخیر رشد گفتار یا زبان فرزند خردسالشان سوال کرده بودند عرض کنم که انشاءالله در همین وبلاگ در روزهای اخیر در رابطه با این مشکل مطالبی را خواهم آورد در ضمن شما برایم بنویسید که :
 ! ـ آِیا فرزندتان در درک و فهم مطالب نیز مشکل دارد یعنی معنا و مفهوم کلمات را به خوبی می داند یا به اختصار فرزندتان در کدام قسمت مشکل دارد در بخش زبانی یا گفتاری ( تولید و .. )

۲ - فرزندتان پسر است یا دختر

۳ - هم بازی دارد یا نه

۴ - آیا خودتان به اندازی کافی با فرزندتان رابطه کلامی دارید یا نه

۵- چند سالگی راه رفتن را شروع کرد حتی خزیدن ( آیا تاخیر داشت یا نه )

۶ - آیا فرزندتان همراه با این مشکل از مشکل دیگری رنج میبرد یا نه

۷ - در مراجعه به همکاران گفتار درمانگر تا کجا پیش رفته اید

۸ - به چه زبانی صحبت می کنید

۹ - آیا دوزبانه هستید یا نه

۱۰ - آیا سعی کرده اید زبان دومی را به فرزندتان آموزش دهید یا نه

۱۱ - چندمین فرزند خانواده است

مادر عزیز چنانچه نتوانستید به هر دلیل مطالب را در وبلاگ بیاورید می توانید به آدرس ذیل ایمیل بزنید انشاالله بتوانم برای شما کاری بکنم . با تشکر

 nashenava_m@yahoo.com

نوشته شده توسط مختار مختار نژاد اقدم | موضوع: | لینک ثابت |
با لکنت زبان بيشتر آشنا شويم چهارشنبه 15 فروردین1386 1:0

 

 با لکنت زبان بيشتر آشنا شويم

لكنت زبان چيست؟

لكنت زبان نوعي اختلال گفتار است كه مشكلاتي را در برقراري ارتباط با سرعت مناسب و به طور پيوسته و روان

ايجادمي‌نمايد. در واقع لكنت عبارت است از تكرار، كشش و يا قفل شدن غير ارادي كلمه يا بخشي از كلمه كه فرد قصد بيان آن‌را دارد. در اينجا معمولاً همراه با تلاش براي بيان درست كلمات،‌تغييراتي نيز در سرو گردن به شكل پلك زدن، شكلك در آوردن، لرزش فك، لبها و يا كج كردن سر ديده مي‌شود.

 

لكنت به طور معمول در چه زماني شروع مي‌شود؟

 

شروع لكنت به طور شايع در سنين 7-2 سالگي مي‌باشد. معمولاً بعد از 12 سالگي ابتلا به لكنت زبان ديده نمي‌شود، مگر در موارديكه سانحة مغزي جدي اتفاق افتاده باشد. بنابراين لكنت در زماني كه كودك با سرعت زياد در حال  يادگيري زبان است به شكل تدريجي شروع مي‌شود.

 

آيا لكنت زبان شيوع بالايي دارد؟

 

ميزان شيوع لكنت در جمعيت كلي حدود يك درصد و در پسران سه برابر دختران مي‌باشد. در خانواده‌هايي كه

پدر يا مادر سابقة لكنت داشته باشند، احتمال ابتلا در فرزندان سه تا پنج برابر بيشتر از خانواده‌هايي است كه در آن‌ها مشكلي وجود ندارد. موفقيت‌هاي آموزشي، شغلي و اجتماعي مي‌توانند تا حدودي تحت تأثير لكنت قرار گيرند. با اين وجود در طول تاريخ، افراد برجسته و موفق زيادي وجود داشته‌اند كه بيشتر عمرشان با اين اختلال گفتاري همراه بوده‌اند. از جملة اين افراد مي‌توان وينسون چرچيل، سرايوسكي سينوتون، چارلز داروين، ناپلئون اول و تئودورروزولت را نام برد.

 

چرا كودك من لكنت دارد؟

 

واقعيت آن است كه لكنت زبان بر اساس متغيرهايي شامل عوامل ژنتيكي و عوامل محيطي كه روي هم تأثير متقابل دارند به وجود مي‌آيد. بعضي كودكان براي ابتلا به لكنت زمينةآسيب‌پذيري موروثي دارند. اضطراب و تنش، باعث تشديد لكنت مي‌شود ولي به‌نظر نمي‌رسد كه در ايجاد آن نقشي داشته باشد. عواملي كه سبب بروز اختلال مي‌شوند كاملاً با عواملي كه سبب تداوم و وخامت آن مي‌گردند متفاوتند و اين عوامل ثانوي را مي‌توان تحت كنترل قرار داد.

 

آيا مشكلات مغزي مي‌تواند سبب بروز لكنت شود؟

 

گزارش‌هايي از بررسي‌هاي تصوير برداري از مغز بر اين نكته دلالت دارند كه شايد تفاوت‌هاي ظريفي در ساختار و فعاليت مغزي بعضي بزرگسالان مبتلا با ساير افراد وجود داشته باشد، ولي در حال حاضر دلايل مكتوبي وجود ندارد كه نشان دهد اين تفاوت‌ها بر نوع گفتار فرد مؤثر و يا عامل لكنت مي‌باشند. مهم آن است كه براي كمك به كودك نيازي نيست كه منتظر به دست آوردن اين اطلاعات باشيم، بلكه اكنون نيز مي‌توانيم به او كمك كنيم.

 

 اگر كودك من از لكنت زبان ديگران تقليد كند آيا ممكن است خودش مبتلا به لكنت شود؟

 

خير، اغلب افراد مبتلا بدون آنكه قبلاً لكنت شخص ديگري را شنيده باشند شروع به لكنت كرده‌اند و تقليد كردن در ايجاد اين اختلال جايگاهي ندارد.

 

آيا لكنت مي‌تواند پس از يك حادثة غير منتظره يا ضربة ناگهاني شروع شود؟

 

 در اغلب موارد شروع لكنت مانند بهبودي آن تدريجي است. لكنت بندرت پس از يك ضربة ناگهاني شروع مي‌شود و اكثر كودكاني‌كه اين حوادث يا ضربه‌هاي غير منتظره را تجربه مي‌كنند به لكنت مبتلا نخواهند شد.

 

پيش‌آگهي لكنت زبان و سير آن چگونه است؟

 

به طور كلي 80-50 درصد تمام كودكان مبتلا به لكنت و بيشتر موارد خفيف به طور خود بخودي بهبود مي‌يابند. از ميان كودكاني‌كه لكنت زبانشان تا بزرگسالي ادامه مي‌يابد، فقط يك سوم موفقيت‌هاي شغلي و تحصيلي‌شان تحت تأثير قرار مي‌گيرد. البته در سنين دبستان ممكن است كودك دچار اشكال در برقراري ارتباط با همسن و سالان و مشكلات تحصيلي در اثر اجتناب از صحبت كردن در جمع كلاس شود. اگر كودك در محدودة سنين پيش‌دبستاني است و لكنت او به‌تازگي شروع شده، احتمال موفقيت و بهبودي بالاست ولي در كودكان سنين دبستاني كه مدت زيادي است كه دچار اختلال هستند، احتمال كمي وجود دارد كه رواني گفتار به طور كامل به حالت طبيعي برگردد. بنابراين شناسايي و مداخلة زودرس در اين اختلال اهميت زيادي دارد.

 

 آيا بايد كودك مبتلا به لكنت را مثل ساير كودكان خود تربيت كنيم؟

 

تمام قوانين، مسئوليت‌ها، تشويق‌ها و محدوديت‌هايي را كه در مورد ساير كودكان به‌كار مي‌بريد، براي فرزند مبتلا نيز اجرا كنيد. او بايد خود را مانند بقية همسن و سالان خود ببيند با اين تفاوت كه فقط گاهي لكنت پيدا مي‌كند. البته در مواردي بايد دقت بيشتري داشته باشيد، گاهي انتظارات خارج از توان از وي داشتن،‌باعث افزايش فشار و تنش و در نتيجه تشديد لكنت او مي‌شود. در كودكي كه لكنت دارد،  اختصاص دادن زمان كافي براي صحبت كردن وي احساس بهتري را در او ايجاد مي‌كند و مي‌تواند لكنت او را كاهش دهد.

 

براي كمك به كودك، ما به عنوان والدين چه كارهايي مي‌توانيم انجام دهيم؟

 

§  با آرامش كامل به آنچه كودك مي گويد گوش دهيد نه به اينكه چگونه مي‌گويد.

 

§         بگذاريد خودش حرفش را تمام كند، شما جملة او را كامل نكنيد.

 

§         هنگام صحبت كردن با او تماس چشمي داشته باشيد.

 

§  كودك زماني‌كه خودش آغاز به صحبت مي‌كند، راحت‌تر از زماني است كه از او سؤالي پرسيده مي‌شود، پس براي اينكه خودبخود سر صحبت را باز كند، با او در مورد فعاليت‌هايي كه به آن‌ها علاقه‌مند است صحبت كنيد و در فواصل چند لحظه سكوت كنيد تا اگر مطلبي دارد بيان كند.

 

§         براي پاسخ دادن به سؤال به كودك فشارنياوريد.

 

§  پس از اينكه صحبتش تمام شد، با آرامش و با به‌كار بردن تعدادي از لغات خودش به او پاسخ دهيد.

 

§  هرگز هنگام صحبت كودك از عباراتي چون ”زودباش، الآن صحبت نكن، كار دارم“ استفاده نكنيد.

 

 § هرگز به او نگوييد كه چه كار كند تا لكنت نداشته باشد. عباراتي نظير” يواش، آهسته،‌نفس عميق بكش، آرام‌تر صحبت كن“ از اين قبيلند.

 

 §  حداكثر روزي 15 دقيقه را به صحبت آرام با كودك اختصاص دهيد. مثلاً براي او كتاب بخوانيد.

 

 §  كودك را در فعاليت‌هايي كه به‌خوبي از عهدة آن‌ ها بر مي‌آيد شركت دهيد و توانايي‌هاي او را تشويق كنيد.

 §  كودكاني كه لكنت دارند، معمولاً وقتي درگروه قرار مي‌گيرند و همراه سايرين مطالبي را بيان مي‌كنند يا شعر يا آوازي را از بر مي‌خوانند، مشكلي ندارند، اين موقعيت‌ها را براي كودك فراهم كنيد.

 §  كودك را در بهترين شرايط بدني نگه داريد، بيماري جسمي به احتمال زياد باعث افزايش لكنت مي‌شود.

كداميك از مداخلات والدين مي‌توانند باعث تشديد لكنت زبان گردند؟

§         كامل كردن جملات كودك

§         دستپاچه كردن و واداركردن او به تكميل جملاتش

§         قطع كردن نابجاي گفتاركودك

§         انتقاد مكررو اصلاح تلفظ صداها و كلمات كودك

§         شتاب‌زدگي در زندگي روزمره

§         درخواست اينكه در حضور دوستان، بستگان و يا همسايه‌ها چيزي را تعريف كند.

 

براي درمان لكنت زبان كودكان به چه درمانگراني بايد مراجعه كنيم؟

 

لكنت و درمان آن يكي از حوزه‌هاي تخصصي كار گفتاردرمانگران مي‌باشد. در مواردي‌كه فشارهاي رواني موجود در

روابط بين فردي، خانواده و در تشديد لكنت دخيل هستند، لازم است مشاورة روانشناختي يا روانپزشكي صورت گيرد و در صورت نياز مداخلات ديگري نظير روان درماني فردي،خانواده درماني و در موارد خاص درمان دارويي نيز صورت گيرد.

 آيا دارو درماني در درمان لكنت كمك كننده است؟

دارو درماني در درمان خود اختلال تأثيري ندارد،مگر اينكه دارو را در مورد اختلالات همراه با اين مشكل كه

روي آن تأثير منفي مي‌گذارند، به‌كار ببريم.

 طول مدت برنامة درماني چقدر است؟

در موارد خفيف بخصوص در كودكان پيش دبستاني تنها چند هفته و در موارد شديد گاهي تا 18 ماه به‌طول مي‌انجامد.

 

برگرفته از مقاله جناب آقای عليرضا رجبي

نوشته شده توسط مختار مختار نژاد اقدم | موضوع: | لینک ثابت |
اختلالات یادگیری سه شنبه 15 فروردین1385 23:18

 

مقدمه

بسيارند کودکاني که ظاهري طبيعي دارند، رشد جسمي و قد و وزنشان حاکي از بهنجار بودن آنان است. هوششان کمابيش عادي است، به خوبي صحبت مي‌کنند، مانند ساير کودکان بازي مي‌کنند و مثل همسالان خود با سايرين ارتباط برقرار مي‌کنند، در خانه نيز خود ياريهاي لازم را دارند و کارهايي را که والدين به آنان واگذار مي‌کنند به خوبي انجام مي‌دهند و از رفتار و اخلاق عادي برخوردارند. ليکن وقتي به مدرسه مي‌روند و مي‌خواهند خواندن و نوشتن و حساب ياد بگيرند دچار مشکلات جدي مي‌شوند. بيش از يک قرن است که متخصان علوم تربيتي و روانشناسي و گفتار درماني در پي تشخيص و درمان مشکلات اين قبيل کودکان بوده‌اند. بيش از شصت تعريف براي اختلالات يادگيري وجود دارد که معروفترين آنها عبارتست از:

*تعریف اختلالات یادگیری

اختلال در يک يا چند فرآيند رواني پايه به درک يا استفاده از زبان شفاهي يا کتبي مربوط مي‌شود و مي‌تواند به شکل عدم توانايي کامل در گوش کردن ، فکر کردن ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن ، حجمي کردن يا انجام محاسبه‌هاي رياضي ظاهر شود. اين اصطلاح شرايطي چون معلوليتهاي ادراکي ، آسيب ديدگيهاي مغزي ،نقص جزئي در کار مغز ، ريس ‌لکسي يا نارسا خواني و آفازياي رشدي را در بر مي‌گيرد. از سوي ديگر ، اصطلاح ياد شده آن عده را که اصولا بواسطه معلوليتهاي ديداري ، شنيداري يا حرکتي همچنين عقب ماندگي ذهني يا محروميتهاي محيطي ، فرهنگي يا اقتصادي به مشکلات يادگيري دچار شده‌اند را شامل نمي‌شود.

*علل بروز اختلالات يادگيري

ثابت شده است که علل بروز اختلالات يادگيري نسبتا مهم است. با اين حال در پژوهشهاي مختلف تاثير عوامل زير در بروز اين اختلالات مورد تائيد بوده‌اند. هر چند همواره تاثير متقابل عوامل مورد نظر بوده است.

*عوامل فيزيولوژيک موثر در بروز اختلالات يادگيري

بسياري از متخصصان بر اين باورند که علل اساسي و عمده اختلالات يادگيري آسيب ديدگي مغزي شديد يا جزئي و صدمه وارده به دستگاه عصبي مرکزي است.

*عوامل موثر در بروز اختلالات يادگيري

شواهدي در دست است که نشان مي‌دهد اختلالات يادگيري احتمالا در برخي خانواده‌ها بيش از ديگران ديده مي‌شود. مطالعات انجام شده بر روي دوقلوها به گونه‌اي حاکي از نشانه‌هاي عمل ژنتيکي است. واکر ، "کول" و "ولف" به الگوهاي خانوادگي پي برده‌اند که با اختلالات يادگيري پيوند دارند.

*عوامل بيوشيميايي موثر در بروز اختلالات يادگيري

گفته شده است که اختلالات گوناگون متابوليکي در حکم عواملي هستند که موجب اختلالت يادگيري مي‌شوند. برخي از عوامل بيوشيميايي که در ارتباط با اختلالات يادگيري از آنها نام برده شده است عبارتند از: هايپوگليسمي ، عدم توازن استيل کولي نستروز و کم کاري تروئيد.

*عوامل پيش، هنگام و قبل از تولد در بروز اختلالات يادگيري

اختلالات يادگيري برخي کودکان مي‌تواند بواسطه مشکلاتي باشد که پيش از تولد ، هنگام تولد و بلافاصله بعد از تولد وجود داشته است.

- جمله عوامل پيش از تولد عبارتند از:

·       عدم تناسب نوع خون مادر با جنين

·       اختلالات در ترشحات داخلي مادر

·       قرار گرفتن در برابر اشعه

·       استفاده از دارو

 

- عوامل هنگام تولد مي‌تواند به مواردي چون:

·       کم وزني هنگام تولد

·       آسيب وارده بر سر

·       آمدن جفت پيش از نوزاد

·       تولد با پا ، اشاره کرد.

- عوامل بعد از تولد عبارتند از:

·       مسموميت سرب

·       نارساييهاي تغذيه‌اي

·       محروميتهاي محيطي و ...

 

*عوامل آموزشي موثر در بروز اختلالات يادگيري

به عقيده برخي متخصصان تدريس ناکافي و ناصحيح مي‌تواند در بسياري از اختلالات يادگيري عامل به حساب بيايد. به نظر مي‌رسد که شماري از کودکان مبتلا به اختلالات يادگيري مرکز تحت آموزش کافي و مناسب قرار نگرفته‌اند.

*انواع اختلالات يادگيري

کودکان مبتلا به اختلالات يادگيري ممکن است در يکي يا چند مورد از زمينه‌هاي زير دچار مشکل باشند:

·       اختلال در زبان گفتاري

·       اختلال در زبان نوشتاري

·       اختلال خواندن

·       اختلال در حساب.

به عبارتي ممکن است کودکي در همه زمينه‌هاي فوق به جز يک زمينه عملکرد خوب و مناسبي داشته باشد، ولي در يک زمينه دچار مشکل شود و به اين ترتيب همپوشيهاي مختلفي در زمينه‌هاي ياد شده ممکن است اتفاق بيافتد.

*درمان اختلالات يادگيري

هر چند اختلالات يادگيري اصولا مساله‌اي آموزشي است، اما از چندين جنبه مختلف مورد بررسي قرار گرفته است.

بسياري تلاشها در اين زمينه آشکار از فرضيه نقص جزئي در مغز سود مي‌جويند و بدين ترتيب مي‌کوشند تا با ارزيابي مسائل فرض شده مربوط به اين نقص زيستي مشکل را برطرف کنند. از جمله شيوه‌هاي درماني رايج بر اين اساس مي‌توان به درمان رايج بر نگرشهاي "ادراکي" - "حرکتي" اشاره کرد.

*درمان مبتنی بر نگرشهای "ادراکی" – "حرکتی"

در اين شيوه تلاش مي‌شود تا موقعيتهايي براي کودک فراهم شود تا بتواند اطلاعاتي را از محيط دريافت دارد، به يکديگر ارتباط دهد و آنها را دريابد. استفاده از روروک ، بازيهايي براي آموزش حرکت ، تمرينات روي تخته سياه براي رشد هماهنگي حرکت و ادراک ديداري ، حل معما در اين شيوه کاربرد دارد.

*درمان مبتنی برروش "ديداري" - "حرکتي فراستيگ"

از روشهاي درماني ديگر مي‌توان به روش "ديداري" - "حرکتي فراستيگ" و شيوه‌هاي رفتاري اشاره کرد.

*درمان مبتنی بر تجویز دارو

 برخي از متخصصان حرفه پزشکي نيز معتقدند بايد به اين دسته کودکان دست کم به طور آزمايشي دارو  تجويز کرد.  با اين حال درباره  تاثيرات  دارو درماني  روي دانش آموزان مبتلا به اختلالات يادگيري مطالعات انجام شده بسيار اندک است.

"مگا ويتامين درماني" اولين بار توسط کوت براي درمان اين اختلالات پيشنهاد شد که به استفاده از ويتامينها تا حداکثر يک هزار برابر ميزان مورد نياز بدن گفته مي‌شود.

*درمان مبتنی بر امکانات آموزشی

از سوي ديگر در نظر گرفتن امکانات آموزشي ويژه براي کودکان مورد توجه قرار گفته است مثلا استفاده از اتاق مرجع يا کلاسهاي ويژه. با اين حال مساله جاي دهي مبتلايان به اختلالات يادگيري در کلاسهاي مختلف هنوز مورد بحث بسياري از متخصصان آموزش و پرورش است.

 به هر حال توجه به مبحث اختلالات یادگیری یکی از مباحث تازه ای است که آموزش و پروش به اهمیت پرداختن به این موضوع پی برده ولی هنوز آنچنان باید وشاید از متخصصان این امر استفاده نکرده است ویا اگر استفاده کرده در همان ابتدای امر بوده وبعد از راه اندازی موضوع در مراکز )اختلالات یادگیری ) ودر مراکز آمو.زشی مربوطه هنوز نتوانسته از نیروهای متخصص این امر مثل گفتار درمانگران ومشاورین و آموزش یاران  مجرب این مشکل استفاده لازم را بکند.که امید است مسولین امر به این امر نیز رسیدگی نمایند.

 

نوشته شده توسط مختار مختار نژاد اقدم | موضوع: | لینک ثابت |
نارواني طبيعي دركودكان سه شنبه 15 فروردین1385 22:50

مقدمه :

سوالهای متعدد و نگرانی های افراطی ودر برخی موارد مداخله جویانه غیر تخصصی  والدینی که ناروانی طبیعی را با لکنت اشتباه گرفته وبا فرزندان خود رفتارهایی را می کردند که مشکل آنها را چندین برابر می کرد یکی از عاملی بودکه باعث شد تا بنده این نوشته هر چند اندک اما اجمالی را جمع آری و بنویسم امید است توانسته باشد مطلب را ادا کرده باشم.

*گفتار:

گفتاريكي ازبارزترين تجليات زبان ونيزيكي ازمهمترين وعيني ترين وسايل ارتباطي فردمي باشد،كه تكوين ورشدطبيعي وروندآن تابع عواملي  ازجمله: برخورداري از توانمندي ذهني ،دستگاه شنوايي سالم وطبيعي ،دستگاه گفتاري سالم وطبيعي و برخورداري ازسلامت جسماني ورواني مي باشد.

گفتارهنجاروروان علاوه برموارد فوق تابع شاخص هاي اختصاصي تري چون توليد[1]،صدا[2]ورواني گفتار[3]مي باشد.

 

*رواني گفتار :

مهمترين ويژگي گفتارهنجاررواني ياسليس بودن آن مي باشد.رواني تابع عوامل ساختاري مهمي چون سرعت [4]استمرار[5]سهولت درتوليد[6]وريتم [7]مي باشد.

 

*تعريف نارواني گفتار:

هرگونه اختلال درتداوم ،سرعت ،سهولت درتوليد،برنامه ريزي ،ريتم گفتارياتركيبي ازاين عوامل رانارواني گفتارمي گويند.

به عبارت ديگرهرگونه درهم گسيختگي وازهم گسيختگي وآشفتگي جريان طبيعي گفتارمنجربه نارواني مي گردد.

*تجلیات ناروانی

نارواني اغلب به صورت هاي متعددي چون نارواني طبيعي [8]لكنت[9] پريده گويي[10]گفتارفلجي[11]و متظاهرمي شود.

*نارواني طبيعي :

نارواني طبيعي گفتاربه طورمعمول دربين كودكان بامحدوده سني 5-5/2 سال ديده مي شودكه دربيشتر مواردبه علت نارسايي وناكامل بودن رشدسيستم عصبي عضلاني مربوط به مهارتهاي گفتاري اتفاق مي افتدومعمولا"درصدآن درپسران بيشترازدختران بوده كه دربسياري از مواقع با عارضه لكنت اشتباه    مي شودوكودكان   مبتلارالكنتي قلمدادمي كنند.تشخيص نارواني طبيعي ازلكنت به طورمعمول امري پيچيده ومشكل است وتنها توسط آسيب شناسان گفتاروزبان تشخيص داده مي شود.بنابراين درصورت مشاهده چنين مواردي والدين بايستي ازاظهارنظروتصميم گيري درموردوضعيت كودك خودپرهيزكنند. ودراين خصوص بايك آسيب شناس گفتاروزبان مشورتنمايند.درغيراين صورت نه تنهابه كودك خودكمكي  نمي كنندبلكه ممكن است باعث  می شوند نارواني طبيعي به صورت يك مشكل عمده درآيد.

عكس العمل والدين نسبت به نارواني طبيعي كودكان اغلب به صورت تنبيه ،اعتراض ،تحقير ،تعجيل ، تجويز واحساس نگراني مي باشد كه اين مواردمي توانداثرات جبران ناپذيري روي گفتاركودكان داشته باشد.

چنانچه نارواني طبيعي كودك بابي توجهي والدين وسايراطرافيان روبروگرددپس ازمدتي خودبه خودبا كامل شدن مهارتهاي حركتي گفتارازبين مي رودوهيچ گونه نگراني رابه دنبال نخواهدداشت . 

كودكان مبتلا به نارواني طبيعي معمولا"ازمشكل خويش مطلع نيستندوعمدتا"هيچ گونه ترس ،تقلا،استرس ،اجتناب ،حركات تشنجي وانقباض عضلات ندارند.عمده ترين شاخص گفتاري كودكان بانارواني طبيعي پديده "تكرار"[12]مي باشد. به طوري كه صرفا"درواحدهاي "هجايي "و"واژه اي "اتفاق مي افتدوتكرارصدابه خصوص صداهاي آغازين كلمات مشاهده نمي شود.

تكرارهاي گفتاركودكان بانارواني طبيعي به طورمعمول ازقاعده خاصي پيروي

مي كند.اين وضعيت زماني كه كودك خسته ياهيجان زده است ،بيشتراتفاق

 مي افتدواين تكرارهاعاري ازهرگونه حركات تشنجي وواكنشهاي هيجاني است .ازديگرشاخص هاي موجوددرگفتاربانارواني طبيعي ؛ "بازگويي اصلاحي "[13]و"ميان پراني "[14]صداهايي مانند(م)،(آ)،(ا)وگاهي هم واژه ياعبارتهايي مانند(مثلا")، (معمولا") ، (بعد)  و  مي باشد.

درنارواني طبيعي معمولا"درجريان گفتاركودك ناهماهنگي بين گفتاروتنفس مشاهده نمي شودوفراواني وبهبودي خودبه خودي بسيارزيادوقريب به صددرصدمي باشد.

 

*توصيه هاي لازم :

1-هنگام مشاهده گفتارغيرعادي كودك ازهر گونه اظهارنظرخودداري كنيد.

2-بايك آسيب شناس گفتاروزبان مشورت نماييد.

3-كودك راتحقيريا سرزنش نكنيد.

4-درصورت مشاهده هيچ وقت كودك راتنبيه نكنيد.

5-هيچ وقت به نوع گفتاركودك اعتراض نكنيدكه چرااينجورحرف مي زني ؟

6-الگوي گفتاري خاصي راتجويزنكنيدمثلا"آرامترصحبت كن!

7-براي كودك خوديك شنونده دقيق وصبورباشيدوبه حرف هاي اوبه دقت گوش كنيد.

8-فعاليت هاي لذت بخشي رابراي كودك فراهم كنيدوازاوبخواهيددرموردآن صحبت كند.

9-سعي كنيدمحيط خانه براي كودك عاطفي ،امن وشاداب باشد.

10-به يادداشته باشيم نارواني درسنين 5-5/2 يك اختلال نيست بلكه انتقال حساسيت ونگراني ماوسايراطرافيان ممكن است باعث ابتلاي كودك به لكنت گردد.[15]

·       [1] -Articulation

·       [2] -Voic

·       [3] -Fluency

·       [4] -Rate

·       [5] -Countinuity

·       [6] -Articulation  facility

·       [7] -Rhythm

·       [8] -Normal non fluncy

·       [9] -stuttering

·       [10] -Cluttering

·       [11] -Dysartheria

·       [12] -Repetition

·       [13] -Revision

·       [14] -Interjection

 

نوشته شده توسط مختار مختار نژاد اقدم | موضوع: | لینک ثابت |