|
مراحل گفتار کودکان
دوشنبه 29 مهر1387 10:46
مرا به حرف بياور، مادر
كودكان در چه سني بايد بابا و مامان بگويند، كي بايد اسم اشيا را ياد بگيرند و چه وقت جمله بسازند پيشرفت تكلم كودك در 2 سالگي، با اداي جملات 2-3 كلمهاي است پسر شما 2 ساله شده و هنوز نميتواند حرف بزند. فقط 2 تا 3 كلمه بلد است و بس! پيش خودتان كه او را با هم سن و سالهاي خودش مقايسه ميكنيد، فكر ميكنيد كه كمي از آنها عقبتر است، و يا به خاطر ميآوريد كه خواهرش كه توي اين سن بود، كامل جملهبندي ميكرد و حرف ميزد؟ با وجود همه اين چيزها، به اميد اينكه نبايد نگران بود و او هم حرف زدنش درست ميشود، رفتن پيش دكتر را عقب مياندازيد، پيش خودتان ميگوييد بعضي بچهها زود راه ميافتند، بعضيها هم زود حرف ميزنند، بچه ما سالم است و جاي نگراني نيست. اين، داستان بسيار شايعي است كه براي اغلب پدر و مادرهايي كه بچههايشان خوب حرف نميزنند پيش ميآيد و به جز در مواردي كه پدرومادر متوجه كندي رشد بچه در بقيه زمينهها هم بشوند، اغلب خيلي دير به فكر درمان اين مسئله ميافتند. دانستن اين موضوع كه در تكلم و يادگيري زبان، چه چيزهايي طبيعي و چه چيزهاي غير طبيعي هستند، به پدر ومادرها كمك خواهد كرد كه بفهمند روند تكامل كودكشان خوب است يا نه و چه زماني بايد به پزشك مراجعه كنند. قبل از 12 ماهگي براي بچههاي اين سن، مهمترين مسئلهاي كه بايد مورد توجه قرار گيرد، استفاده از صدا براي برقراري ارتباط با محيط اطراف است. صدا درآوردن و اغوپغو كردن، شروع اين ماجراست. هرچه بچه بزرگتر ميشود يعني درحدود سن 9 ماهگي، شروع به اداي اصوات تكراري ميكند و ميتواند كلماتي مثل <ماما> را ادا كند. البته ممكن است در اين سن متوجه معني كلمه نشود. در اين سن كودك بايد نسبت به صدا، عكسالعمل نشان دهد. بچههايي كه با دقت و توجه اطرافشان را نگاه ميكنند ولي نسبت به صدا عكسالعمل نشان نميدهند، بايد از نظر مشكلات شنوايي بررسي شوند. 12 تا 15ماهگي در صداهايي كه بچههاي اين سنين توليد ميكنند، اصوات مختلفي شنيده ميشود و علاوه بر آن، كودك بايد بتواند، حداقل 1 يا 2 كلمه را به طور صحيح ادا كند(البته به جز ماما و دد.) در اغلب موارد بچه اداي <اسم اشياء> را زودتر ياد ميگيرد مثل توپ. در اين سن كودك بايد صحبت اطرافيان را متوجه شود و دستورهاي يك مرحلهاي مثل <عروسك را به من بده>، <بنشين>، .<بيا> و...را اجرا كند. 18 تا 24ماهگي در سن 18 ماهگي، كودك بايد دامنه لغاتي در حد 20 لغت و در سن 2 سالگي در حد 50 لغت داشته باشد. پيشرفت تكلم كودك در 2 سالگي، با اداي جملات 2-3 كلمهاي است. در اين سن كودك به راحتي جمله ميسازد و مفاهيم و خواستههاي خود را با جملات تركيبي بيان ميكند، به طوريكه افراد غريبه كه با حرف زدن كودك آشنايي ندارند، حداقل نصف حرفهاي كودك را متوجه ميشوند (اطرافيان نزديك ممكن است اكثر حرفهاي كودك را بفهمند) علاوه بر اين در اين سن، كودك قادر است دستورات 2 مرحلهاي را هم اجرا كند مثل <عروسكت را زمين بگذار و توپ را بردار>! 2 تا 3سالگي در اين سن دامنه لغات كودكي بسيار افزايش مييابد و از حد شمردن ميگذرد، كودك ميتواند به راحتي، چند كلمه را با هم تركيب كند و جمله بسازد. افراد غريبه ميتوانند در حدود سهچهارم صحبتهاي كودك را متوجه شوند. در اين سن قدرت فهم و درك مطلب كودك هم افزايش قابل توجهي پيدا ميكند و به طور مثال كودك به راحتي مفهوم دو جمله <توپ را روي ميز بگذار> و يا <توپ را زير تخت بگذار> را ميفهمد. در اين سن، كمكم شناخت رنگها آغاز ميشود و كودك مفاهيم بزرگ و كوچك را هم ياد ميگيرد و فرق توپ بزرگ و كوچك را ميفهمد. تاخير در تكلم، چرا و به چه علت است ؟ عوامل متعددي ميتوانند باعث ايجاد اشكال در تكلم كودك شوند. تاخير تكلم در بچهاي كه از جهات ديگر سالم است و رشد طبيعي دارد ممكن است به علت مشكلاتي در دهان مثل اختلالات زبان و يا كام باشد. در برخي از بچههايي كه دچار اختلال تكلم هستند، مشكلاتي در اعصاب حركتي وجود دارد و كودك در استفاده از لبها، زبان و فك براي صحبت كردن دچار مشكل است. در اين بچهها ممكن است اختلال تكلم به تنهايي يا همراه با ساير اختلالاتي مثل اشكال در تغذيه باشد. مشكلات شنوايي، هم يكي از دلايلي هستند كه به طور شايع باعث اختلال تكلم ميشوند. به همين جهت هرگاه درباره حرف زدن كودك نگرانيم و فكر ميكنيم كه در اين زمينه مشكل دارد بايد حتما براي بررسي شنوايي كودك به متخصص مراجعه كنيم. در اين زمينه دقت به عفونتهاي گوش كودك بسيار اهميت پيدا ميكند. عفونتهاي سادهاي كه به طور صحيح درمان شوند تاثيري بر روي شنوايي نخواهد داشت ولي عفونتهاي تكرارشونده و عليالخصوص مزمن كه مورد توجه واقع نشوند ميتوانند باعث كاهش شنوايي و در نهايت اختلالات تكلم شوند. پدرومادر چه نقشي دارند؟ مثل بسياري از جنبههاي مختلف رشد كودك، تكلم هم جزئي از رشد است كه هم به ژنتيك كودك و هم به محيط اطراف او بستگي دارد، بنابراين ميزان تحريكي كه از محيط اطراف به كودك ميرسد نقش بسيار مهمي در شروع تكلم در كودك بازي ميكند. علاوه بر اين، وقتي كه مشكلات شنوايي، زبان و تكلم، يا مشكلات تكاملي در كودك وجود دارد، مداخلات سريع درماني، نقش موثري در بهبود كودك و رشد تواناييهاي او خواهد داشت و اينجاست كه نقش پدرومادر پررنگتر ميشود. والدين به محض اينكه متوجه اختلالي در كودك ميشوند و يا حتي به آن شك دارند، بايد با پزشك مشورت كنند تا تشخيص مشكلات كودك و به دنبال آن درمان به تاخير نيفتد. علاوه بر اين وقت گذاشتن براي كودك بسيار مهم است. سعي كنيد با كودك خود ارتباط برقرار كنيد و حتي در زمان نوزادي كه كودك متوجه صحبت شما نميشود، با او حرف بزنيد و برايش آواز بخوانيد و ... با اين كار محركهاي محيط را براي كودك افزايش دهيد و روند تكامل زبان را در او سرعت ميبخشيد. در حدود سنين 6 ماهگي ميتوانيد كتاب خواندن را براي كودك آغاز كنيد. البته لازم نيست كه از همان ابتدا، يك كتاب را به طور كامل براي او بخوانيد، بايد به حوصله كودك هم توجه كنيد. از كتابهاي ساده با نوشتههاي كم و عكسهاي جذاب و آشنا استفاده كنيد و با بزرگتر شدن كودك از او بخواهيد كه اشياء آشنا را در كتاب به شما نشان بدهد: مثلا بگوييد <توپ كو؟> يا <جوجو كو؟> بچههاي كوچك گاهي حتي داستانها و شعرهاي مورد علاقهشان را حفظ ميكنند و وقتي كه كمي بزرگتر شدند، آنها را براي شما تعريف ميكنند و ميخوانند
اصطلاحات گفتار درمانی
یکشنبه 9 تیر1387 10:7
ab- پيشوند به معني كنار/دور
abdominal diaphragmatic respiration تنفس شكمي-ديافراگمي abducent nerve عصب ششم abduction دور كردن abductor muscle عضله دور كننده abductor paralysis فلج دور كننده abnormal ناهنجار abrupt topic shift تغيير ناگهاني موضوع absolute threshold آستانه مطلق abstract چكيده ،مجرد.انتزاعي abstraction انتزاع،تجرد abstraction ladder (نظريه) مراحل انتزاع abstract noun اسم معنا abusive vocal behavior رفتار نادرست صوتي abutting cluster خوشه بين هجايي abutting consonants همخوانهاي بين هجايي acalculia حساب پريشي acatamathesia ادراك پريشي acataphasia بيان پريشي،منطق پريشي accelerated speech گفتار شتابان accent تكيه،لهجه achievement age سن پيشرفت achievement quotient(AQ) بهره پيشرفت acoupedic method روش بازتواني شنوايي acoustic method روش بازتواني شنوايي auditory method روش بازتواني شنوايي acoupediscs دانش بازتواني شنوايي acouesthesia تيز شنوايي/تيزگوشي acoustic admittance پذيرش صوتي acoustic agnosia ادراك پريشي صوتي acoustic amnestic aphasia زبان ياد پريشي شنيداري acoustic analysis تحليل صوتي acoustic audiometer شنوايي سنج صوتي acoustic contralateral reflex بازتاب صوتي دگرسو acoustic energy كارمايه صوتي acoustic feedback بازخورد صوتي acoustic gain بهره صوتي acoustic immittance measurement اندازه گيري پزيرش يا مقاومت صوتي acoustic impedance مقاومت صوتي acoustic ipsilateral reflex بازتاب صوتي همسو acoustic method روش بازتواني شنوايي acoupedic method روش بازتواني شنوايي auditory method روش بازتواني شنوايي acoustic nerve عصب دهليزي-حلزوني ،عصب تعادلي شنوايي، عصب هشتم acoustic phonetics آواشناسي فيزيكي acoustic reflex بازتاب صوتي acoustic reflex amplitude دامنه بازتاب صوتي acoustic reflex decay كاهش بازتاب صوتي acoustic reflex latency تاخير بازتاب صوتي،ديركرد بازتاب صوتي acoustic reflex pattern الگوي بازتاب صوتي،انگاره بازتاب صوتي acoustic reflex threshold آستانه بازتاب صوتي acoustic spectrum طيف صوتي acoustic stapedial reflex بازتاب صوتي ركابي acousticopalpebral reflex/auropalpebral reflex بازتاب گوشي پلكي/بازتاب صوتي پلكي acoustics صوت شناسي فيزيكي acquired اكتسابي acrolect لهجه مشابه action-locative كنش-جايگاه action-object كنش-كنش پذير action potential پتانسيل عمل acute حاد acute laryngitis التهاب حاد حنجره acute phoneme واج تند adaptation effect اثر انطباق ،اثر سازگاري adaptive behavior رفتار سازشي،رفتار انطباقي addition افزايش(خطا) adduction نزديك كردن adductor paralysis فلج نزديك كننده adenoid لوزه سوم adenoidectomy جراحي لوزه سوم/برداشتن لوزه سوم adhesive otitis media التهاب گوش مياني با چسبندگي adiadochokinesis سرعت پريشي گفتار adjective صفت adolescent voice/mutational voice/puberphonia صداي نوجواني adventitious deafness ناشنوايي عارضي adverb قيد aerodynamic analysis تحليل حركت هوا aerophagia بلع هوا afferent feedback بازخورد آوران afferent(kinesthetic)motor aphasia زبان پريشي حركتي آوران afferent nerve عصب آوران affix وند(پيشوند-پسوند) affrication بندشي شدن سايشي ها،انسدادي -سايشي شدگي affricative/affricate انسدادي-سايشي agenesis فقدان(عضو)، عدم تشكيل عضو agent عامل،كنش گر agent-action كنش گر -كنش agent-object كنش گر- كنش پذير agitolalia شتابان گويي aglossia فقدان زبان agnathia فقدان كامل يا نقص فك تحتاني agnosia ادراك پريشي agrammalogia/agrammatalogia/agrammaticia دستور پريشي agrammatism دستور پريشي agraphia نوشتار پريشي aided augmentative communication ارتباط مكمل ابزاري air-blade sound سايشي گسترده air-bone gap فاصله هوايي-استخواني air-conduction(AC) انتقال هوايي air wastage اتلاف هوا alalia لال گويي alar flutter لرزش پره بيني alaryngeal speech گفتار بدون حنجره alexia نارسا خواني،خوانش پريشي alliteration تجانس آوايي allomorph تكواژگونه allophone واجگونه allution اشاره alogia ناگويي alternate communication اتباط جايگزين alveolar لثوي [زبان شناسي] ambidextrous دودست برتر ambient noise نوفه مداخله گر ambiguous word/homograph واژه چتد معنا،واژه هم نويسه ambilaterality دوسو برتري ambisyllabic همخوان ميان واكه اي،ميان واكه amentia نقص ذهني American Speech Language and Hearing Associton انجمن گفتار وزبان وشنوايي آمريكا (ASHA) انجمن گفتار وزبان وشنوايي آمريكا amimia ايما پريشي amnesia فراموشي، يادپريشي amnesic/amnestic يادزدايشي،يادپريشي amnesic aphasia/amnestic aphasia زبان يادپريشي amnestic/amnesic يادزدايشي،يادپريشي amnestic aphasia/amnesic aphasia زبان يادپريشي amplitude دامنه amplitude distortion تغييرشكل دامنه amplitude shimmer تغيير دامنه، تنوع دامنه amusia موسيقي پريشي anacusis/anakusis ناشنوايي مطلق anakusis/anacusis ناشنوايي مطلق anaphoric مرجع دار، ارجاعي anaphoric pronoum ضمير مرجع دار anarthria ناگويي عضوي anechoice chamber/no echo chamber اتاقك بي پژواك anesthesia بي حسي angular gyrus شكنج زاويه اي ankyloglossia كوتاهي مهار زبان anomia نام پريشي anomic نام پريش anomic aphasia زبان پريشي نامي anosmia بويايي پريشي anosognosia ادراك پريشي عضوي anoxia كمبود اكسيژن خون، كم اكسيژني anterior partial laryngectomy حنجره برداري ناكامل قدامي anthropological linguistics مردم شناسي زبان، زبان شناسي قومي anticipatory behavior رفتار انتظاري، رفتار پيشبينانه anticipatory coarticulation/backward coarticulatio هم توليدي پس رو، هم جايگاهي پس رو anticipatory and struggle behavior theories نظريه هاي رفتار تقلايي و پيش بيني anticipatory and struggle behavior theories رفتار تقلايي و پيشوازي anticipatory reaction واكنش پيشوازي يا واكنش پيشبينانه antiresonance بي تشديد antonyme word واژه متضاد aphasia زبان پريشي aphasic زبان پريش aphasic phonological impairment آسيب واجي زبان پريشي aphasiologist كارشناس زبان پريشي، متخصص زبان پريشي aphasiology دانش زبان پريشي، مطالعات زبان پريشي aphemia زبان پريشي aphonia بي آوايي aphonic بي آوا aphonic episode دوره بي آوايي aphrasia عبارت پريشي apicalization نوك زباني شدگي aplasia عدم تشكيل(عضو.نسج) apnea توقف تنفس، ايست دم زدن applied linguistics زبان شناسي كاربردي applied phonetics آواشناسي كاربردي appositive بدل approach-avoidance theory نظريه گرايش، واگرايش approximation نزديك سازي[توليد-تارهاي صوتي] /هنجارگرايي[لكنت] apraxia كنش پريشي apraxic كنش پريش aprosody نوا پريشي arcuate fasciculus الياف عصبي كماني، راه كماني arrest پايان دادن هجا[اختلال توليدي] arresting consonant همخوان پايان هجايي article حرف تعريف articulation توليد( صوت) articulation area ناحيه توليد articulation curve منحني توليد articulation disorder اختلال توليد articulation error خطاي توليد articulation features مشخصات توليد articulation gain function بهره كاركرد توليد articulation index شاخص توليد articulation mechanism ساز و كار توليد articulation organ اندام توليد articulation process فرايند توليد articulation programming برنامه ريزي توليد articulation-resonance توليد-تشديد articulatory توليدي articulatory basis مباني توليدي articulatory phonetics آواشناسي توليدي articulatory description توصيف توليدي articulatory rule قاعده توليدي articuleme واحد حركتي گفتار artificial ear گوش مصنوعي artificial larynx(Electrical A.L) حنجره مصنوعي(باطري-برقي) artificial mastoid ماستوئيد مصنوعي artificial method روش ساختگي artificial palate كام مصنوعي aryepiglottic هرمي-مكعبي، هرمي-فوق چاكنايي aryepiglottic fold چين هاي هرمي- مكبي aryepiglottic muscle عضله هرمي-مكبي arytenoid cartilage غضرف هرمي ،غضرف طرجهالي arytenoid muscle عضله هرمي asapholalia گنگ گويي ascending pitch break شكست زيروبمي خيزان asemasia/asemia نماد پريشي asemia/asemasia نماد پريشي aspirate دميده aspiration دمش assimilated nasality خيشومي همگون شده assimilation همگوني association تداعي،ارتباط assonance هماهنگي واكه astereognosis ادراك پريشي سه بعدي،ادراك پريشي لمسي(جامدات) asymmetry فقدان تقارن ataxia تعادل پريشي،ناهماهنگي حركتي ataxic (فرد)بي تعادل ataxic dysarthria گفتار فلجي ناهماهنگ athetosis حركت پريشي پيچشي athetotic حركت پريش پيچشي athrophy هزال* ازبين رفتن نسج ،آتروفي atonia كشش پريشي attention deficit hyperactivity disorder(ADHD) اختلال بيش فعالي و نقص توجه attention span فراخناي توجه audible range دامنه شنوايي auding شنيدن audiogram نگاره شنوايي audiogram configurations نگاره شنوايي audiologic/audiological شنوايي شناسي audiologic habilitation توانبخشي شنيداري audiological evaluation ارزيابي شنوايي audiologist شنوايي شناس audiology شنوايي شناسي audiometer دستگاه سنجش شنوايي ، شنوايي سنج audiometric شنوايي سنجي audiometric zero صفر شنوايي سنجي audiometrist شنوايي سنج audiometry شنوايي سنجي audition شنوايي ،شنيدن audito-oculogyric reflex بازتاب چشمي-شنوايي auditory شنيداري auditory acuity دقت شنيداري auditory adaptation خستگي شنيداري auditory agnosia ادراك پريشي شنيداري auditory alexia نارساخواني شنيداري auditory analysis تحليل شنيداري auditory aphasia زبان پريشي شنيداري auditory area ناحيه شنوايي auditory attention توجه شنيداري auditory blending آميزش شنيداري auditory canal مجراي گوش auditory closure كامل سازي شنيداري، تكميل شنيداري auditory cortex قشر شنوايي auditory cue نشانه شنيداري auditory differentiation تمايز شنيداري auditory discrimination تمييز شنيداري auditory disorder اختلال شنيداري auditory evoked response پاسخ فراخوانده شنيداري auditory fatigue تغيير موقت آستانه auditory feedback باز خورد شنيداري auditory figure-ground شكل-زمينه شنيداري auditory figure-ground discrimination تمييز شكل-زمينه شنيداري auditory flutter لرزه شنيداري auditory flutter fusion ادغام لرزه شنيداري auditory imperception ناادراكي شنيداري auditory localization مكان يابي شنيداري auditory memory حافظه شنيداري auditory memory span فراخناي حافظه شنيداري auditory method روش آموزش شنيداري acoustic method روش آموزش شنيداري acoupedic method روش آموزش شنيداري auditory modality سير شنيداري* روند شنيداري auditory nerve عصب شنيداري auditory pattern الگوي شنيداري auditory perception ادراك شنيداري auditory phonetics آواشناسي شنيداري auditory processes فرآيندهاي شنيداري auditory processing(AP) پردازش شنيداري auditory processing disorder اختلال پردازش شنيداري auditory reflex بازتاب شنيداري auditory selective listening گوش دادن انتخابي auditory sequencing توالي شنيداري auditory skills مهارت هاي شنيداري auditory synthesis تركيب شنيداري auditory training تربيت شنيثداري auditory training units مجموعه هاي تربيت شنيداري auditory tube لوله شنيداري auditory verbal agnosia ادراك پريشي شنيداري-كلامي auditory-vocal association ارتباط شنيداري-كلامي auditory-vocal automaticity خود كاري شنيداري-كلامي augmentative and alternative communication(AAC) ارتباط مكمل و جايگزين augmentative communication ارتباط مكمل augmentative communication system نظام ارتباط مكمل aural گوشي، شنوايي aural atresia فقدان مجراي گوش aural rehabilitation بازتواني شنيداري auropalpebral reflex بازتاب گوشي-پلكي، بازتاب صوتي-پلكي acousticopalpebral reflex بازتاب گوشي-پلكي،بازتاب صوتي-پلكي autism درخودماندگي autism-autistic disorder اختلال درخودماندگي autistic درخودمانده automatic language زبان خودكار automatic speech گفتار خودكار automatic nervous system دستگاه عصبي خودكار autophonia خود بلند شنيداري auxiliary verb فعل كمكي avoidance پرهيز، اجتناب،دوري babbling هجا گويي baby talk گفتار كودكانه back phoneme واج پسين back vowel واكه پسين background noise نوفه زمينه backing/backing to velars نرمكامي شدگي backing to velars نرمكامي شدگي backward coarticulation هم جايگاهي پسرو، هم توليدي پسرو backward masking پوش پسين barbaralalia گويش پريشي، گويش در هم barry five slate system روش بازتواني دستوري باري basal fluency گستره رواني، رواني پايه [اختلال رواني گفتار] basal ganglia عقده هاي قاعده اي basal pitch زيروبمي پايه basa structure/deep structure بن ساخت، ژرف ساخت deep structure بن ساخت، ژرف ساخت base word/root word/simple word واژه پايه، واژه ساده root word واژه پايه،واژه ساده simple word واژه پايه، واژه ساده basilect لهجه اصلي،لهجه عامي behavior modification اصلاح رفتاري behavioral audiometry شنوايي سنجي رفتاري behavioral objective هدف رفتاري behavioral semantics معنا شناسي رفتاري belch/burp آروغ زدن، آروغ burp آروغ زدن، آروغ bells palsy فلج بل bells visible speech گفتار قابل مشاهده بل bernolli effect اثر برنولي ، پديده برنولي bibliotherapy خواندن درماني bifid tongue زبان دوشاخه bilabial دو لبي bilateral دو سويه bilateral abductor paralysis فلج دور كننده دوسويه bilateral adductor paralysis فلج نزديك كننده دوسويه bilateral cleft lip شكاف دوسويه لب bilateral cleft palate شكاف دوسويه كام bilateral contralateral routing of signals(BICROS) علامت دهي دگر دو سويه(سمعك) (BICROS) علامت دهي دگر دو سويه(سمعك) (AAC) ارتباط مكمل و جايگزين (AP) پردازش شنيداري (ADHD) اختلال بيش فعالي و نقص توجه (Electrical A.L) حنجره مصنوعي(باطري-برقي) (AC) انتقال هوايي (AQ) بهره پيشرفت bilateral laryngeal paralysis فلج دوسويه حنجره bilingual دوزبانه bilingualism دوزبانگي bimodal method روش بازخواني دوگانه combined method روش بازخواني دوگانه simultaneous method روش بازخواني دوگانه binaural دوگوشي biofeedback بازخورد زيستي biolinguistic theory نظريه زيستي زبان birth cry گريه تولد bisensory method روش دوحسي bisyllable دوهجايي blade of the tongue تيغه زبان blends خوشه همخواني block گير Bobath method روش بوبات body image تصور بدني، تصوير بدن body language زبان تن(بدن) body of the tongue بدنه زبان bolus لقمه آماده بلع bombarding بمباران bone conduction(BC) انتقال استخواني (BC) انتقال استخواني bounce چند بار گويي، واگويي bound morpheme واژك وابسته، تكواژوابسته bowed vocal folds تارهاي صوتي كماني شده bradykinesia كند جنبشي bradylalia كند گويي brain مغز، مخ brainstem پايه مغز ، ساقه مغز breakdown theory نظريه نارسايي عضوي breath chewing روش جويدن breathiness نفس آلودگي breathing نفس breathing disorder اختلال تنفس breathing method روش تنفسي،روش دمي inhalation method روش تنفسي،روش دمي broad transcription آوانگاري كلي،واج نگاري Brocas aphasia زبان پريشي بروكا Brocas area ناحيه بروكا Brodmanns area 41 ناحيه 41برادمن Brodmanns area44 ناحيه 44برادمن bronchial respiration تنفس نايژهاي Bruhn method روش بران bruxism دندان قروچه buccal گونه اي buccal cavity حفره خارجي دهان buccal speech گفتار دهاني buccal whisper نجواي دهاني buccolabial گونهاي - لبي bulbar paralysis فلج پياز مغزتيره، فلج بصل النخاع burp/belch آروغ زدن cancellation بازگويي اصلاحي cardinal vowel واكه اصلاحي carrier phrase عبارت پيش آزمون[شنوايي شناسي] carryover coarticulation هم توليدي پيشرو case study بررسي مورد ، مورد پژوهي case grammar دستور زبان حالت cat cry cyndrome نشانگان صداي گربه catalogia ياوه گويي مكرر verbigeration ياوه گويي مكرر catarrhal deafness ناشنوايي نزله اي central aphasia زبان پريشي مركزي central auditory abilities توانايي هاي شنيداري مركزي central auditory disorder اختلال شنيداري مركزي central auditory function كاركرد شنيداري مركزي central auditory perception ادراك شنيداري مركزي central auditory processes فرايند هاي شنيداري مركزي central deafness ناشنوايي مركزي central hearing شنوايي مركزي central language disorder(CLD) اختلال مركزي زبان (CLD) اختلال مركزي زبان central languiage imbalance بي تعادلي مركزي زبان central masking پوش مركزي (شنيداري) central nervous auditory system(CANS) دستگاه شنيداري عصبي مركزي (CANS) دستگاه شنيداري عصبي مركزي central nervous system(CNS) دستگاه اعصاب مركزي (CNS) دستگاه اعصاب مركزي central speech range گستره بسامدهاي مركزي گفتار central sulcus شيار مركزي central vowel واكه مياني cerebellar مخچه اي cerebellum مخچه cerebral مربوط به مخ cerebral anoxia آنوكسي (نرسيدن اكسيژن به ) مغز cerebral cortex قشر مخ ، قشر مغز cerebral dominance سو برتري نيمكره مخ cerebral dominance and handedness theory نظريه سو برتري مغز و دست cerebral hypoxia هيپوكسي مغز ، كمي اكسيژن مغز cerebral localization منطقه بندي مخ ، جايابي مخ cerebral palsy فلج مغزي cerebral thumb شست مغزي (در فلج مغزي) cerebral vascular accident (CVA) سكته مغزي (CVA) سكته مغزي cerebrospinal fluid (CSF) مايع مغزي - نخائي cerebrum مغز ، مخ chest voice صداي سينه اي chewing approach رويكرد جويدن childhood aphasia زبان پريشي كودكي chewing method روش جويدن chidrens language processes فرايندهاي زبان كودكان chiloschisis/ cleft lip شكاف لب ، لب شكري cleft lip شكاف لب، لب شكري chink صداي قورت دادن choral reading گروه خواني choral speaking گروه گويي chorditis التهاب تارهاي صوتي chorea حركت پيچشي chronic laryngitis التهاب مزمن حنجره chronic suppurative otitis media التهاب چركي مزمن گوش مياني chronological age (CA) سن تقويمي (CA) سن تقويمي cinefluoroscopy پرتو نگاري حركتي circumlocution جمله بافي [زبان پريشي] / گريز گويي [لكنت] class word /content word /lexical word واژه محتوايي lexical word واژه محتوايي content word واژه محتوايي clause بند جمله فرعي clavicular respiration تنفس ترقوه اي cleft lip /chiloschisis شكاف لب cleft palate شكاف كام click نچ آوا ، دم آوا clinical audiology شنوايي شناسي باليني clipped word كوتاه واژه clonic لرزشي clonic block گير لرزشي، گير تكراري close vowel واكه بسته closed head injury (CHI) آسيب مغزي بسته (CHI) آسيب مغزي بسته closed nasality كم خيشومي closed syllable هجاي بسته closure بندش cluster خوشه هجائي cluster reduction كاهش خوشه clutterer پريده گو cluttering پريده گويي coarticulation هم توليدي ،هم جايگاهي cochlear implant كاشت حلزون cochlear nerve عصب حلزوني cognate confusion جايگزيني واكي cognitive development رشد شناختي cold running speech گفتار غير عاطفي collective monologue تك گويي گروهي colloquial محاوره اي combined method/bimodal method روش تركيبي bimodal method روش تركيبي simultaneous method روش تركيبي communication ارتباط communication board تخته ارتباطي communication disorder اختلال ارتباطي communication failure theory نظريه ناكامي ارتباط communication sciences علوم ارتباطي communicative competence توانش ارتباطي communicative interaction تعامل ارتباطي communicative stress فشار ارتباطي communicative technique روش ارتباطي communicologist ارتباط شناس communicology ارتباط شناسي compensatory mvement حركت جبراني complementary distribution توزيع تكميلي complete cleft palate شكاف كام كامل ، شكاف كام سرتاسري complete recruitment افزون شنوايي كامل complex noise نوفه بم مركب complex syllabics/diphthong دو آوايي ، واكه مركب complex tone صوت مركب ، صوت آميخته complex word واژه تركيبي compound consonant همخوان مركب compound word واژه مركب comprehension درك comprehension span فراخناي درك compressed speech گفتار فشرده computed tomography(CT) برش نگاري رايانه اي ، سي تي اسكن (CT) برش نگاري رايانه اي ، سي تي اسكن computerized axial tomography(CAT scan) سي تي اسكن (CAT scan) سي تي اسكن concept مفهوم conceptual disorder اختلال مفهوم سازي conceptualization مفهوم سازي coditioned disintegration theory نظريه ناپيوستگي شرطي شده two factor model of stuttering نظريه ناپيوستگي شرطي شده conduction aphasia زبان پريشي انتقالي confused language زبان آشفته conductive deafness ناشنوايي انتقالي congenital deafness ناشنوايي مادر زادي connected speech/running speech گفتار پيوسته running speech گفتار پيوسته connotation معناي ضمني consistency effect اثرپايداري ، اثر ثبات consonant همخوان ، صامت consonant blend/consonant cluster خوشه هم خواني consonant cluster/consonant blend خوشه هم خواني consonant injection method روش تزريق همخواني (گفتارمروي) consonant position جايگاه همخواني consonant voicing واكداري همخوان constricted vocal production آواسازي بافشار constructional apraxia کنش پريشي ساختي contact ulcer زخم تماس content word / class word /lexical word واژه محتوايي ، واژه قاموسي class word واژه محتوايي ، واژه قاموسي lexical word واژه محتوايي ، واژه قاموسي context بافت ، متن contiguity disorder اختلال همنشيني continuant پيوسته contrastive distribution توزيع تقابلي contrastive linguistics زبان شناسي مقابله اي control group گروه گواه conversion aphonia بي آوايي تبديلي conversion deafness ناشنوايي تبديلي conversion reaction واکنش تبديلي convolution شکنج convulsion تشنج cooing شبه واکه سازي ، آواسازي پيش زباني coprolalia بد دهني cordectomy برداشتن چين صوتي corpus callosum جسم پينه اي corniculate cartilage غضروف شاخي corrective feedback بازخورد اصلاحي corrective therapy (CT) درمان اصلاحي (CT) درمان اصلاحي cortical deafness ناشنوايي مرکزي (قشر مغز) cortical lateralization سوبرتري قشري (مغز) cortical respiratin تنفس ارادي coup de glotte برخورد چاکنايي cranial nerve عصب جمجمه اي ، عصب سري craniofacial جمجمه اي صورتي craniofacial anomalies ناهنجاريهاي جمجمه اي صورتي cricoarytenoid حلقوي هرمي cricoid cartilage غضروف انگشتري ، غضروف حلقوي cricothyroid حلقوي درقي cricothyroid paralysis فلج حلقوي درقي cri du chat syndrome نشانگان صداي گربه cross consonant injection method روش تزريق بين همخواني cross talk روش تداخل گفتار cuad speech گفتار نشانه اي cul de sac بن بست cultural norm هنجار فرهنگي cuneiform cartilage غضروف ميخي cybernetic theory of stuttering نظريه فرمانشي لکنت cycle per second چرخه در ثانيه dactyl speech گفتار انگشتي dark lateral کناري سخت deaf ناشنوا deaf mute ناشنواي گنگ deafness ناشنوايي deaf speech گفتار ناشنوا deaffrication بندشي - سايشي زدايي decoding رمز گشايي deep structure/base structure ژرف ساخت ، بن ساخت base structure ژرف ساخت، بن ساخت deglutition بلع delayed auditory feedback(DAF) بازخوردشنيداري درنگين ، بازخردشنيداري درنگيده delayed echolalia پژواک گويي تاخيري ، پژواک گويي درنگيده delayed language زبان درنگيده ، تاخير زباني delayed speech تاخير گفتار deletion of final consonant حذف همخوان پاياني deletion of initial consonant حذف همخوان آغازين deletion of unstressed syllables حذف هجاهاي بي تکيه dementia زوال عقل dominant language زبان برتر denasal کم خيشومي شده denasality کم خيشومي denasalization خيشومي زدايي ، کم خيشومي شدن dental lisp بدسايشي دنداني depalatalization پيش کامي شدگي derivation اشتقاق descending pitch break شکست زيروبمي افتان descriptive linguistics زبان شناسي توصيفي descriptive phonetics آواشناسي توصيفي desensitization حساسيت زدايي developmental aphasia زبان پريشي رشدي developmental articulatory apraxia کنش پريشي توليدي رشدي developmental disability ناتواني رشدي developmental hesitations ترديد هاي رشدي(گفتار) developmental imbalance ناموزوني رشدي developmental phonological processes فرايندهاي واجي رشدي deviant articulation توليدکژهنجار deviant language کژزباني deviant speech کژگفتاري deviant swallowing اختلال بلع ، بلع کژهنجار devoicing of final consonants واک رفتگي همخوانهاي پاياني diadochokinesis توانايي حرکات متوالي سريع diadochokinetic rate سرعت حرکات متوالي diagnosogenic theory نظريه تشخيصي ، نظريه تشخيص زاد diagnostic audiometry شنوايي سنجي تشخيصي diagnostic teaching آموزش تشخيصي diagnostic test آزمون تشخيصي diagnostic therapy (DX) درمان تشخيصي (DX) درمان تشخيصي dialect لهجه ، گويش diaphragmatic abdominal respiration تنفس ديافراگمي-شکمي ،تنفس حجاب حاجزي-بطني dichotic messages پيام هاي دوگوشي differential diagnosis تشخيص افتراقي digital manipulation دست ورزي انگشتي diglossia/forked tongue زبان شکاف دار، زبان دوتکه ،زبان چنگالي forked tongue زبان شکاف دار، زبان دوتکه ،زبان چنگالي diphthong/complex syllabics واکه مرکب،دوآوايي complex syllabics واکه مرکب،دوآوايي diplegia دوسوفلجي،فلج دوطرفه(اعضا) diplophonia/dyplophonia صداي دورگه اي ،صداي دوآوايي dyplophonia صداي دورگه اي ،صداي دوآوايي direct laryngoscopy حنجره نگري مستقيم ، لارنگوسکپي مستقيم direct selection communication board تابلوي ارتباطي انتخاب مستقيم disassimilation ناهمگوني،ناهمگون سازي discomfort threshold آستانه ناراحتي discourse گفتمان discrimination تمايز discrimination curve منحني تمايز(شنيداري) discrimination loss کاهش تمايز(شنيداري) discrimination score امتيازتمايز(شنيداري) discriminatory training آموزش تمايزي ،آموزش مقايسه اي disfluency نارواني(گفتار) disfluent/dysfluent ناروان dysfluent ناروان diskinesia جنبش پريشي displaced speech گفتار نابجا distinctive features مختصات مميزه، مختصات تمايز دهنده distinctive feature analysis تحليل مختصه مميزه distortion کژگويي distortional bone conduction انتقال استخواني فشرده disyllable دوهجا dominant language زبان برتر donkey breathing تنفس صدادار double assimilation همگوني دوسويه dry hoarseness گرفتگي خشک duration ديرش (مدت کلام) dynamic aphasia زبان پريشي پويا dyplophonia/diplophonia صداي دورگه اي، صداي دوآوايي dysacusis ادراک پريشي شنيداري dysarthria گفتار فلجي،فلجي گفتار dysaudia شنودپريشي dysfluency نارواني (گفتار) dysfluent/disfluent ناروان dysglossia فقدان ناکامل زبان dysgraphia نارسانويسي dyskinesia جنبش پريشي dyslalia نارساگويي(عملکردي) dyslexia نارسا خواني dyslexic نارساخوان dyslogia ناگويي dyslogomathia/dysmathia اختلال يادگيري زبان dysmathia اختلال يادگيري زبان dysnomia نام پريشي dysphagia اختلال بلع dysphasia زبان پريشي dysphemia گفتارپريشي dysphemia and biochemical theory نظريه گفتارپريشي وزيست شيمي dysphonia بدآوايي dysphrasia عبارت پريشي dysplasia نقص تشکيل(عضو،بافت) dyspnea اختلال تنفس dyspraxia کنش پريشي dysprosody نواخت پريشي dysrhythmia ناموزوني ear training آموزش شنيداري easy onset روش شروع آسان echo speech گفتار پژواکي ،پژواک گويي echolalia/echologia/echophasia/echophrasia پژواک گويي،گفتار تقليدي echologia پژواک گويي،گفتار تقليدي echophasia پژواک گويي،گفتار تقليدي echophrasia پژواک گويي،گفتار تقليدي mimic speech پژواک گويي،گفتار تقليدي efferent وابران efferent(kinetic)motor aphasia زبان پريشي حرکتي وابران(جنبشي) efferent nerve عصب وابران egocentric language زبان خودمحور،زبان خودمدار egocentric speech گفتار خودمحور،گفتارخودمدار eighth cranial nerve عصب هشتم سري elected mutism خاموشي انتخابي electrical artificial larynx حنجره مصنوعي برقي electrical measurement of speech production سنجش برقي توليدگفتار ،برق نگاشت چاکناي electroencephalogram(EEG) برق نگارمغز،اي.اي.جي (EEG) برق نگارمغز،اي.اي.جي electrolarynx حنجره برقي electromyography دستگاه برق نگار ماهيچه electronic artificial larynx حنجره الکترونيکي electropalatography دستگاه برق نگار کام eleventh cranial nerve عصب يازدهم سري encephalitis التهاب مغز encoding رمز گذاري encoding communication board تابلوي ارتباطي مغزي endoscopy درون نگري ،اندوسکوپي enunciate تلفظ کردن ،توليدکردن epenthesis واج افزايي دروني epiglottis cartilage غضروف فوق چاکنايي،غضروف مکبي،غضروف اپي گلوت epilepsy صرع equivalent speech reception threshold آستانه معادل دريافت گفتار esophageal speech گفتار مروي esophageal voice صداي مروي eunuchoid voice صداي خواجه euphemism به گويي eustachian tube مجراي استاش ،شيپوراستاش،لوله استاش excessive nasality پرخيشومي ،بيش خيشومي excresence افزايش واج executive aphasia زبان پريشي اجرايي exhalation بازدم experimental audiology شنوايي شناسي تجربي experimental phonetics آواشناسي تجربي expiration بازدم expiratory reserve volume/supplemental air حجم ذخيره بازدمي supplemental air حجم ذخيره بازدمي expressive aphasia زبان پريشي بياني expressive language زبان بياني ،زبان شفاهي expressive receptive aphasia زبان پريشي بياني-درکي extended jargon paraphasia شبه واژه گويي گسترده(نامفهوم) exteriorized stuttering لکنت آشکار eye contact تماس چشمي facial nerve عصب صورتي ،عصب زوج هفتم facial paralysis فلج صورت facilitated communication ارتباط آسان ،ارتباط تسهيل شده facilitation of resonance آسان سازي تشديد false fluency رواني ساختگي false paracusis/paracusis willisi پيراشنوايي کاذب، پيراشنوايي ويليسي falsetto زيرترين صدا falsetto voice/light voice صداي کاذب، صداي زيرکاذب light voice صداي کاذب، صداي زيرکاذب false vocal folds تارهاي صوتي کاذب feared words/jonah words واژه هاي ترس آور fiberscope درون نگرالياف نوري fifth cranial nerve عصب پنجم جمجمه اي،عصب سه قلو filler پرکننده filtered speech گفتار پالائيده final consonant position همخوان پاياني fine motor حرکت ظريف finger agnosia ادراک پريشي انگشتي fingerspelling/manual method هجي انگشتي،هجي کردن انگشتي روش دستي manual method هجي انگشتي،هجي کردن انگشتي روش دستي first cranial nerve عصب بينايي،عصب اول جمجمه اي first sentences جملات نخستين first words واژه هاي نخستين flaccid dysarthria گفتارفلجي شل flaccid paralysis فلج شل fluency رواني(گفتار) fluency disorder اختلال رواني گفتار fluency initiating gestures آغازگرهاي رواني گفتار fluent (گفتار)روان fluent aphasia زبان پريشي روان forced whisper نجواي سخت forked tongue/diglossia زبان شکاف دار ،زبان دوتکه،زبان چنگالي diglossia زبان شکاف دار ،زبان دوتکه،زبان چنگالي formal method روش رسمي formant frequency سازه تشديد fortis consonant همخوان سخت forward coarticulation هم توليدي پيشرو fourth cranial nerve عصب چهارم جمجمه اي،عصب قرقره اي frequency بسامد frequency jitter تغيير بسامد frequency modulation auditory trainer تربيت گر شنيداري بسامد frequency range گستره بسامد frequency theory نظريه بسامدي fricative سايشي frictionless/glide غلتان glide غلتان frog in the throat/syllabic aphonia بي آوايي هجايي syllabic aphonia بي آوايي هجايي front phoneme واج پيشين front vowel واکه پيشين frontal lisp/lingual lisp بدسايشي پيشين،بدسايشي نوک زباني frontal lobe قطعه پيشاني lingual lisp بدسايشي پيشين،بدسايشي نوک زباني frustration ناکامي function word واژه دستوري functional aphonia بي آوايي کارکردي functional articulation disorder اختلال توليدي کارکردي functional deafness ناشنوايي کارکردي ،کري کارکردي functional disorder اختلال کارکردي fundamental frequency بسامد پايه gag reflex بازتاب تهوع gaussian noise/white noise نوفه سفيد general linguistics زبان شناسي عمومي general oral inaccuracy بي دقتي کلي گفتار general phonetics آواشناسي عمومي generalization تعميم generalized intellectual impairment آسيب عقلي فراگير generative transformational grammar دستور زايشي گشتاري gentle onset/easy onset آغازآسان(لکنت) easy onset آغازآسان(لکنت) gentle onsets/precision fluency shaping هجاهاي آغازين کشيده precision fluency shaping هجاهاي آغازين کشيده stretched syllables/gentle onsets هجاهاي آغازين کشيده geriatric audiology شنوايي شناسي سالمندان gesture حرکت بيانگر،زبان ايماواشاره gesture language زبان حرکتي،زبان ايماواشاره gibberish زبان نامفهوم glide/frictionless غلتان frictionless غلتان gliding of fricatives غلتاندن سايشي gliding of liquids غلتاندن روانها global aphasia زبان پريشي جامع،زبان پريشي کلي glossectomy بريدن وبرداشتن زبان glossitis التهاب زبان glossograph زبان نگاشت glossolalia نامفهوم گويي[اختلال توليدي] glossopharyngeal press فشار زباني گلويي(آموزش زبان مروي) glossoptosis افتادگي زبان glossoschisis زبان شکافدار،زبان دوتکه glottal attack/glottal catch برخورد چاکنايي glottal catch/glottal attack برخورد چاکنايي glottal chink فضاي چاکنايي glottal click برخورد چاکنايي glottal cycle چرخه چاکنايي،چرخه ارتعاشي glottal fry/gravel voice/pulsated voice/vocal fry جزجزچاکنايي gravel voice جزجزچاکنايي pulsated voice جزجزچاکنايي vocal fry جزجزچاکنايي glottal pulse ضربان قلب glottal replacement جايگزيني همخوان چاکنايي glottal stop انسدادچاکنايي،ايست چاکنايي glottal stroke برخوردچاکنايي glottal tone صداي چاکنايي glottal vibration ارتعاش چاکنايي glottis چاکناي glottograph چاکناي نگاشت grammatic method روش(بازتواني) دستوري grammatical analysis تحليل دستوري grammatical structure ساخت دستوري grammatical word واژه دستوري grand mal صرع بزرگ grapheme نويسه grave phoneme واج سنگين grimace شکلک groove fricative سايشي شياري gross motor حرکت ساده ،حرکت غيرظريف group audiometer شنوايي سنج گروهي group audiometry سنجش شنوايي گروهي group hearing aid سمعک گروهي guilt گناه،احساس گناه guttural voice صداي گلويي[اختلال صدا] habitual pitch frequency زيربمي عادي،صداي عادي[اختلال صدا] handedness دست برتري hard contacts تماسهاي سخت،تماسهاي پرتنش[اختلال رواني گفتار]، hard contacts تماسهاي سخت،تماسهاي پرتنش[اختلال صدا] hard glottal attack برخورد چاکنايي شديد[اختلال صدا] hard of hearing سخت شنوا،سخت شنوايي hard palate سخت کام hare lip لب شکري،شکاف لب[آسيب شناسي] harshness صداي خشن hearing aid سمعک hearing impairment آسيب شنوايي hearing loss افت شنوايي hemilaryngectomy نيمه حنجره برداري hemiplegia نيمه فلجي hesitation phenomena پديده هاي ترديدي،پديده هاي تاخيري گفتار heterogenous word/syntagmatic word واژه ناهمگن syntagmatic word واژه ناهمگن heterolalia/heterophemy دگرگويي[اختلال رواني گفتار] heterophemy/heterolalia دگرگويي[اختلال رواني گفتار] heterotopy نابجايي[اختلال رواني گفتار] high زير[فيزيک]،افراشته[زبانشناسي] high frequency deafness ناشنوايي پربسامد high stimulus speech روش آگاه سازي گفتار[اختلال رواني گفتار] high vowel /narrow vowel واکه افراشته[زبان شناسي] hoarseness گرفتگي[اختلال صدا] holophrastic utterances بيان تک واژه اي ،گفتارتک واژه اي homogenous word واژه همگن homograph/ambiguous word واژه هم نويسه ،واژه چندمعنا ambiguous word واژه هم نويسه ،واژه چندمعنا homophone هم آوا[زبان شناسي] homorganics واج هاي هم جايگاه [زبان شناسي] huskiness گرفتگي[اختلال صدا] hydrocephalus هيدروسفالي[آسيب شناسي] hypacusis آسيب شنوايي،نقص شنوايي hyperactivity بيش فعالي،فزونکاري[روان شناسي] hyperacusis تيزگوشي hyperbole اغراق در زبان hypercorrect language زبان پاک hyperesthesia پرحسي[فيزيولوژي] hyperfunction پرکاري[فيزيولوژي] hyperkeratosis شاخي شدگي ،پرشاخي شدگي hyperkinesia/hyperkinesis پرجنبشي[فيزيولوژي] hyperkinesis/hyperkinesia پرجنبشي[فيزيولوژي] hyperkinetic پرجنبشي[فيزيولوژي] hyperkinetic dysarthria گفتار فلجي پرجنبشي hyperkinetic dysphonia بدآوايي پرجنبشي [اختلال صدا] hypernasality/hyperrhinolalia/hyperrhinophonia پرخيشومي[اختلال صدا] hyperphonia پرآوايي[اختلال صدا] hyperplastic laryngitis التهاب ضخيم کننده حنجره hyperrecruitment/overrecruitment افزون شنوايي overrecruitment/hyperrecruitment افزون شنوايي hyperrhinolalia/hyperrhinophonia/hypernasality پرخيشومي[اختلال صدا] hyperrhinophonia/hyperrhinolalia/hypernasality پرخيشومي[اختلال صدا] hypernasality پرخيشومي[اختلال صدا] hypervalvular phonation آواسازي پرکشش(چين صوتي)،خيشومي شدگي واکه اي hypnotherapy هيپنوتيزم درماني،خوابواره درماني hypoactivity کم کاري [فيزيولوژي] hypofunction کم کاري [فيزيولوژي] hypoglossal nerve عصب دوازدهم،عصب زيرزباني hypoglottic زيرچاکنايي[تشريح] hypokinesia/hypokinesis کم جنبشي[فيزيولوژيکي] hypokinesis/hypokinesia کم جنبشي[فيزيولوژيکي] hypokinetic کم جنبشي[فيزيولوژيکي] hypokinetic dysarthria گفتارفلجي کم جنبشي hypologia کم تواني گفتار hyponasality/hyporhinolalia/hyporhinophonia کم خيشومي [اختلال صدا] hypopharynx/laryngopharynx حلق تحتاني ،حلق حنجره اي laryngopharynx حلق تحتاني ،حلق حنجره اي hypophonia کم آوايي[اختلال صدا] hypophrasia کم گويي hypoprosody نوا پريشي[اختلال رواني گفتار] hyporhinophonia/hyporhinolalia/hyponasality کم خيشومي [اختلال صدا] hyporhinolalia/hyporhinophonia/hyponasality کم خيشومي [اختلال صدا] hypotonic کم کشش[فيزيولوژيکي] hysterical aphonia بي آوايي هيستريايي[اختلال صدا] hysterical deafness ناشنوايي هيستريايي hysterical stuttering لکنت هيستريايي ideation انديشه پردازي [روانشناسي] identification همانند سازي[روانشناسي] identification audiometry شنوايي سنجي غربالي idioglossia/idiolalia زبان خودساخته،زبان فردي،خود زباني idiolalia/idioglossia زبان خودساخته،زبان فردي،خود زباني ideographs علائم انديشه نگار idiolect لهجه فردي idiopathic language retardation عقب ماندگي زباني ناشناخته imitation تقليد immediate echolalia پژواک گوييبلافاصله،پژواک گويي فوري immitance ايستايي-رسانايي[شنوايي شناسي] impedance ايستايي پذيري impediment of speech آسيب گفتاري imperception عدم ادراک[روانشناسي] implicit language زبان پنهان implicit stuttering/interiorized stuttering لکنت پنهان،لکنت دروني شده inarticulate (فرد) ناتوان در بيان، نارسائي بيان incipient stuttering لکنت آغازين incomplete cleft palate شکاف کام ناقص incomplete recruitment پر شنيداري ناقص indirect laryngoscopy حنجره نگري غيرمستقيم industrial audiometry شنوايي سنجي صنعتي industrial deafness ناشنوايي صنعتي infantile aphasia زبان پريشي کودکي infantile autism درخودماندگي کودکي infantile perseveration گفتار کودکانه رشد نايافته infantile speech گفتارکودکانه infantile swallowing بلع کودکانه، زبان رانش inflection صرف[زبان شناسي] ،تغييرزيروبمي(صدا) informal method/synthetic method روش غيررسمي inhalation method/breathing method/suction روش دمي،روش تنفسي breathing method/suction/inhalation method روش دمي،روش تنفسي suction/breathing method/inhalation method روش دمي،روش تنفسي initial consonant position همخوان آغازين initial lag تاخير آغازين initial masking پوش آغازين injection method روش تزريق هوا inner language or speech زبان يا گفتار دروني inspiration دم inspiratory voice صداي دمي integrative language زبان يکپارچه intelligence هوش intelligence quotient بهره هوشي، هوشبهر intelligible قابل فهم interconsonantal vowel واکه بين همخواني interdental lisp بدسايشي بين دنداني،نوک زباني ميان دنداني interiorized stuttering /implicit stuttering لکنت پنهان،لکنت دروني شده implicit stuttering لکنت پنهان،لکنت دروني شده interjection به ميان اندازي intermittent aphonia بي آوايي ادواري ،دوره بي آوايي intervocalic همخوان ميان واکه اي،همخوان ميان واکي in the ear hearing aid سمعک داخل گوشي intonation آهنگ intoneme واحد آهنگ intraoral درون دهاني،داخل دهاني intraoral pressure فشاردرون دهاني involuntary whispering نجواي غيرارادي jargon گفتار نامفهوم،زبان حرفه اي jargon aphasia زبان پريشي نامفهوم jena method روش جنا[شنوايي شناسي] jitter تغييربسامد[اختلال صدا] jonah words/feard words واژه هاي ترس آور[اختلال رواني گفتار] juvenile papillomatosis زگيل نوجواني حنجره key word method روش کليد واژه[اختلال توليد] kinesics حرکت شناسي گفتار،جنبش شناسي گفتار kinesthesia/kinesthesis حسي-جنبشي[فيزيولوژيکي] kinesthesia/kinesthesia حسي-جنبشي[فيزيولوژيکي] kinesthetic analysis تحليل حسي-جنبشي[اختلال توليد] kinesthetic feedback بازخورد حسي - جنبشي[اختلال توليد] kinesthetic method روش حسي-جنبشي،روش آموزش حرکتي[شنوايي شناسي] kinesthetic perception ادراک حسي-جنبشي[فيزيولوژيکي] kinesthetic technique فن حسي-جنبشي[اختلال توليد] kinetic analysis تحليل حرکتي،تحليل جنبشي[اختلال توليد] labial assimilation همگوني لبي[زبان شناسي] labial cleft لب شکري labialization لبي شدگي[زبان شناسي] lalia(echolalia) به معناي گفتن lalling/babbling غان وغون،لام گويي babbling/lalling غان وغون،لام گويي lalopathy آسيب گفتار(غيرمعمول) lambdacism بدگويي ل language زبان language acquisition device(LAD) دستگاه فراگيري زبان (LAD) دستگاه فراگيري زبان language arts مهارت هاي زباني language boundary مرز زبان language centers مراکز زبان language clinician کارشناس باليني زبان language content محتواي زبان language development رشد زبان language difference تفاوت زباني language disorder اختلال زبان language form or structure ساختار زبان language function/language use کارکرد زبان language impairment آسيب زبان language pathologist آسيب شناسي زبان language processing پردازش زبان language sample نمونه برداري زباني،گونه برداري زباني language structure ساختار زبان language therapist آسيب شناس زبان language use/language function کارکرد زبان laryngeal anomaly ناهنجاري حنجره laryngeal atresia بستگي حنجره،تنگي حنجره laryngeal hyperesthesia پرحسي حنجره،ازديادحساسيت حنجره laryngeal motor paralysis فلج حرکتي حنجره laryngeal oscillation لرزش حنجره laryngeal paralysis فلج حنجره laryngeal paresthesia اختلال حس حنجره اي،بدحسي حنجره اي laryngeal prominence برجستگي حنجره laryngeal respiration دم زدن حنجره اي،تنفس حنجره اي laryngeal sensory paralysis فلج حسي حنجره laryngeal stuttering/spastic dysphonia لکنت حنجره اي، بد آوايي انقباضي laryngeal web تارحنجره spastic dysphonia کنت حنجره اي، بد آوايي انقباضي laryngectomee بي حنجره laryngectomy حنجره برداري laryngomalacia نرمي حنجره laryngopathy بيماري حنجره laryngitis التهاب حنجره،ورم حنجره laryngopharynx/hypopharynx حلق تحتاني،حلق حنجره اي hypopharynx حلق تحتاني،حلق حنجره اي laryngoplasty ترميم حنجره laryngoscope حنجره نگر،دستگاه درون بيني حنجره laryngoscopy حنجره نگري، درون بيني حنجره laryngostenosis تنگي حنجره lateral adenoidectomy برداشتن طرفي لوزه سوم lateral lisp بدسايشي کناري،نوک زباني کناري[اختلال توليد] laterality سوبرتري laterality theory of stuttering نظريه سوبرتري لکنت lax consonant/lenis consonant همخوان نرم [زبان شناسي] lax phoneme واج نرم [زبان شناسي] lax vowel واکه نرم [زبان شناسي] learning disability(LD) ناتواني يادگيري (LD) ناتواني يادگيري lenis consonant/lax consonant همخوان نرم [زبان شناسي] lenis phoneme واج نرم lexical cohesion انسجام واژگاني lexical word/class word/content word واژه محتوايي،واژه قاموسي content word واژه محتوايي،واژه قاموسي class word واژه محتوايي،واژه قاموسي lexicon واژگان light contact تماس نرم ،تماس ملايم light lateral کناري نرم light voice/falsetto voice صداي کاذب light vowel واکه خنثي ، واکه نامشخص lingual hypoplasia کم رشدي زبان ، کوچک شدن زبان lingual lisp/frontal lisp بدسايشي نوک زباني ، بدسايشي پيشين lingual paralysis فلج زبان linguistic competence توانش زباني linguistic performance کنش زباني linguistic phonology واجشناسي زبان linguistic universals همگاني هاي زباني linguistic variation گوناگوني زباني lip reading/speech reading روش بازتواني لب خواني، گفتار خواني lip rounding گرد کردن لب liquid روان lisp/parasigmatism/sigmatism بدسايشي parasigmatism/sigmatism/lisp بدسايشي sigmatism/lisp/parasigmatism بدسايشي literal paragraphia شبه واژه نويسي آوايي literal paraphasia شبه واژه گويي آوايي، شبه واژه گويي لفظي localized amnesia يادزدودگي کانوني[روان پزشکي] locution بيان loft register دانگ زير logopedics آسيب شناسي گفتار و زبان ،گفتار درماني logopedist آسيب شناس گفتار و زبان ،گفتار درمان logorrhea پرگويي،وراجي long term memory حافظه بلند مدت loquacity پرگويي loudness بلندي low frequency(LF) بسامد بم (LF) بسامد بم low tone deafness کم شنوايي اصوات بم low vowel واکه افتاده macrocephaly بزرگ سري macrocheilia/macrochilia بزرگ لبي، لب کلفتي macrochilia/macrocheilia بزرگ لبي، لب کلفتي macroglossia بزرگ زباني macrognathia بزرگ فکي، بزرگ آرواره اي macrophonia بلند آوايي macrostomia بزرگ دهاني، دهان گشادي magnetic resonance imaging(MRI) تصوير برداري تشديد مغناطيسي (MRI) تصوير برداري تشديد مغناطيسي main clause بند اصلي malocclusion بد جفت شدگي دندانها mandibular hypoplasia کم رشدي آرواره اي manometer فشار سنج manipulation دست ورزي manner of articulation شيوه توليد manual method/fingerspelling روش(بازتواني ) دستي ،روش هجي کردن fingerspelling/manual method روش(بازتواني ) دستي ،روش هجي کردن masking پوش maximum duration of phonation حداکثر ديرش آواسازي mean length of response(MLR) ميانگين طول پاسخ (MLR) ميانگين طول پاسخ mean length of utterance(MLU) ميانگين طول گفته mean relational utterance(MRU) ميانگين گفته ربطي (MLU) ميانگين طول گفته (MRU) ميانگين گفته ربطي mean sentence length(MSL) ميانگين طول جمله (MSL) ميانگين طول جمله median cleft lip شکاف لبي مياني melody نوا melody of speech آهنگ گفتار ، نواي گفتار memory span فراخناي حافظه mental age(MA) سن عقلي mental retardation(MR) عقب ماندگي ذهني (MR) عقب ماندگي ذهني mentally impaired آسيب ديده ذهني metacommunication فرا ارتباطي metalinguistic فرا زباني metapragmatic فراکاربردي metathesis قلب(حروف)، جابجايي methods of esophageal speech روشهاي گفتاري مروي metonymy کنايه گويي microcephaly کوچک سري، ميکروسفالي microcheilia/microchilia کوچک لبي microglossia کوچک زباني micrognathia کوچک آرواره اي microphonics عکاس صداى کار کردن ماشين الات در ميکروفن ، دژ آوا microstomia کوچک دهاني microtia کوچک گوشي midbrain مغز مياني mid vowel واکه نيم افراشته middle ear گوش مياني mimic speech/echolalia گفتار تقليدي،پژواک گويي minimal brain dysfunction syndrome نشانگان اختلال خفيف کارکرد مغز minimal contrast تقابلهاي کميته[ زبان شناسي ] minimal pair جفت کميته misarticulation کژتوليدي misphonia کژآوايي mispronunciation کژلفظي mitigated echolalia پژواک گويي ناقص mixed deafness ناشنوايي آميخته ،ناشنوايي مختلط mixed laterality سوبرتري آميخته mixed nasality خيشومي شدگي درهم modal frequency or tone /habitual pitch زيروبمي عادتي habitual pitch/modal frequency or tone زيروبمي عادتي modal register دانگ هنجار modal tone صداي عادي monaural hearing aid سمعک تک گوشي mongolism نشانگان داون monoplegia فلج يک انتها ،فلج يک عضوي monosyllabic word واژه تک هجايي monotone صداي يکنواخت morpheme واژک ، تکواژ morphology واژک شناسي ، تکواژ شناسي morphotactics ترتيب تکواژ most comfortable loudness(MCL) حداکثر بلندي(صدا) قابل تحمل (MCL) حداکثر بلندي(صدا) قابل تحمل most comfortable loudness range(MCLR) دامنه حداکثر بلندي قابل تحمل(صدا) mother method/synthetic method روش مادرانه synthetic method روش مادرانه synthetic method روش ترکيبي[روانشناسي] motivation انگيزش motokinesthetics حسي جنبشي(آموزش گقتار) ،حرکتي motor aphasia زبان پريشي حرکتي motor neuron سلول عصبي حرکتي mucoid otitis media التهاب ترشحي گوش مياني ، التهاب مخاطي گوش مياني mucous otitis التهاب ترشحي(مخاطي) گوش مياني muffled voice صداي خفه multiply handicapped معلوليت چندگانه multisensory چند حسي mutational voice/adolescent voice/puberphonia صداي دورگه بلوغ adolescent voice صداي دورگه بلوغ puberphonia صداي دورگه بلوغ mutational falsetto صداي زير کاذب ، صداي کاذب نوجواني mutism گنگي ، لالي myasthenia ضعف عضلاني (بيماري) myoelastic aerodynamic theory of phonation نظريه عضلاني حرکتي آواسازي myofunctional therapy ماهيچه کارکرددرماني، کار ماهيچه درماني myopathic paralysis فلج عضلاني،فلج ماهيچه اي myringitis التهاب پرده صماخ myringoplasty ترميم پرده صماخ narrative speech گفتار روايي narrow transcription آوانگاري جزيي ، آوانگاري تفصيلي narrow vowel/high vowel واکه افراشته high vowel واکه افراشته nasal assimilation همگوني خيشومي nasal consonant همخوان خيشومي nasal coupling بازشدن دريچه کامي حلقي nasal emission خروج خيشومي nasal escape خروج خيشومي nasal lisp بد سايش خيشومي، نوک زباني خيشومي nasal resonance تشديد خيشومي nasal respiration تنفس خيشومي nasal rustle خش خش خيشومي(شکاف کام) nasal snort خرخرخيشومي ،خرخر بيني nasal twang گفتار تودماغي nasal uncoupling بستگي نرم کامي بيني(خيشومي) nasalance تشديد خيشومي،ميزان تشديد خيشومي nasalization خيشومي شدن nasality خيشومي شدگي nasalization of vowels خيشومي شدگي واکه ها nasopharynx حلق بيني ، حلق فوقاني native language زبان مادري ، زبان بومي natural frequency بسامد طبيعي natural pitch زير وبمي طبيعي natural process analysis تحليل فرايند طبيعي negative practice تمرين منفي neologism واژه تراشي ، واژه ساختگي neonatal audiotory response cradle پاسخ شنيداري نوزاد، پاسخ شنوايي نوزاد nerve deafness ناشنوايي عصبي nerve loss افت عصبي (شنوايي) neuroaudiology عصب شنوايي شناسي neurochronaxic theory of phonation نظريه عصبي تحريک پذيري آواسازي neuro development treatment(NDT) درمان رشد عصبي (NDT) درمان رشد عصبي neurolinguistics عصب شناسي زبان neurological dysfunction بدکارکردي عصبي neuromotor عصبي حرکتي neuromuscular عصبي عضلاني neurophonia آواسازي ناخواسته/غيرارادي neurotic theory of stuttering نظريه نوروتيک لکنت، نظريه روان رنجوري لکنت neutral vowel واکه خنثي ، واکه نامشخص neutralization خنثي سازي،خنثي شدگي Nitchie method روش نيچه(توانبخشي شنيداري) node/nodule گره، غده nodule/node گره، غده no echo chamber/anechoic chamber اتاقک بي پژواک anechoic chamber/no echo chamber اتاقک بي پژواک noise نوفه noise induced deafness ناشنوايي ضربه صوتي nominal aphasia زبان پريشي اسمي، زبان پريشي نامي nondistinctive features مختصات نامتمايز non nasal sound صداي غير خيشومي nonfluent ناروان nonfluent aphasia زبان پريشي ناروان nonlinear distortion کژگوئي غير خطي،خرابگوئي غير خطي nonoral communication ارتباط غير کلامي nonorganic deafness ناشنوائي غير عضوي، ناشنوائي کاربردي nonpropositional speech گفتار غيرگذاره اي non reduplicated babbling هجاگوئي غيرمکرر nonsense syllable هجاي بي معني nonsense word واژه بي معني nonspeech sounds اصوات غيرگفتاري nonstandard language زبان غير استاندارد، زبان غيرمعيار nonverbal غير کلامي nonvocal ناگويا nonvocal communication ارتباط غير کلامي normal swallowing habit بلع هنجار nose cleft شکاف بيني nystagmus نيستاگموس ، زنش کره چشم object 1- شيء ، هدف ،2- مفعول [ زبان شناسي] obscure vowel واکه خنثي abstruent omission حذف همخوان ابتدايي occipital lobe لب پشت سري (مغز) ، قطعه پس سري occluded lisp نوک زباني انسدادي، بدسايشي انسدادي occlusion انسداد، جفت شدن دنداني(فکي) occult cleft palate شکاف کام مخفي occupational deafnes کم شنوائي شغلي ، ناشنوائي شغلي omission حذف onomatopoeia نام آوا ontogenesis تکوين فردي ontogeny تکوين فردي open juncture/plus juncture درنگ باز open nasality پرخيشومي open quotient بهره باز بودن (چاکنايي) open syllable هجاي باز open vowel واکه باز open word واژه باز opposition breathing/opposition respiration تنفس متضاد(بين قفسه صدري و حجاب حاجز) opposition respiration/opposition breathing تنفس متضاد(بين قفسه صدري و حجاب حاجز) optimal pitch زيروبمي بهينه oral 1- شفاهي[زبان شناسي]-2- دهاني [تشريح] oral apraxia کنش پريشي دهاني oral atresia/astomia تنگي دهان astomia/oral atresia تنگي دهان oral -aural method روش گفتاري- شنيداري، روش شفاهي-شنيداري oral form recognition/oral stereognosis ادراک سه بعدي دهاني ، ادراک فضا شناختي دهاني oral stereognosis/oral form recognition ادراک سه بعدي دهاني ، ادراک فضا شناختي دهاني oral inaccuracy بي دقتي گفتار oral inactivity کم کنشي گفتار oralism روش آموزش شفاهي(ناشنوايان) oral language زبان گفتاري ، گفتار oral peripheral examination ارزيابي ساختار دهان oral pharynx گلوي دهاني، حلق دهاني oral respiration تنفس دهاني، دم زدن دهاني oral sensory discrimination تشخيص حس دهاني oral stereognosis/oral form recognition ادراک سه بعدي organic articulation disorder اختلال توليد عضوي orofacial muscle imbalance عدم تعادل عظله هاي صورتي دهاني oropharynx حلق دهاني orthography خط ، املاء otitis تورم گوش، التهاب گوش otoscope اتوسکوپ، گوش نگر outer ear گوش خارجي overrecruitment/hyperrecruitment افزون شنوايي hyperrecruitment/overrecruitment افزون شنوايي palatal fronting لثوي شدگي کامي palatal insufficiency ناتواني کامي palatal lift بالانگهدارنده نرم کام palatal paralysis فلج کامي palatalization کامي شدگي palatogram کام نگاره palatography کام نگاري palatopharyngeal کامي- حلقي palilalia/paliphrasia مکررگوئي عصب زاد paliphrasia/palilalia مکررگوئي عصب زاد papilloma زگيل papillomatosis زگيل هاي متعدد paracusis پيرا شنوايي paracusis willisi/false paracusis پيرا شنوايي ويليسي، پيرا شنوايي کاذب false paracusis/paracusis willisi پيرا شنوايي ويليسي، پيرا شنوايي کاذب paradigmatic word/homogenous word واژه همگن homogenous word/paradigmatic word واژه همگن paragraphia شبه واژه نويسي paralalia اختلال توليد(صوت) ، جانشين گويي paralambdacism بد گوئي ل(le) paralanguage/paralinguistics فرازباني paralexia شبه واژه خواني paralinguistics/paralanguage فرازباني parallel talk گفتار موازي paralysis فلج paraphasia شبه واژه ، شبه واژه گويي paraplegia دوپا فلجي pararhotacism/rhotacism بدگويي ر(re) rhotacism/pararhotacism بدگويي ر(re) parasigmatism/lisp بدسايشي lisp/parasigmatism بدسايشي parenthetical expression بيان معترضه paresis فلج خفيف paresthesia اختلال حس parietal lobe قطعه آهيانه parkinsonian dysarthria گفتار فلجي پارکينسوني partial cleft palate شکاف کام ناقص partial recruitment افزون شنودي ناقص parts of speech اجزاء گفتار passavant cushion بالشتک پاساوان passavant pad بالشتک پاساوان passive bilingualism دوزبانگي انفعالي pause/pausing درنگ، مکث pausing/pause درنگ، مکث pedagogical grammar دستور زبان آموزشي pediatric audiology شنوايي شناسي کودکان pedolalia تکرار نابجاي کودکانه ، گفتار کودکانه perception ادراک perceptive hearing loss افت شنوايي ادراکي perceptual analysis تحليل ادراکي perceptual consistency همساني ادراکي، ثبات ادراکي perceptual disorder اختلال ادراکي perceptual distortion خطاي ادراکي ،کژادراکي perceptual disturbance اختلال ادراکي perceptual immaturity نارسي ادراکي perceptual retardation عقب ماندگي ادراکي perceptually handicapped ناتوان از ادراک performative paragmatic structures قواعد کاربردي کنش زباني peripheral dysarthria گفتار فلجي محيطي peripheral nervous system دستگاه عصبي محيطي perlocution تاثير گفتار perseveration تکرار نابجا petit mal حمله صرع کوچک phantom speech گفتار حلقي، گفتار گلويي phases of stuttering مراحل لکنت phonagnosia ادراک پريشي آوايي phonasthenia خستگي صدا ، آوا خستگي phonation آواسازي phonation break شکست آواسازي ، صدابريدگي phone آوا phoneme واج phonemic analysis تحليل واجي phonemic articulation error خطاي توليد واجي phonemic paralexia شبه واژه خواني واجي phonemic regression ناتواني درک گفتار(واجي) phonemic synthesis/auditory synthesis ترکيب شنيداري auditory synthesis/phonemic synthesis ترکيب شنيداري phonemic transcription واج نگاري phonetic analysis تحليل آوايي phonetic articulation error خطاي توليد آوايي phonetic context بافت آوايي phonetic features مختصه هاي آوايي phonetic placement مکان آوايي phonetic power توان آوايي phonetic transcription آوانگاري phonetic variations گوناگوني هاي آوايي phonetics of juncture/assimilation همگوني assimilation/phonetics of juncture همگوني phoniatrics آسيب شناسي آوايي، آواپزشکي phoniatrist آسيب شناس آوايي، آواپزشک phonological analysis تحليل واجي phonological process analysis تحليل فرايند واجي phonological processes فرايندهاي واجي phonological rules قواعد واجي phonology/linguistic phonetics واج شناسي linguistic phonetics/phonology واج شناسي phonophobia صداهراسي phonotactics واج آرايي photoglottography چاکناي نگاري نوري phylogenesis تکوين نوعي pink noise نوفه صورتي pitch زيروبمي، ارتفاع pitch break شکست زيروبمي pitch range گستره زيروبمي pitch shift دگرگوني زيروبمي pivot grammar دستور زبان محوري pivot word واژه ي محوري place of articulation جايگاه توليد play audiometry/behavioral audiometry شنوايي سنجي رفتاري play therapy بازي درماني plico vetibularis تارهاي صوتي کاذب plico vocalis طناب صوتي plosive انفجاري - انسدادي plosive-injection method روش تزريقي - بندشي plus juncture/open juncture درنگ باز open juncture/plus juncture درنگ باز pneumatic artificial larynx حنجره مصنوعي هوايي pneumograph شش نگار ، دم نگار pneumotachograph هوا نگار شش point of articulation جايگاه توليد polyglot چند زبانه polygraph چند نگار(پلي گراف) polymorphemic utterances گفته هاي چندواژگي polyp پوليپ polypoid vocal nodules گره هاي چين صوتي پوليپي polysyllabic word واژه چند هجايي portmanteau word واژه آميخته ، واژه دوگانه postconsonantal vowel واکه پس همخواني postlingual deafness ناشنوايي پس زباني(غير رشدي) postponements تعويق اندازها posttraumatic amnesia(PTA) اد پريشي ضربه اي ، اد پريشي پس ضربه اي (PTA) اد پريشي ضربه اي ، اد پريشي پس ضربه اي postvocalic obstruct singleton ommision حذف همخوان پاياني postvocalic همخوان پس واکي pragmatic کاربردي pragmatic aphasia زبان پريشي کاربردي pragmatic structures قواعد کاربردي زبان pragmatic text زمينه کاربردي ، متن کاربردي precision fluency shaping/gentle onsets هجاهاي آغازين کشيده stretched syllables/gentle onsets هجاهاي آغازين کشيده precision fluency shaping/stretched syllables هجاهاي آغازين کشيده precision therapy درمان جامع ،درمان دقيق [اختلال توليد] preconsonantal vowel واکه پيش همخواني prelingual deafness ناشنوايي پيش زباني(رشدي) prelinguistic language زبان پيش زباني prepartory set آمادگي اصلاحي ، مرحله آمادگي presbyacusis/presbycusis پير گوشي presbycusis/presbyacusis پير گوشي prescriptive grammare دستور زبان تجويزي presyntactic devices شيوه هاي پيش نحوي prevocalic همخوان پيش واکي prevocalic singleton حذف همخوان آغازين prevocalic voicing of consonants واکدار کردن همخوان آغازين prevocational deafness ناشنوايي پيش حرفه اي primary autism درخود ماندگي نخستين primary characteristics of stuttering نخستين مشخصه هاي لکنت primary stuttering لکنت آغازين primary stuttering stage مرحله آغازين لکنت production توليد گفتار prognosis پيش آگهي programmed therapy درمان برنامه اي progressive assimilation همگوني پيشرو progressive relaxation آرميدگي تدريجي progressive vowel assimilation همگوني واکه اي پيشرو prolongation کشيده گويي prompt نشانه تسهيل کننده prompting تسهيل گري pronunciation تلفظ properant مقبوليت گفتار، تناسب گفتار propositional speech گفتار گزاره اي ، گفتارهدفمند proprioception حس عمقي proprioceptive feedback بازخورد حس عمقي proprioceptive perception ادراک حس عمقي prosodeme واج نوا ،واج زبر زنجيري prosody آهنگ گفتار ، نواي گفتار prosopagnosia ادراک پريشي چهره protolanguage زبان ابتدائي protoword پيش واژه ،واژه ابتدائي protrusion lisp بدسايشي پيشين pseudobinauaral hearing aid سمعک دو طرفه کاذب pseudobulbar paralysis فلج بصل النخاع کاذب pseudoglottis چاکناي کاذب pseudohypacusis کم شنوايي کارکردي pseudohypoacusis کم شنوايي کارکردي pseudolaryngeal parlysis فلج کاذب حنجره pseudostuttering لکنت کاذب psychoacoustics روان شناسي صوت psychogenic deafness ناشنوايي روان زاد psycholinguistic روانشناختي زبان psychomotor رواني - حرکتي psychoneurological رواني - عصبي psychopathology آسيب شناسي رواني psychosomatic روان تني psychotherapy روان درماني puberphonia/adolescent voice/mutational voice صداي دوران بلوغ mutational voice/adolescent voice/puberphonia صداي دوران بلوغ adolescent voice/puberphonia/mutational voice صداي دوران بلوغ pull out رهايي ، رهايي اصلاحي pulsated voice/glottal fry صداي ضربان دار glottal fry/pulsated voice صداي ضربان دار pure agraphia نانويسي خالص ، نانويسي محض pure alexia ناخواني خالص pure aphasia زبان پريشي خالص ، زبان پريشي محض pure tone صوت خالص pure tone air conduction threshold آستانه شنوايي انتقال هوايي صوت خالص pure tone audiometry شنوايي سنجي صوت خالص pure tone bone conduction threshold آستانه شنوايي انتقال استخواني صوت خالص pure vowel واکه ساده pure word blindness واژه کوري خالص pure word deafness واژه کري خالص quadriplegia دست و پا فلجي دوطرفه quality کيفيت radiography پرتونگاري radiology پرتو نگاري reactance وازنش ، ايستائي واکنشي reauditorization دوباره شنيدن ، باز شنيدن recall ياد آوري reception دريافت receptive aphasia زبان پريشي دريافتي receptive language زبان دريافتي ، زبان درکي reciprocal assimilation همگوني دو سويه ، همگوني متقابل recruitment زياده شنوايي ، پرشنودي ، پرشنيداري recurrent laryngeal nerve paralysis فلج عصب راجعه ي حنجره reduction کاهش reduction of clusters کاهش خوشه اي redundancy حشو reduplicated bubbling هجا گوئي تکراري reduplication همتا سازي referential semantics معنا شناسي ارجاعي reformulation دوباره گويي regional dialect گويش محلي ، گويش منطقه اي register دانگ (موسيقي) regressive assimilation همگوني پسرو ، همگوني پس گرا rehabilitation بازتواني، نوتواني rehabilitative audiology بازتواني شنيداري ، نوتواني شنيداري relational words واژه هاي پيوندي relation words واژه هاي ربطي relaxation تنش زدايي ، آراماندن release 1- تنش کاهي [لکنت] 2- رهش[زبان شناسي] releasing consonant همخوان آغازين repetition تکرار reserve air هواي ذخيره ي(ريوي) residual air هواي باقيمانده residual volume(RV) حجم باقيمانده (RV) حجم باقيمانده resonance تشديد resonance disorders اختلالات تشديدي resonant frequency بسامد تشديد کننده resonator تشديد کننده respiration تنفس ، دم زدن respiratory capacity ظرفيت تنفسي ، ظرفيت دم زدن respiratory disorder اختلال تنفسي respiratory frequency سرعت دم زدن ، بسامد دم زدن respiratory system دستگاه تنفسي respiratory tract مجراي تنفسي respiratory volume حجم تنفسي respirometer/spirometer دم سنج spirometer/respirometer دم سنج retrieval بازيابي retroactive amnesia ياد پريشي پس گستر retrocochlear deafness ناشنوايي پس حلزوني retroflex vowel واکه برگشته reverberation room اطاق پژواک reverse phonation آواسازي معکوس reverse swallowing بلع معکوس rhinolalia آواخيشومي rhinolalia aperta پر خيشومي ، خيشومي باز rhinolalia clausa خيشومي بسته ، کم خيشومي rhinolalia clausa posterior خيشومي بسته ي خلفي ، کم خيشومي خلفي rhinophonia خيشومي گويي rhotacized vowel واکه شدگي " ر " rhythm وزن ، ريتم role playing نقش بازي root word/base word/ simple word واژه پايه ، واژه ساده rote memory يادسپاري طوطي وار rough hoarseness گرفتگي ناصاف rounded vowel واکه ي گرد شده running speech /connected speech گفتار پيوسته simple word/base word/root word واژه پايه ، واژه ساده base word/root word/ simple word واژه پايه ، واژه ساده connected speech/running speech گفتار پيوسته s/z ratio نسبت س به ز salience برجستگي ، برجسته سازي scanning communication board تابلوي ارتباطي تصويري scanning speech گفتار مقطع school language زبان مدرسه ، زبان آموزشي schwa واکه خنثي scientific grammar دستور زبان علمي screening audiometry شنوايي سنجي غربالي second cranial nerve عصب بينايي ، زوج دوم مغزي secondary articulation توليد دومين secondary autism درخودماندگي ثانويه secondary characteristics of stuttering مشخصه هاي ثانويه لکنت associated behaviors مشخصه هاي ثانويه لکنت secondary stress تکيه دومين secondary stuttering لکنت پيشرفته seizure حمله صرعي selective listening شنيدن انتخابي self talk/subvocal speech باخودگويي subvocal speech/self talk باخودگويي semantic معناشناختي ، معنائي semantic aphasia زبان پريشي معنايي semantic constraints محدوديت هاي معنايي semantic paragraphia شبه واژه نويسي معنايي semantic paralexia شبه واژه خواني معنايي semantic paraphasia شبه واژه گويي معنايي semantic rule قاعده معنايي semantic theory of stuttering نظريه معنايي لکنت semi-vowel نيم واکه ،شبه واکه semiology نشانه شناسي semology معناشناسي ، نشانه سازي sensation level ميزان شنوايي sensorimotor حسي حرکتي sensorineural حسي عصبي sensorineural deafness ناشنوايي حسي عصبي sensory aphasia زبان پريشي حسي sensory impairment آسيب حسي sensory integration (SI) تلفيق حسي sensory paralysis فلج حسي septum deviation انحراف بيني sequencing rules قواعد توالي نحوي sequential memory حافظه زنجيره اي serial content speech گفتار متوالي ، گفتارزنجيره اي seriatim speech گفتارزنجيره اي servomechanistic theory نظريه خود تنظيم shadowing method روش پژواک گويي shimmer صداي متغير short term memory حافظه کوتاه مدت sibilant صفيري ، صداي هيس sigh voice صداي آه sigmatism/lisp بد سايشي sign language زبان اشاره sign word واژه اشاره simile تشبيه simple aphasia زبان پريشي ساده simple tone صوت ساده simple word/base word واژه ساده ،واژه پايه base word/simple word واژه ساده ،واژه پايه simplification ساده سازي simultaneous method/combined or bimodal method روش بازتواني همزمان combined or bimodal method/simultaneous method روش بازتواني همزمان singers nodes or nodules گره چين صوتي آوازخوان slang گفتار عاميانه slit fricative سايشي - شکافي slurring گفتارشل ، گفتارسست sniff method روش استنشاقي social babbling هجاگويي اجتماعي social gesture speech ايما واشاره اجتماعي گفتار sociolinguistics زبان شناسي اجتماعي ، جامعه شناسي زبان soft glottal attack برخورد چاکناي ملايم soft whisper نجواي نرم ، نجواي ملايم somesthetic dysarthria گفتار فلجي حسي somesthetic dysartheria گفتار فلجي حسي sonorant آواي رسا sound صوت sound analysis تجزيه صوت sound blending ترکيب صوت sound intensity/sound level/sound power density شدت صوت ، طراز صوت sound power density/sound intensity/sound level شدت صوت ، طراز صوت sound level/sound power density/sound intensity شدت صوت ، طراز صوت sound level/sound power density/sound intensity شدت صوت ، تراز صوت sound quality کيفيت صوت sound quantity کميت صوت sound spectrogram طيف نگار صوتي spastic dysarthria گفتارفلجي سفت
اصطلاحات گفتاردرمانی و توانبخشی نارسایی های گفتار و زبان
شنبه 26 آبان1386 23:12
کلاترینگ (پریده گویی) کلاترینگ اختلالی در پردازش گفتار و زبان است که با گفتار سریع و نامنظم ، پراکنده ، سازمان نیافته و غیرقابل درک مشخص می شود . اختلال در سازماندهی زبان مهمترین مشخصه آن است و سه خصوصیت این اختلال (بنا به نظر ویس) برای تشخیص عبارتند از : تکرار بیش از حد دامنه توجه بسیار کوتاه عدم آگاهی کامل نسبت به مشکل یاداشتن آگاهی بسیارکم نسبت به آن ویس نشانه های همراه با این خصوصیت را سرعت زیاد ، دشوار خوانی ، تنفس نامنظم و ناهماهنگی حرکتی ذکر می کند . از بین این علائم همراه با این خصوصیت را سرعت زیاد ، دشوار خوانی ، تنفس نامنظم و ناهماهنگی حرکتی ذکر می کنند . از بین این علائم همراه ، ناتوانی در خواندن برجسته تر است . بسیاری از افراد مبتلا به کلاترینگ در صحبت کردن به طور موثر مشکل دارند خصوصا وقتی می خواهند احساسات یا اطلاعاتشان را نسبت به چیزی بیان کنند . ویس مدعی است با وجود این که در کلاترینگ محض ، هیچ گونه نشانه عصبی – شناختی وجود ندارد ، اما علائم دیده شده در آن ها دال بر ارگانیکی بودن منشا آن دارد . او عقیده دارد ، هرگونه آسیب مغزی اعم از ضربه ، عفونت ، تومور و غیره می تواند عملکرد زبان را آشفته کرده و کلاترینگ را ایجاد نماید . منبع : کتاب تندگویی نوشته ی آقایان بیژن شفیعی و امین رضائی راد لکنت 7 روش برای کمک کردن به کودکی که لکنت می کند : 1. با کودک آرام و با مکث و عاری از هرگونه عجله صحبت نمائید . وقتی که کودک صحبتش تمام می شود چند ثانیه صبر کنید بعد شروع به صحبت کنید . صحبت های آرام و راحت شما تاثیر بیشتری خواهد داشت نسبت به این که سرزنش کنید و یا مواری مثل " آرام باش " و " سعی کن به آرامی صحبت کنی " را توصیه نمائید . 2. تعداد سوالاتی را که از کودک می پرسید کاهش دهید . وقتی که کودکان عقیده هایشان را بیان می کنند خیلی راحت تر و آزاد تر صحبت می کنند نسبت به زمانی که به سوال بزرگتر ها پاسخ می دهند . هنگامی که کودک راجب موضوعی صحبت می کند به جای سوال پرسیدن نسبت به آن نظر دهید و به او نشان دهید که به صحبت هایش گوش می دهید . 3. با حالات چهره و حرکات بدن به کودک نشان دهید که به محتوای صحبت او گوش می دهید نه به نحوه ی صحبت کردنش . 4. هر روز زمانی مشخص برای توجه به فرزندتان اختصاص دهید و در طول این زمان به او اجازه دهید تا کارهایی را که دوست دارد انجام دهد . او را در انجام فعالیت ها آزاد بگذارید و درمورد صحبت کردن و نکردن خودش تصمیم بگیرد . شما هم راحت و آسوده باشید و آرام و با مکث صحبت کنید . این سکوت و آرامش در کودکان اعتمادی سازنده ایجاد می کند . کودکان باید بفهمند که والدین از حضور آنها لذت می برند و هرچه کودک بزرگتر می شود می تواند در زمان هایی که احساس راحتی می کند در باره ی احساسات و تحربیاتش با والدنش صحبت کند . 5. کمک کنید تا همه ی اعضای خانواده یاد بگیرند برای صحبت کردن نوبت بگیرند . کودکان لکنتی می دانند که صحبت کردن هنگامی که وقفه ها کمتر است راحت تر می باشد . 6. راه هایی را که بتوانید متقابلا بر کودک اثر نمائید را بیابید . سعی کنید تا انتقادها ، تکرار الگوهای گفتاری ، وقفه ها و سوالات را کاهش دهید مداوم این پیام را به او القا کنید که صحبت هایش گوش می دهید . 7. از همه این موارد که بگذریم مهمترین نکته این است که به کودکتان بفهمانید که او را همان گونه که هست پذیرفته اید و حمایتش می کنید . http://www.stutteringhelp.org : منبع لکنت زبان در کودکان لکنت زبان نوعی اختلال گفتار است که مشکلاتی را در برقراری ارتباط با سرعت مناسب و به طور پیوسته و روان ایجاد می نماید. در واقع لکنت عبارت است از تکرار، کشش و یا قفل شدن غیر ارادی کلمه یا بخشی از کلمه که فرد قصد بیان آن را دارد. در اینجامعمولا همراه با تلاش برای بیان درست کلمات، تغییراتی نیز در سر گردن به شکل پلک زدن، شکلک در آوردن، لرزش فک، لبها و یا کج کردن سر دیده می شود.لکنت زبان بر اساس متغیرهایی شامل عوامل ژنتیکی و عوامل محیطی که روی هم تاثیر متقابل دارند به وجود می آید. بعضی کودکان برای ابتلا به لکنت زمینه آسیب پذیری موروثی دارند. اضطراب و تنش، باعث تشدید لکنت می شود ولی به نظر نمی رسد که در ایجاد آن نقشی داشته باشد. عواملی که سبب بروز اختلال می شوند کاملا با عواملی که سبب تداوم و وخامت آن می گردند متفاوتند و این عوامل ثانوی را می توان تحت کنترل قرار داد. آیا باید کودک مبتلا به لکنت را مثل سایر کودکان خود تربیت کنیم؟ برای کمک به کودک، ما به عنوان والدین چه کارهایی می توانیم انجام دهیم؟ کدامیک از مداخلات والدین می توانند باعث تشدید لکنت زبان گردند؟ نقش والدين در درمان لكنت زبان كودك چيست و اطرافيان فرد مبتلا چه بايد بكنند؟ تکلم تکلم عقاید ، افکار ، احساسات که از طریق زبان بیان می شود . برقراری ارتباط از راه استفاده از واژه ها و زبان . الف ) اختلال تکلم 1. فشار تکلم : تکلمی سریع که حجم آن زیاد و قطع آن مشکل است . 2. پرگویی (volubility or logorrhea) : تکلم منطقی ، منسجم و پر حجم . 3. فقر کلام : محدودیت در حجم صحبت ؛ پاسخ ها ممکن است یک سیلابی باشد . 4. تکلم ناخود انگیز (nonspontaneous speech) : پاسخ های کلامی فقط در مقابل پرسش یا خطاب مستقیم ابراز می شود ؛ فقدان شروع خود به خودی صحبت . 5. فقر محتوای کلام : تکلمی که حجم آن کافی اما به علت ابهام ، پوچی یا عبارات قالبی اطلاعاتی به شنونده منتقل نمی کند . 6. آهنگ پریشی (dysprosody) : فقدان آهنگ طبیعی کلام ( که پروسودی نامیده می شود ) . 7. گفتار پریشی (dysarthria) : اشکال در ادای کلمات ، نه در پیدا کردن کلمات یا دستور زبان . 8. صحبت با صدای بسیار بلند یا بسیار آهسته : ناتوانی در تنظیم بلندی کلام . ممکن است بازتاب حالات بیمارگونه از روانپریشی (سایکوز) تا افسردگی و کری باشد . 9. لکنت زبان (stuttering) : تکرار مکرر یا کشیدن یک صوت یا سیلاب که موجب اختلال شدید در فصاحت تکلم می شود . 10. بریده گویی (clutterng) : تکلم غیر ارادی و ناموزون به صورت ادای سریع و انفجاری کلمات . 11. اکولالیا (aculalia) : تکلم نا مفهوم همراه با اختلال بارز فهم . 12. کند گویی (bradylalia) : تکلمی که به طور غیر طبیعی کند است . 13. دیسفونی : اشکال در صحبت کردن یا درد هنگام تکلم . ب ) اختلال زبانپریشی (آفازیک) : اختلال در برونده زبانی 1. زبانپریشی حرکتی (motor aphasia) : اختلال تکلم به علت اختلال شناختی که در آن قدرت فهم دست نخورده می ماند ، اما توانایی صحبت کردن به میزان زیادی از بین می رود (زبان پریشی بروکا ، غیر سلیس nonfluent یا بیانی expressive نیز گفته می شود ) . 2. زبان پریشی حسی (sensory) : از دست رفتن توانایی درک معانی لغات به علل عضوی ؛ تکلم سلیس و خودانگیز اما نا مربوط و نامفهوم است (زبانپریشی ورنیکه ، سلیس fluent و دریافتی receptive نیز نامیده می شود ) 3. زبانپریشی اسمی (nominal) : اشکال در پیدا کردن نام درست یک شیء ( نامپریشی anomia و زبانپریشی نسیانی amnestic aphasia نیز نامیده می شود ) . 4 . زبانپریشی نحوی (syntactical aphasia) : ناتوانی برای تنظیم توالی مناسب کلمات . 5. زبانپریشی نامفهوم (jargon aphasia) : کلمات ادا شده کاملا ساخته و پرداخته خود بیمار هستند (نئولوژیک هستند ) ؛ کلمات بی معنی با زیر و بم متفاوت و لحن متغیر تکرار می شود . 6. زبانپریشی سرتاسری (global) : ترکیبی از زبانپریشی غیر سلیس بارز و زبانپریشی سلیس شدید . 7. ناگویی (alogia) : ناتوانی برای صحبت کردن به دلیل نقص عقلی یا دوره ای از زوال عقل (دمانس) . 8. هرزه گویی (copropregia) : استفاده غیر ارادی از زبان زشت و زننده ؛ در اختلال توره و برخی موارد اسکیزوفرنی دیده می شود . آموزش و مشاوره با والدین والدین نقش مهمی را در پیشبرد اهداف آسیب شناس گفتار و زبان برای کودکان خردسال دارند . لذا برای نیل به این اهداف والدین باید با اهداف زیر آموزش ببینند . استفاده بهینه از محیط شنیداری اطراف کودک : والدین باید به اصواتی که بطور طبیعی در محیط منزل ایجاد می شود توجه نمایند . اشیائی که درمنزل تولید صدا می کنند اولین تجربیات حسی کودک هستند ، والدین باید بین نشانه های زبانی و منبع تولید صدا رابطه ایجاد کنند . والدین از اصواتی که در محیط منزل تولید می شوند تقلید نمایند . آن منبع صوتی را در اختیار کودک قرار دهند که به طور مکرر تولید صدا می کند . منبع صوت برای کودک آشنا باشد . والدین باید با مراحل رشد طبیعی گفتار و زبان آشنا شوند . والدین باید درباره ی چگونگی تکلم با کودک و پاسخ به نیاز های ارتباطی کودک آموزش ببینند: *والدین باید آواسازی های کودک خود را تقویت کنند و به وی منعکس کنند تا تشویق شود . *وقتی کودک آواسازی می کند با خشنودی پاسخ دهند و ایجاد انگیزه در او بکنند . *کودک باید پاسخ های کلامی والدین را مشاهده کند : دهان و چهره والدین پوشیده نباشد و نزدیک کودک قرار بگیرند . داخل دهان آن ها مواد غذایی و سیگار نباشد و روبروی کودک قرار بگیرند . *تلاش کودک در تقلید گفتار والدین به هر شکل باید تقویت و تشویق شود . *ارتباط کلامی والدین با کودک باید ساده باشد اما گسسته و از هم پاشیده نباشد . *از جملات و عبارات کوتاه و ساده استفاده نمایند . *درباره ی وقایع صحبت کنند – تنها یک برچسب کافی نیست . *درباره حال و این جا صحبت کنید . *والدین باید کودک را در نامیدن اشیاء برانگیخته کنند . *والدین باید بیان کودک را بسط و گسترش دهند . *والدین باید زمینه های معنی شناسی را گسترش دهند . برتری نیمکره مغزی( Cerebral Dominance) نیمکره از مغز که کارکنترل روند تفکر را به عهده دارد نیمکره غالب یا برتر گفتار نامیده می شود که در بیشتر موارد (95%) با نیمکره ی غالب برای کنترل حرکات و مهارت های دستی یکسان است . مثلا بیشتر افرادی که راست دست هستند مرکز مربوط به به فعالیت عملی و همچنین مرکز کنترل گفتار آنها در نیمکره ی چپ واقع شده است . این برتری اطلاحا هدایت نیمکره ای مغزی (Leading Hemispher ) نامیده می شود . گرچه هدایت نیکره ای بیشتر جنبه ی فیزیولوژیک دارد . اما اطلاعات اخیر نشان داده است که از نظر تشریحی نیز لب آهیانه ای نیمکره ی غالب حجیم تر از طرف مقابل است و سلول های عصبی بیشتری دارد . ضمنا در E.E.G بر روی نیمکره ی غالب ریتم آلفا با ولتاژ کمتری نمودار می شود . اما بهرجهت نیمکره ی راست که بیشتر با درک کلام سروکار دارد تا بیان مقدار محدودی استعداد زبانی از خود نشان می دهد . خصوصا در افراد بزرگسال یا افرادی که به دلائل مختلف در نیمکره غالب دچار ضایعه شده اند . این موضوع که آیا نیمکره مغلوب گفتاری توانائی هرنوع درک زبانی را دارد یا خیر ؟ آزمایشاتی توسط محققین انجام گرفته است که نتیجه ی آن به این شکل گزارش شده است که نیمکره مغلوب تحریکات را در زمینه های شنیداری – بینائی و لمس حس می کند – ادراک می نماید – به خاطر می آورد و همچنین یاد می گیرد اما قادر به بیان و نوشتن این جنبه از تجارب زمانی یا گفتاری نیست . با این توصیف نیمکره راست یا مغلوب می تواند به عنوان یک بانک اطلاعات لغوی متوسط و مرکز درک بسیاری از اسامی و عبارات پیچیده به حساب آید . گوش راست نسبت به اصوات گفتاری مثل کلمات – ارقام و سیلاب های بی معنی برتری دارد و این درحالی است که گوش چپ نسبت به ملودی اصوات یا صداهای موزیکال و دیگر اصوات غیرگفتاری تفوق نشان می دهد . با توجه به تقاطع راه شنوایی در مسیر تنه ی دماغی و تمرکز بیشتر آنها در نیمکره ی غالب گفتاری می توان گفت که نیمکره ی راست یا مغلوب گفتاری محل دریافت تنالیته یا موسیقی گفتار است . این وضعیت باعث می شود که نسبت به دریافت تحریکات کلامی و غیر کلامی بین دو نیمکره غالب و مغلوب گفتاری تقسیم کار صورت گیرد . در ابترا نوزاد هیچ برتری طرفی برای استفاده از هیچیک از دستان خود قائل نیست اما به هنگام شروع گفتار در سن 9 ماهگی برتری دست مشهود می شود و تا سن دو سالگی وضیعت نهایی آن تثبیت می شود و این به عقیده ی لن برگ زمانی است که وزن خام مغز و غلظت عصبی در قشر به چیزی در حدود 65% از ارزش تکاملی خود رسیده باشد من حیث المجموع برای گفتار 90 تا 95% موارد نیمکره ی غالب سمت چپ است این افراد عمدتا راست دست هستند . حالا جالبه که میگن افرادی که چپ دستن الگوی غالب بودن نیمکره ی مغزی آنها برای گفتار خیلی پیچیده است . تحقیقات هم نشون داده که از میان افرادی که دارای اختلال گفتارین حدود 50 درصدشون چپ دستن یعنی نیمکره ی غالب گفتاریشون سمت راسته خب بنابراین نتیجه می گیریم که حداقل بخش مربوط به گفتار در نیمکره چپ از اهمیت و پیچیدگی بیشتری برخوردار است و همنطورم که بالا اومده لب آهیانه نیمکره غالب اندکی حجیم تر و از نظر سلولی دارای تراکم بیشتریه . ما گفتاردرمانها اول تعیین می کنیم که بچه چپ دست باید باشه یا راست دست و این با ارزیابی ها یی که از دست ، پا ، چشم ، گوش و اطلاعات ژنتیکی خانواده و... بدست میاد بعد اگه بچه راست دست بود یعنی نیمکره چپ گفتاری ولی ظاهری با دست چپ فعالیت می کرد باید اونو از لحاظ فعالیت های ظاهری هم راست دست کنیم که مشکل ما زمانی که فرد چشم چپ برتر و راست دست یا برعکس و یا پا و چشم راستبرتر و چپ دست و برعکس و......... البته 95 درصد راست دست و 5 درصد افراد چپ دستن و از 5 درصد 60 تا 70 درصد به صورت ظاهری چپ دستی اند و این ها با محدود بودن اندام در کودکی مرتبطه وغالبا راست دست می کنیم که تو رشد گفتار وقفه ایجاد نشه ! اختلالات تولید را چطور درمان کنیم ؟ تولید درمان اختلالات تولیدی کاملا به فردی که مورد درمان بستگی دارد . myofunctional درمانی است که برای فشار زبان صورت می گیرد که یک روش تمرینی جدیدی از بلع را دربرمی گیرد . درمان Dyspraxia معمولا شامل تمریناتی بدون گفتار در زبان ، لب ها و کام .بعضی از درمان های اختلالات تولیدی ممکن است نیازمند افزودن مهارت های شنیداری باشد برای اینکه کودک را در یادگیری تمایز بین صداها کمک کنیم . معمولا درمان پیشرفته ی اندام های تولیدی گفتار روی خطاهای صدایی ویژه متمرکز شده اند . درمان با یافتن راهی برای کمک به کودک درتولید صحیح صدا آغاز میشود . برای بچه های کوچک صداها ممکن است در حین بازی بیرون کشیده شوند . ابتدا کودک می تواند صدا را تولید کند و در سیلاب ها ، کلمات ، عبارات ، جملات و گفتگوها آنها را تمرین کند . بازی ها و بازی کردن ، این فعالیت را لذت بخش تر می سازد . هنگامی که یک فرآیند اختلال واجشناسی تشخیص داده می شود . درمان ، تمام گروه های صدایی دارای خطا را مورد هدف قرار می دهد . درهرحال ، اگرچه اختلال واجشناختی ممکن است باعث شود تا مفهوم پذیری گفتار کودک کمتر از اختلال تولیدی باشد اما درمان آن اغلب آسان تر و موثرتر از درمان اختلال تولیدی است چون وقتی کودک این فرایند ها را یادگرفت آن را برای تمام گروه های صدایی به کار خواهد برد . برنامه درمانی براساس نتایج ارزیابی ، جلسات شخصی درمان حداقل دوبار در هفته یا اغلب هر روز توصیه خواهند شد . بسته به سن اکثریت کودکان می توانند برای جلسات 45 دقیقه ای یا یک ساعته ویزیت شوند . در همان لحظه والدین باید برای کمک به کودک مشاوره و راهنمایی شوند تا مهارت های گفتاری گفتاری جدید را به محیط خانه هم ببرند . اگر نیاز باشد ، درمان زبان ممکن است در همان زمان یا قبل از اینکه درمان اندام های گفتاری شروع شود ، بیان شود . درمان اندام های تولیدی گفتار ساده یا فرایند های واجشناسی عموما بیش از چهار تا شش هفته برای حصول نتیجه زمان نمیبرند . ترجمه از http://www.afccafet.com/articbro.htm با عنوان What Causes an Articulation Problem آپراکسی اکتسابی آپراکسی در نتیجهء واقعه ای است که علت آن آسیب مغزی است. که میتواند در نتیجهء سکته مغزی" ضربهء مغزی" تومور مغزی" توکسین ها یا عفونتها باشد. که میتواند بسیار شدید باشد که فرد در آغاز کردن گفتار ناتوان است یا بسیار خفیف باشد که فرد در آغاز کردن گفتار ناتوان است یا بسیار خفیف باشد که فرد در تلفظ کلمه های چند سیلابی با مشکل روبرو است.اینکه فرد به کدام یک از آپراکسی شدید یا خفیف مبتلا شود به شدت آسیب بستگی دارد.درمان ممکن است با گفتن صداهای انفرادی و متضاد در آنها شروع شود.نواختن در ریتم گفتار به بعضی افراد کمک می کند تا گفتارشان واضح تر شود.از تمرین تیکه های متضاد در ریتم گفتار طبیعی برای افزایش درک استفاده میشود. افرادی که آپراکسی خفیف دارند یاد میگرند که از راهبردهایی برای تولید کلمات بلندتر استفاده کنند که قبلاء برای تولید آن مشکل داشتند.
تولید چه مسائلی باعث مشکل تولید می شود ؟ - مشکلات ارگانیکی و ساختاری از قبیل شکاف کام ، ناهنجاری های دندانی ، فلج مغزی ، عقب ماندگی ذهنی ، فقدان شنوایی درگوش داخلی و دیگر انواع آسیب های ساختاری/ فیزیکی . آسیب شناس گفتار وزبان با یک تیم حرفه ای کار می کند که شامل جراحان ، نورولوژیست ها ، اورتودنتیست ها ، پریودنتیست ها ، شنوایی سنج ها و دیگر کسانی که که به درمان گفتار یک کودک کمک می کنند . - آپراکسی گفتار که عموما با صدمه مغزی مرتبط است و این اختلال ممکن است صحبت کند و تقلایی را نتیجه دهد . - مشکلات کاربردی از قبیل بودن در محیط دو یا چند زبانه و یا تقلید کودک از خواهر یا برادر بزرگتری که دچار اختلالات گفتاری است . - فشار زبان ( فرو رفتن و عملکرد زبان هنگام بلع ) که یکی از مشکلات عادی است که دو مشکل ارگانیکی و عملکردی را به طور طبیعی باهم دارد . وقتی که کودک در انجام عمل بلع مشکل دارد فشار زبان بر دندان های جلویی باعث ناترازی دندان ها و معمولا lisp فرونتال می شود . - تاخیر در پیشرفت گفتار که علت بیشتر مشکلات تولیدی است واین می تواند نتیجه ی مستقیم یک اوتیت مزمن گوش میانی یا دیگر کمبودهای شنیداری باشد . کودک نمی تواند خوب تفاوت صداها را تشخیص دهد و بنابراین مانع درک گفتار می شود . هچنین اختلالات تولیدی روی هم رفته با تاخیر پیشرفت های گفتاری مرتبط است . روند اختلالات واج شناختی چیست ؟ مراحل پیشرفت صداها در کودکان پروسه ی واجشناسی نامیده می شود . این پروسه ها شامل گروهی از صداها هستند که در الگوها درست تلفظ نمی شوند وسپس به تدریج در روند رشد گفتار کودک تصحیح می شود . اختلال واجشناختی وقتی رخ می دهد که پروسه طبیعی در کودک رشد نیافته باشد . از آنجایی که تداوم برخی پروسه ها برتمام گروهایی از صداها تاثیر می گذارد آسیب ممکن است جدی تر از یک اختلال تولید ساده باشد زیرا این ممکن است باعث شود که گفتار کودک حتی در سطح تک کلمه نامفهوم شود و این قابل قبول نیست که گفتار کودک فقط توسط مادرش درک و رمزگشایی شود . درمان کامل لکنت لکنت چیست ؟ صحبت کردن با مکث ، کشیده گویی ، تکرار صداها و… که با شنیدن این کلمه ممکن است به ذهن بیاید ولی این تعریف از نظر فرد لکنتی بسیار کوتاه و مختصر است زیرا تنها بخش قابل شنیدن را تا حدی توصیف می کند و بخش پیدای کوه یخ لکنت است که تنها 10 % آن را تشکیل می دهد . ولی برای فرد دارای لکنت ، لکنت درواقع چیزی بیش از تکرار صداهاست . لکنت عبارت است از ناکامی ، خجالت ، احساس گناه ، احساس حقارت ، پائین بودن عزت نفس و…لکنت یعنی وقتی می خوهید بگوئید پیراشکی ، می گوئید کیک زیرا بیان واژه ی کیک راحت تر از پیراشکی است یا ممکن است به جای یک کیک دو تا بخرید چون گفتن دو از یک راحت تر است هرچند آنقدر گرسنه نباشید که هردو را بخورید .لکنت یعنی اینکه ، اگرچه شایسته دریافت حقوق بیشتری هستید ولی از تمام دلایل قانع کننده استفاده می کنید تا تقاضای اضافه حقوق نکنید . یعنی به آنچه که در اختیارتان می گذارند قانع باشید و اعتراض نکنید . به خاطر ترس از لکنت با دوستانتان قرار ملاقات نگذارید .یعنی استفاده از انواع شگردهای اجتنابی ، مانند آغازگرها ( می دانی ، می بینی ، خب ، بله و… ) و گفتن کلماتی که ربطی به مکالمه ندارند ، صرفا به این دلیل که بیانش آسان تر است . لکنت یعنی این که مجبور هستید تا توصیه های احمقانه و بی فایده ای نظیر " سخت نگیر " ، " نفس بکش و بعد صحبت کن " ، " آهسته صحبت کن " و … را مدام از دیگران بشنوید . یعنی اینکه می دانید دیگران وانمود می کنند که به حرفتان گوش می دهند ولی از نگاهشان می دانید چقدر مشتاق به پایان مکالمه اند لکنت احساس غریبی است که وقتی می دانید احتمالا به لکنت خواهید افتاد در وجودتان حس می کنید .یعنی تمام حرف هایی که فردا می خواهید بزنید از قبل به درستی مرور می کنید ولی در موقعیت ادا آن به طور غیر ارادی به لکنت می افتید و… که بخش پنهان کوه یخ لکنت است که زیر آب است و 90 % آن را تشکیل می دهد . لکنت یک پدیده پیچده است که اگر یک عنصر آن برطرف شود بازهم برخواهد گشت .
اثرات کم شنوایی بر گفتار و زبان
جمعه 25 آبان1386 22:28
افت شنوايي اثرات متفاوتي بر روي ميزان درك ، گفتار و زبان افراد و عملكردهاي آنان دارد. اين اثرات بر روي افراد مختلف ، فرق مي كند . اين امر دوعلت دارد : - اول اينكه ضايعات شنوايي به علتهاي متفاوتي ايجاد مي شوند . - دوم اينكه عوامل اجتماعي و رواني بسياري در زندگي افراد وجود دارد كه اثرات افت شنوائي را تعديل مي كند . * مهمترين جنبه كم شنوائي ، اثر آن بر توانايي هاي ارتباطي افراد است . ميزان تاثير كم شنوائي بر گفتار كودك بستگي به اين عوامل دارد : - سن شروع كم شنوائي - سن تشخيص كم شنوائي - ميزان كم شنوائي - علت بروز كم شنوائي - جنس و نژاد كودك هر چه سن شروع كم شنوايي كمتر و ميزان كم شنوائي بيشتر باشد اثرات سوء آن بر گفتار كودك بيشتر است . كودك عادي از ابتداي نوزادي دائما" صداها را مي شنود و بتدريج زبان را فرا مي گيرد و در حدود 5/3 سالگي به حداكثر مهارت زباني دست مي يابد در حالي كه كودك كم شنوا از زمان تجويز سمعك اين اصوات را مي شنود . افراد كم شنوا را بر حسب سن ابتلا به كم شنوائي به گروههايي تقسيم مي كنند . اگر كم شنوائي پيش از 3 سالگي ايجاد شده باشد آنرا كم شنوائي پيش از زبان آمـوزي مي گويند و اگر كم شنوائي پس از 3 سالگي ايجاد شده باشد آنرا كم شنوائي پس از زبان آموزي مي گويند . حال اثرات كم شنوائي را در هريك از اين گروهها جداگانه بررسي مي كنيم: كودكان كم شنواي پيش از زبان آموزي : بيشتر افراد دچار اين نوع كم شنوائي هستند و ويژگي هاي اين گروه به خصوص در ارتباطات اجتماعي شان با ديگر گروهها فرق مي كند . در حقيقت بروز كم شنوايي سه نسل را متاثر مي كند : 1. والدين ناشنواها 2. خود ناشنواها 3. فرزندان افراد ناشنوا غالبا" والدين افراد ناشنوا و فرزندان آنان شنوا هستند بنابراين اين افراد بين دو نسل والدين خود و فرزندان خود ، اجتماع تنهايي هستند . والدين كودكان كم شنوا بيشترين تاثير را در ارتباطات اجتماعي آنان دارا هستند . والدين ممكن است شنوا يا ناشنوا باشند : - والديني كه خود ناشنوا باشند ، معمولا" خيلي هشيارتراند و زودتر ناشنوايي كودكشان را تشخيص مي دهند و كودكان آنان غالبا" خيلي زود مثل زبان مادري شان از زبان اشاره استفاده مي كنند و از همان كودكي حركات دستي دارند . - اما در 90% موارد ، والدين خود شنوا هستند . اين دسته از والدين ، پيش از تشخيص ناشنوايي فرزند خود غالبا" ماهها با خود تقلا مي كنند و پس از تشخيص قطعي دچار ضربات روحي شديدي مي شوند . اين گروه بيشتر با كودكان خود حالت معلم مانند دارند ، از كودكشان انتظار زيادي داشته ، انعطاف پذيري شان كمتر است و به دليل احساس ناتواني در برقراري ار تباط با كودكشان معمولا" ارتباط مناسبي با وي ندارند . اثرات كم شنوايي : 1- رشد زباني
ميزان كم شنوايي و سن شروع آن اهميت بسياري در رشد زباني كودك دارند . زيرا براي دستيابي به رشد زباني ، يك سن بحراني زبان آموزي داريم . به اين معنا كه چند سال اول زندگي هر كودك براي يادگيري زبان وي اهميت اصلي را دارند و پس از آن زبان آموزي بسيار مشكل صورت مي گيرد . بنابراين حتي يك كم شنوائي خفيف هم مي تواند اثرات عميقي بر روي گفتار كودك داشته باشد . كودكان كم شنوا در درك زبان و دريافت گفتار دچار مشكلات عديده اي هستند . اين كودكان بيشتر روي اسامي و افعال تاكيد دارند و معمولا" در درك حروف اضافه ، اشاره و ضماير … اشكال دارند و دستور زبان شان ضعيف است زيرا بخشي از اصوات گفتاري را اصلا" نمي شنوند يا بطور ناقص مي شنوند . * مادران شنوا معمولا" بيشتر از آنكه روي مفاهيم و جنبه هاي معنايي گفتار كودك ناشنوا تكيه كنند ، روي لحن و شـكل صحبـت آنهـا تكيـه مي كننـد و سبـب تاخير در رشد گفتاري كودك خود مي شوند . 2- زبان نوشتاري كه خود دو امر خواندن و نوشتن را در بر مي گيرد : خواندن : ارتباط مستقيمي بين توانايي خواندن و ميزان افت شنوائي كودك وجود دارد . هر چه افت بيشتر باشد توانايي خواندن ضعيف تر است . افراد ناشنوا درك درستي از تركيب جملات ندارند ، در دستور زبان مشكل دارند و به خصوص جملات مجهول يا تركيبات پيچيده را نمي فهمند . افراد كم شنوا غالبا" مطلب را جمله به جمله مي فهمند . نوشتن : ناشنواها در نوشتن مشكل دارند و اين بدليل اشكال در لغت معني و تركيب است. در كل توانايي خواندن كم شنواها بهتر از نوشتن آنان است چون در مورد خواندن ، از برخي جملات براي فهم بقيه مطلب استفاده مي كنند . * براي بهبود توانايي خواندن و نوشتن لازم است كودك ناشنوا هر چه بيشتر با ديگران ارتباط داشته باشد . سيستمهاي ارتباطي افراد كم شنوا : در مورد روش مناسب ارتباطي افراد كم شنوا ، اختلاف نظرهاي زيادي وجود دارد . در كل دو روش وجود دارد : 1. روش شفاهي : كه تاكيد بر باقيمانده شنوائي و لب خواني و گفتار دارد . 2. روش ارتباط كلي : كه تاكيد بر استفاده از هر چيزي دارد كه فرد فكر مي كند مي تواند براي برقراري ارتباط مفيد باشد يعني روش شفاهي همراه با استفاده از علائم و اشارات . اگر در كودكي تاكيد بر ر وش شفاهي باشد ، بعدها مهارتهاي كلامي بهتري پيدا مي كنند . اگر در كودكي تاكيد بر ر وش دستي و اشارات باشد ، بعدها در مهارتهاي دركي ماهرتر خواهند بود . * نكته مهم اينست كه ميزان تجربه و موقعيت هاي موجود براي كودك جهت برقراري ارتباط مهمتر از نوع سيستم ارتباطي آنان است . 3- رشد گفتاري : ميزان مفهوم بودن گفتار كودك بستگي به اين عوامل دارند : 1. نوع و ميزان افت شنوايي 2. روش ارتباطي مورد استفاده 3. معلوليت هاي ديگر 4. محل تحصيل ( مدارس عادي يا استثنايي ) 5. پيشينه نژادي كودك - هر چه ميزان افت بيشتر باشد و سن شروع كمتر باشد ، ميزان مفهوم بودن گفتار كودك كمتر است . اشكالات گفتاري مختص كم شنوايي هاي متوسط تا عميق است و در كم شنوايي هاي ملايم گرچه ممكن است تاخيري در رشد گفتار وجود داشته باشد ولي مشكل خاصي نداريم . - اگر كودك در فركانس هاي زير افت كمتري داشته باشد ، مهارتهاي كلامي بهتري دارد . - گفتار كودكان بزرگتر ، بهتر است . - در مدارس عادي كودكان بزرگتـر چـون بيشتـر از گفتـار استفاده مي كنند وابستگي شان به زبان اشاره كمتر مي شود بنـا بـر ايــن گفتارشان مفهوم تر مي شود ولي در مدارس مخصوص ناشنواها ، كودك بيشتر از اشاره استفاده مي كند نه گفتار. كودكان كم شنوا بيش از كودكان شنوا بر نشانه هاي بينائي تكيه مي كنند و هر چه سن آنان بالاتر مي رود و مهارتهاي زباني شان تقويت مي شود لب خواني شان بهتر مي شود . - روش ارتباطي ترجيـحي كودكان هم بستگي زيادي به مفهوم بودن گفتارشان دارد ( نه به ميزان افت شنوائي ) . آنهايي كه توانايي گفتاري بهتري دارند بيشتر علاقه به گفتار دارند نه اشاره . البته بيشتر ناشنواهاي پيش از زبان آموزي به نوعي از اشاره استفاده مي كنند و بيشتر ناشنواهاي پس از زبان آموزي از گفتار . كودكاني كه در مدارس عادي تحصيل مي كنند و با كودكان شنوا همكلاس هستند و ارتباط دارند ، بيشتر از گفتار استفاده مي كنند . 4- رشد دركي و هوشي : بيشتر جنبه هاي هوشي ناشي از تجربه افرادند و افراد كم شنوا يك حس مهم يعني شنوايي را كه عامل مهمي در كسب تجربه است از دست داده اند . اما ناشنواها بر عكس اعتقاد قديمي ، كم هوش تر از كودكان عادي نيستند . در واقع نوع ديد و طرز عمل افراد ناشنوا و نوع دريافت شان با افراد شنوا فرق مي كند . 5- پيشرفتهاي تحصيلي : رشد درسي كودكان كم شنوا ، معمولا" ضعيف تر از كودكان طبيعي است و به خصوص در خواندن ، زبان و رياضي مشكل دارند . * البته اگر كم شنوايي زود تشخيص داده شود و تقويت صوت و اقدامات اديولوژيكي به موقع آغاز شود ، ممكن است از لحاظ زباني به كودكان طبيعي برسند . - اين كودكان در مدارس عادي بازده بيشتري دارند اما محيط مدارس ناشنواها برايشان آشناتر و راحت تر است . انتخاب نوع مدرسه بستگي به خود كودك ، توانايي ها و علايقش دارد . 6- رشد رواني – اجتماعي : معمولا" كودك ناشنوا در خانواده شنوا بدنيا مي آيد كه آگاهي به دنياي ناشنواها ندارند و قادر نيستند ارتبـاط مناسبـي بـا كودك خود برقرار كنند و توانايي هاي بالقوه اش را شكوفا كنند . همچنين معمولا" ديگر افراد از معلم و مربي گرفته تا دوست و فاميل به دليل ذهنيت خاص در مورد كم شنوايي ، رفتارهايي ناخوشايند با آنان دارند و هر نوع مشكل رفتاري را به كم شنوايي كودك نسبت مي دهند . اينها سبب مي شود كودك به اين جنبه هاي محيطي منفي عكس العمل نشان داده و بعدها در روابط اجتماعي اش دچار مشكل شود و خودخواه يا عقب افتاده قلمداد شود . - همچنين برخي از عوامل ايجاد كننده كم شنوايي مثل مننژيت ، سرخجه يا عدم تطبيق Rh خون مادر و نوزاد ممكن است مشكلات ديگري هم براي كودك ايجاد كند كه در روابط اجتماعي اش تاثير گذارد . * در واقع والدين بايد واقع بينانه عمل كنند و با قبول كم شنوايي كودك خود ، زمينه هاي اجتماعي پيشرفت كودكشان را ايجاد كنند . 7- اشكالات رفتاري و شخصيتي : ميزان اشكالات رفتاري در بين كودكان كم شنوا و ديگر كودكان تقريبا" يكسان است . گر چه احتمال وجود اشكالات رفتاري در اين گروه بيشتر است ولي اين به دليل موقعيت خاص آنها و وضعيت دشواري است كه برايشان بوجود آمده و همچنين شيوه برخورد نامناسب همسالان شنوا و بزرگسالان و اطرافيان آنهاست . * براي از بين بردن چنين اشكالاتي ، مشاوره وحمايت رواني والدين از همان ابتدا لازم و ضروري است و بهتر است والدين اينگونه كودكان با يكديگر ارتباط داشته باشند . 2- كودكان كم شنواي پس از دوره زبان آموزي : اين گروه افرادي هستند كه پس از 3 سالگي ، ناشنوا مي شوند و عده آنان خيلي كمتر از گروه قبلي است . خيلي وقتها اين كودكان هيچگاه تشخيص داده نمي شوند و به عنوان كودكان تنبل يا كند به شمار مي روند . - اين كودكان بر اساس زبان شنيداري كه پيش از كم شنوايي كسب كرده اند ، عمل مي كنند بنابراين هر چه كم شنوائي ديرتر ايجاد شود ، رشد زبان و گفتارشان بهتر است . - اما بتدريج اين افراد اشكالات تلفظي پيدا كرده ، كيفيت صدايشان بدتر مي شود ، از اين رو حتما" بايد گفتار درماني شوند . - قبول كم شنوايي اولين قدم در كسب هويت واقعي اين افراد است اما چون به راحتي تشخيــص داده نمي شونـد ، گاهـي خـودشان هم اين موضوع را قبول نمي كنند و سعي در پوشاندن آن دارند . از اين رو اين افراد مشكلات خاص خود را دارند . 3- ضايعات شنيداري در بزرگسالان : به دو دسته تقسيم مي شوند : 1- ضايعات پيش از شروع به كار 2- ضايعات پس از سن شروع به كار ( 18 سال به بالا ) . سن شروع كم شنوايي خيلي مهم است : - اگر فردي در جواني و پيش از شروع به كار مبتلا شده باشد بهتر است چون از توانايي هايش آگاه است اما در سنين بالاتر ، لطمه زيادي به اقتصاد ، استقلال و حرفه فرد وارد خواهد شد . - ضايعه شنوايي پس از 18 سالگي ، اشكالات رشدي ايجاد نمي كند اما مشكلات اجتماعي – رواني زيادي به بار مي آورد . ميزان اثري كه كم شنوايي روي زندگي اين افراد مي گذارد بستگي به اين عوامل دارد : - سن شروع كم شنوايي - نوع و ميزان آن - نوع زندگي و شغل فرد - معلوليتي كه فرد خود احساس مي كند .
یافته هایی از stammering يا لکنت زبان
جمعه 6 مهر1386 14:47
راه حلی تازه برای درمان بيماری stammering يا لکنت زبان در اين شيوه شخص مبتلا وسيله کوچکي را در يکی از گوش هاش ميزاره که اين وسيله به نحوی با فريب دادن مغز به شخص کمک ميکنه که روان تر و راحت تر صحبت کنه. اين روش فعلا فقط در آمريکا قابل دسترسي ست و هزينه اش حدود پنج هزار پوند (هشت و نيم ميليون تومان ) ميشه!!!!!!!!!؟ هيدي کينگ، دختري بيست و پنج ساله و از اهالي ايسکس انگلستان اولين انگليسي اي هست که براي آزمايش اين روش جديد درمان لکنت زبان به نيويورک آمريکا رفت. هيدی دختری زيبا، بسيار شاد و سرزنده و با دوستان فراووني ست که بسيار اجتماعی و مخصوصا عاشق رقص تانگو و پارتيه...ولی اون بمحض باز کردن دهانش و آغاز صحبت توجه همه رو به خودش جلب ميکنه. بسيار طول ميکشه که حتی چند جمله خيلی ساده رو ادا کنه که هم سخت و عذاب آور برای خودشه و هم خسته کننده برای شنونده. لبخند اون وقتی قطع ميشه که سعی کنی جمله اونو تو تموم کني...لکنت زبون اون از سن سه سالگی شروع شد و تمام معالجات تا به الان همه شون بيفايده بودن. لکنت زبان برای هيدی نه تنها مانعی برايش در زندگی نبوده که او بعنوان دانشجوی ممتاز در رشته روانشناسی از دانشگاه کنت فارغ التحصيل شده و الان هم يک شغل خيلی خوب داره. او چند وقت پيش بعنوان يک داوطلب به نيويورک رفت تا بعنوان اولين انگليسی اين روش درمان جديد رو به روی خودش آزمايش کنه...اين روش درمان حدودا 5000 پوند هزينه داره و بيمه های دولتی هم پرداخت اونو تو انگليس قبول نميکنن و اين درحاليه که هيچ تضمينی هم برای خوب شدن 100% بيماری وجود نداره. اين وسيله کوچک که در گوش نصب ميشه شبيه يک سمعک بسيار کوچک ولی پيشرفته تر و الکترونيکيه و اسمش هست SpeechEasy . و اما نحوه کار اين وسيله از اين قراره: بيشتر افراد مبتلا به لکنت زبان، حتی موارد حاد اون مثل هيدي، قادر هستند که تقريبا بدون اشکال به همراه يک آهنگ و خواننده اون آواز بخونن و بقول معروف همنوايی يا همخوانی کنن. مثل مثلا خواننده معروف انگليسي، گرت گيت، که حرف زدن عادي اش با لکنت فراوون همراه بود ولی موقع خوندن اين لکنت متوقف ميشد. اين اثر که "تاثير پژواکي" ناميده ميشه دقيقا کاري هست که اين دستگاه انجام ميده؛ به اين صورت که دستگاه صدای شخص بيمار رو هنگام حرف زدن تقليد ميکنه، بازسازی ميکنه و به گوش فرد ميرسونه و به مغز شخص اينگونه القا ميکنه که اون داره با يکنفر ديگه همزمان صحبت و همخوانی ميکنه و دقيقا داره همون چيزهايی رو ميگه که اون شخص داره ميگه؛ که نهايتا اين "اثر پژواکي" باعث توقف لکنت و عملکرد صحيح مغز ميشه. هيدی ميگه: "من احساس ميکنم که ديگه هيدی نيستم چون من ديگه موقع حرف زدن لکنت ندارم..احساس ميکنم رها شده ام و اين شخص ديگری است که داره حرف ميزنه و اين من نيستم. احساسم شبيه کسی است که مواد مخدر مصرف کره باشه..آرامش کامل دارم..من دائماٌ به اون به اون شخصی گوش ميدم که تو گوشمه و حرف ميزنه. احساس عجيبی دارم...ديگه تقلا برای حرف زدن نميکنم..و حرف زدن بدون لکنت برام خيلی عجيبه.." دکتر جان هاسکل پزشک معالج هيدی در نيويورک ميگه:"اين يک معالجه 100% نيست، هيدی تازه شروع کرده به شنيدن صدای خودش به يه روش ديگه. او صدای خودش رو با يک تاخير بسيار کوتاه و کمی تٌن بالاتر دوباره ميشنوه که داره با او صحبت ميکنه؛ او در بعضی لحظات با لکنت و توقفهای کوچيک مواجه خواهد شد ولی بتدريج ياد ميگيره که چطور اون مشکل روحل کنه و بهش عادت کنه. دوستان و اطرافيانش نبايد انتظار داشته باشن که هيدی 100% مثل اونا صحبت کنه.." مسائل احساساتی اين تغير هم مهم هستند.. هيدی از استفاده کردن از اين وسيله ميترسيد...اون ميگه:"اين وسيله نحوه ارتباط منو با اطرافيانم تغيير ميده..اين تقريبا شبيه اين ميمونه که من کنترلم رو از دست داده ام.نگاهم به خودم عوض شده واعتماد به نفسم بيشتر. امروز احساس ميکنم که شخص متفاوتی شده ام در حاليکه من هنوز همون هيدی هستم.من سعی ميکنم تمرکز کنم و به اين شخصی که در گوشم صحبت ميکنه گوش کنم.من زندگی خودم رو مثل سابق ادامه خواهم داد ولي اينبار ديگه هيچوقت مجبور نيستم که به نحوه حرفزدنم هنگام صحبت فکر کنم." او ادامه ميده:" اين يک ماجرای طولانی بوده تا حالا که هنوز هم ادامه داره. من ميترسم وقتی که به اين ماجرا فکر ميکنم، اما توانايی من بيشتر از اينهاست، چه با لکنت چه بدون آن منبع: www.sobhane.org درمان به جاي کنترل
منبع: http://www.jamejamonline.i روشهای اصلاح و درمان لکنت زبان امروزه از روشهای مختلفی برای اصلاح، درمان و بازپروری اختلالات گویایی و لکنت زبان استفاده مینمایند. از جمله این روشها میتوان به موارد زیر اشاره کرد. روشهای زبانی یا تلفظی برای انجام این عمل بهترین هماهنگیها بین حنجره، گونهها، زبان و لبها لازم است؛ اما همین که در این هماهنگی خللی ایجاد شود، زبان به لکنت میافتد. پیش از سن ٤ یا ٥ سالگی بهندرت معلوم میشود که کودک لکنت زبان دارد. کندی زبان بر اثر اختلالهای بدنی یا برآشفتگیهای عاطفی، در انسان رشد مییابد. گویا بتوان در پارهای موارد، کند زبانی را از راه آموزش برطرف کرد؛ یعنی به شخص مبتلا آموخت که چگونه آهسته آهسته چیزی را بخواند؛ آهسته آهسته و با توجه خاص به حرف زدن خود، سخن بگوید و هر هجایی را با کمال دقت ادا کند. همچنین به وی میآموزند چگونه به هنگام بند آمدن زبانش، تنفس خود را تنظیم کند. بر اثر مطالعه درباره صوتها یا ترکیب صوتهایی که چنین مشکلی را فراهم میآورند، به پارهای از تمرینهای مرحله به مرحلهای، برای خواندن دست یافتهایم که با انجام آن میتوان تا حدود زیادی بر مشکل «کند زبانی» چیره شد. به هر حال، درمان لکنت زبان باید بوسیله متخصص انجام گیرد. این نکته نیز بسیار قابل توجه است که نباید مبنای عاطفی را در کند زبانی نادیده گرفت. روش دو جانبه یا مکمل در این روش به بازپروری و پرورش جنبههای دوگانه فکری و زبانی اهمیت فراوان داده میشود. این روش بیشتر در مورد کودکان ٣ تا ٧ساله استفاده میشود و معمولا نتایج ثمر بخشی دارد. هدف این روش در واقع پرورش دوگانهای از قدرت و صحت تفکر، قدرت و صحت بیان است. به عنوان مثال برای نیل به این منظور به کودک میآموزند که افکار خود را اصلاح و روشن دریابد، فقط افکار واضح و روشن خود را به زبان جاری نماید و کلمات و جملات را دقیق و رسا بازگو نماید. روشهای روان درمانی این روشها بویژه در مورد افرادی که دچار کشمکشهای عاطفی و اختلالات روانی عصبی هستند بکار میرود. روش روان درمانی برای کودکان سنین پایین ثمر بخش نمیباشد. روش دارو درمانی برخی اعتقاد دارند که یکی از عوامل لکنت تنشها و اضطراب و هیجانات عاطفی است. لذا داروهای آرام بخش میتوانند تا حدودی کودک را از اضطراب و هیجانات عاطفی به دور داشته و در نتیجه لکنت زبان او را تقلیل دهند. رفتار درمانی یکی دیگر از روشهای متداول و نسبتا جدید در اصلاح و بازپروری لکنت زبان روش تغییرات و اصلاحات رفتاری میباشد. نظریه مدافعان این روش در این است که یکی از علل لکنت زبان کودک رفتارهای سازش نایافته و یا ناهنجار اوست. لذا در این روش سعی بر اصلاح رفتارها و بالطبع تقلیل لکنت زبان کودک است. روش خود درمان گری این روش که در واقع میتواند نوعی روش رفتار درمانی نیز تلقی شود، بر این اساس استوار است که فرد لکنتی با انگیزه قوی و ایجاد تغییرات لازم در زمینه بازخوردها و نگرشهایش نسبت به لکنت خود به برنامهای منظم، مشخص و بطور جدی و مصمم تلاش کند که اختلال گویایی خود را اصلاح کند. منابع
روند رشد زبان : قابل توجه عزیزانی که فرزندشان تاخیر در رشد گفتار و زبان دارد
سه شنبه 18 اردیبهشت1386 4:4
********************************************************* 1- معیارهای رشد طبیعی زبان از 12 تا 60 ماهگی · میزان رشد واژگان · 12 ماهگی : 2 تا 6 کلمه علاوه بر " مامان " و " بابا " · 18 ماهگی : 10 تا 20 کلمه قطعی در واژگان · 24 ماهگی : 200 تا 300 کلمه در گفتار · 30 ماهگی : واژگان 450 کلمه ای · 36 ماهگی : واژگان 900 تا 1000 کلمه · 42 ماهگی : واژگان 1200 کلمه · 48 ماهگی : واژگان 1500 تا 2000 کلمه · 54 ماهگی : واژگان با 1900 کلمه · 60 ماهگی : واژگان بین 2200 تا 2500 کلمه ********************************************************* · میزان رشد میانگین طول گفته ( MLU) از 12 تا 46 ماهگی رشد میانگین طول جمله در پنج مرحله
معیار های رشد مشخصات نحوی در مراحل پنجگانه ( 12 تا 46 ماهگی ) سن رشد و پیدایش مشخصات مختلف زبانی یکسان نیست ولی ترتیب رشد و میزان تغییرات هر مرحله را میتوان بر حسب میانگین طول گفته ( MLU) تعبیر کرد . این میانگین نه تنها در کودکان مختلف ثابت ، بلکه در زبانهای مختلف ثابت است . * مرحله یک : نقش های معنایی و روابط دستوری ( 12 تا 46 ماهگی ) · میانگین طول جمله بین 1 تا 2 تکواژ · گفته ها 1 ، 2 ، 3 کلمه ای · روابط معنایی : عامل - عمل ، عمل – مفعول ، عمل – مکان ، جوهر – مکان ، جوهر – صفت ، اسم اشاره – جوهر · جمله های پرسشی با آهنگ خیزان جمله مشخص میشود مانند : " پیشی ببین؟ " · تعدادکم جمله های پرسشی با : کی ، کجا ، چی ...؟ ******************************************************** * مرحله دوم : تکواژهای دستوری و تنظیم مفاهیم معنایی ( 27 تا 30 ماهگی ) · میانگین طول جمله بین 2 تا 5/2 تکواژ · افزایش تکواژهای دستوری : تکواژ زمان ، جمع ، حرف تعریف ، تکواژ ملکی ، فعل های کمکی ، فعل ربط ( بودن و شدن ) ، حروف اضافه در ( in ) و ، روی ( on) تا مرحله پنجم رشد کودک 100% تثبیت نمی شوند . ********************************************************* * مرحله سوم : پیدایش وجوه مختلف جمله ( 31 تا 34 ماهگی ) · میانگین طول جمله بین 5/2 تا 3 تکواژ · افزایش طول جمله به سبب توانایی کودک در کاربرد فعل کمکی و ساخت جمله های پرسشی جمله های منفی شبیه جمله های بزرگسالان · افزایش تعداد جمله های پرسشی : کی ، کجا ، چی ... · جمله های پرسشی معکوس · کاربرد عبارت های مودبانه " لطفا " ، " متشکرم " ********************************************************* * مرحله چهارم : جمله های تو در تو ( تداخلی ) ( 30 تا 40 ماهگی ) · میانگین طول جمله بین 3 تا 5/3 تکواژ · تغییرات اساسی زبانی این مرحله که موجب افزایش طول گفته میشود جایگزین کردن جمله در نقش معنایی جمله دیگر است : مانند : (1) مفعول – گروه اسمی (2) جمله های پرسشی غیر مستقیم (3) جمله های ربطی ********************************************************* *مرحله پنجم : ترکیب جمله های ساده ( 41 تا 46 ماهگی ) · میانگین طول گفته 5/3 تا 5/4 تکواژ · ترکیب دو جمله ساده : مانند : او منو زد و درد میکنم · ترکیب دو جمله ساده همراه با حذف ، مانند : بابا و مامان شکلات دوست ندارند · قید های مکان ، مانند : بالا ، پایین · حرف ربط اصلی " و " ********************************************************* 2- توالی رشد توانایی های درک و بیان از تولد تا 6 سالگی ( نیکولوسی nicolosi) و ( کولینز Collins )
چهارشنبه 22 فروردین1386 8:3
خدمت شما مادر عزیز که در رابطه با مشکل تاخیر رشد گفتار یا زبان فرزند خردسالشان سوال کرده بودند عرض کنم که انشاءالله در همین وبلاگ در روزهای اخیر در رابطه با این مشکل مطالبی را خواهم آورد در ضمن شما برایم بنویسید که : ۲ - فرزندتان پسر است یا دختر ۳ - هم بازی دارد یا نه ۴ - آیا خودتان به اندازی کافی با فرزندتان رابطه کلامی دارید یا نه ۵- چند سالگی راه رفتن را شروع کرد حتی خزیدن ( آیا تاخیر داشت یا نه ) ۶ - آیا فرزندتان همراه با این مشکل از مشکل دیگری رنج میبرد یا نه ۷ - در مراجعه به همکاران گفتار درمانگر تا کجا پیش رفته اید ۸ - به چه زبانی صحبت می کنید ۹ - آیا دوزبانه هستید یا نه ۱۰ - آیا سعی کرده اید زبان دومی را به فرزندتان آموزش دهید یا نه ۱۱ - چندمین فرزند خانواده است مادر عزیز چنانچه نتوانستید به هر دلیل مطالب را در وبلاگ بیاورید می توانید به آدرس ذیل ایمیل بزنید انشاالله بتوانم برای شما کاری بکنم . با تشکر nashenava_m@yahoo.com
با لکنت زبان بيشتر آشنا شويم
چهارشنبه 15 فروردین1386 1:0
با لکنت زبان بيشتر آشنا شويم لكنت زبان چيست؟ لكنت زبان نوعي اختلال گفتار است كه مشكلاتي را در برقراري ارتباط با سرعت مناسب و به طور پيوسته و روان ايجادمينمايد. در واقع لكنت عبارت است از تكرار، كشش و يا قفل شدن غير ارادي كلمه يا بخشي از كلمه كه فرد قصد بيان آنرا دارد. در اينجا معمولاً همراه با تلاش براي بيان درست كلمات،تغييراتي نيز در سرو گردن به شكل پلك زدن، شكلك در آوردن، لرزش فك، لبها و يا كج كردن سر ديده ميشود. لكنت به طور معمول در چه زماني شروع ميشود؟ شروع لكنت به طور شايع در سنين 7-2 سالگي ميباشد. معمولاً بعد از 12 سالگي ابتلا به لكنت زبان ديده نميشود، مگر در موارديكه سانحة مغزي جدي اتفاق افتاده باشد. بنابراين لكنت در زماني كه كودك با سرعت زياد در حال يادگيري زبان است به شكل تدريجي شروع ميشود. آيا لكنت زبان شيوع بالايي دارد؟ ميزان شيوع لكنت در جمعيت كلي حدود يك درصد و در پسران سه برابر دختران ميباشد. در خانوادههايي كه پدر يا مادر سابقة لكنت داشته باشند، احتمال ابتلا در فرزندان سه تا پنج برابر بيشتر از خانوادههايي است كه در آنها مشكلي وجود ندارد. موفقيتهاي آموزشي، شغلي و اجتماعي ميتوانند تا حدودي تحت تأثير لكنت قرار گيرند. با اين وجود در طول تاريخ، افراد برجسته و موفق زيادي وجود داشتهاند كه بيشتر عمرشان با اين اختلال گفتاري همراه بودهاند. از جملة اين افراد ميتوان وينسون چرچيل، سرايوسكي سينوتون، چارلز داروين، ناپلئون اول و تئودورروزولت را نام برد. چرا كودك من لكنت دارد؟ واقعيت آن است كه لكنت زبان بر اساس متغيرهايي شامل عوامل ژنتيكي و عوامل محيطي كه روي هم تأثير متقابل دارند به وجود ميآيد. بعضي كودكان براي ابتلا به لكنت زمينةآسيبپذيري موروثي دارند. اضطراب و تنش، باعث تشديد لكنت ميشود ولي بهنظر نميرسد كه در ايجاد آن نقشي داشته باشد. عواملي كه سبب بروز اختلال ميشوند كاملاً با عواملي كه سبب تداوم و وخامت آن ميگردند متفاوتند و اين عوامل ثانوي را ميتوان تحت كنترل قرار داد. آيا مشكلات مغزي ميتواند سبب بروز لكنت شود؟ گزارشهايي از بررسيهاي تصوير برداري از مغز بر اين نكته دلالت دارند كه شايد تفاوتهاي ظريفي در ساختار و فعاليت مغزي بعضي بزرگسالان مبتلا با ساير افراد وجود داشته باشد، ولي در حال حاضر دلايل مكتوبي وجود ندارد كه نشان دهد اين تفاوتها بر نوع گفتار فرد مؤثر و يا عامل لكنت ميباشند. مهم آن است كه براي كمك به كودك نيازي نيست كه منتظر به دست آوردن اين اطلاعات باشيم، بلكه اكنون نيز ميتوانيم به او كمك كنيم. اگر كودك من از لكنت زبان ديگران تقليد كند آيا ممكن است خودش مبتلا به لكنت شود؟ خير، اغلب افراد مبتلا بدون آنكه قبلاً لكنت شخص ديگري را شنيده باشند شروع به لكنت كردهاند و تقليد كردن در ايجاد اين اختلال جايگاهي ندارد. آيا لكنت ميتواند پس از يك حادثة غير منتظره يا ضربة ناگهاني شروع شود؟ در اغلب موارد شروع لكنت مانند بهبودي آن تدريجي است. لكنت بندرت پس از يك ضربة ناگهاني شروع ميشود و اكثر كودكانيكه اين حوادث يا ضربههاي غير منتظره را تجربه ميكنند به لكنت مبتلا نخواهند شد. پيشآگهي لكنت زبان و سير آن چگونه است؟ به طور كلي 80-50 درصد تمام كودكان مبتلا به لكنت و بيشتر موارد خفيف به طور خود بخودي بهبود مييابند. از ميان كودكانيكه لكنت زبانشان تا بزرگسالي ادامه مييابد، فقط يك سوم موفقيتهاي شغلي و تحصيليشان تحت تأثير قرار ميگيرد. البته در سنين دبستان ممكن است كودك دچار اشكال در برقراري ارتباط با همسن و سالان و مشكلات تحصيلي در اثر اجتناب از صحبت كردن در جمع كلاس شود. اگر كودك در محدودة سنين پيشدبستاني است و لكنت او بهتازگي شروع شده، احتمال موفقيت و بهبودي بالاست ولي در كودكان سنين دبستاني كه مدت زيادي است كه دچار اختلال هستند، احتمال كمي وجود دارد كه رواني گفتار به طور كامل به حالت طبيعي برگردد. بنابراين شناسايي و مداخلة زودرس در اين اختلال اهميت زيادي دارد. آيا بايد كودك مبتلا به لكنت را مثل ساير كودكان خود تربيت كنيم؟ تمام قوانين، مسئوليتها، تشويقها و محدوديتهايي را كه در مورد ساير كودكان بهكار ميبريد، براي فرزند مبتلا نيز اجرا كنيد. او بايد خود را مانند بقية همسن و سالان خود ببيند با اين تفاوت كه فقط گاهي لكنت پيدا ميكند. البته در مواردي بايد دقت بيشتري داشته باشيد، گاهي انتظارات خارج از توان از وي داشتن،باعث افزايش فشار و تنش و در نتيجه تشديد لكنت او ميشود. در كودكي كه لكنت دارد، اختصاص دادن زمان كافي براي صحبت كردن وي احساس بهتري را در او ايجاد ميكند و ميتواند لكنت او را كاهش دهد. براي كمك به كودك، ما به عنوان والدين چه كارهايي ميتوانيم انجام دهيم؟ § با آرامش كامل به آنچه كودك مي گويد گوش دهيد نه به اينكه چگونه ميگويد. § بگذاريد خودش حرفش را تمام كند، شما جملة او را كامل نكنيد. § هنگام صحبت كردن با او تماس چشمي داشته باشيد. § كودك زمانيكه خودش آغاز به صحبت ميكند، راحتتر از زماني است كه از او سؤالي پرسيده ميشود، پس براي اينكه خودبخود سر صحبت را باز كند، با او در مورد فعاليتهايي كه به آنها علاقهمند است صحبت كنيد و در فواصل چند لحظه سكوت كنيد تا اگر مطلبي دارد بيان كند. § براي پاسخ دادن به سؤال به كودك فشارنياوريد. § پس از اينكه صحبتش تمام شد، با آرامش و با بهكار بردن تعدادي از لغات خودش به او پاسخ دهيد. § هرگز هنگام صحبت كودك از عباراتي چون ”زودباش، الآن صحبت نكن، كار دارم“ استفاده نكنيد. § هرگز به او نگوييد كه چه كار كند تا لكنت نداشته باشد. عباراتي نظير” يواش، آهسته،نفس عميق بكش، آرامتر صحبت كن“ از اين قبيلند. § حداكثر روزي 15 دقيقه را به صحبت آرام با كودك اختصاص دهيد. مثلاً براي او كتاب بخوانيد. § كودك را در فعاليتهايي كه بهخوبي از عهدة آن ها بر ميآيد شركت دهيد و تواناييهاي او را تشويق كنيد. § كودكاني كه لكنت دارند، معمولاً وقتي درگروه قرار ميگيرند و همراه سايرين مطالبي را بيان ميكنند يا شعر يا آوازي را از بر ميخوانند، مشكلي ندارند، اين موقعيتها را براي كودك فراهم كنيد. § كودك را در بهترين شرايط بدني نگه داريد، بيماري جسمي به احتمال زياد باعث افزايش لكنت ميشود. كداميك از مداخلات والدين ميتوانند باعث تشديد لكنت زبان گردند؟ § كامل كردن جملات كودك § دستپاچه كردن و واداركردن او به تكميل جملاتش § قطع كردن نابجاي گفتاركودك § انتقاد مكررو اصلاح تلفظ صداها و كلمات كودك § شتابزدگي در زندگي روزمره § درخواست اينكه در حضور دوستان، بستگان و يا همسايهها چيزي را تعريف كند. براي درمان لكنت زبان كودكان به چه درمانگراني بايد مراجعه كنيم؟ لكنت و درمان آن يكي از حوزههاي تخصصي كار گفتاردرمانگران ميباشد. در موارديكه فشارهاي رواني موجود در روابط بين فردي، خانواده و… در تشديد لكنت دخيل هستند، لازم است مشاورة روانشناختي يا روانپزشكي صورت گيرد و در صورت نياز مداخلات ديگري نظير روان درماني فردي،خانواده درماني و در موارد خاص درمان دارويي نيز صورت گيرد. آيا دارو درماني در درمان لكنت كمك كننده است؟ دارو درماني در درمان خود اختلال تأثيري ندارد،مگر اينكه دارو را در مورد اختلالات همراه با اين مشكل كه روي آن تأثير منفي ميگذارند، بهكار ببريم. طول مدت برنامة درماني چقدر است؟ در موارد خفيف بخصوص در كودكان پيش دبستاني تنها چند هفته و در موارد شديد گاهي تا 18 ماه بهطول ميانجامد. برگرفته از مقاله جناب آقای عليرضا رجبي
اختلالات یادگیری
سه شنبه 15 فروردین1385 23:18
مقدمه بسيارند کودکاني که ظاهري طبيعي دارند، رشد جسمي و قد و وزنشان حاکي از بهنجار بودن آنان است. هوششان کمابيش عادي است، به خوبي صحبت ميکنند، مانند ساير کودکان بازي ميکنند و مثل همسالان خود با سايرين ارتباط برقرار ميکنند، در خانه نيز خود ياريهاي لازم را دارند و کارهايي را که والدين به آنان واگذار ميکنند به خوبي انجام ميدهند و از رفتار و اخلاق عادي برخوردارند. ليکن وقتي به مدرسه ميروند و ميخواهند خواندن و نوشتن و حساب ياد بگيرند دچار مشکلات جدي ميشوند. بيش از يک قرن است که متخصان علوم تربيتي و روانشناسي و گفتار درماني در پي تشخيص و درمان مشکلات اين قبيل کودکان بودهاند. بيش از شصت تعريف براي اختلالات يادگيري وجود دارد که معروفترين آنها عبارتست از: *تعریف اختلالات یادگیری اختلال در يک يا چند فرآيند رواني پايه به درک يا استفاده از زبان شفاهي يا کتبي مربوط ميشود و ميتواند به شکل عدم توانايي کامل در گوش کردن ، فکر کردن ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن ، حجمي کردن يا انجام محاسبههاي رياضي ظاهر شود. اين اصطلاح شرايطي چون معلوليتهاي ادراکي ، آسيب ديدگيهاي مغزي ،نقص جزئي در کار مغز ، ريس لکسي يا نارسا خواني و آفازياي رشدي را در بر ميگيرد. از سوي ديگر ، اصطلاح ياد شده آن عده را که اصولا بواسطه معلوليتهاي ديداري ، شنيداري يا حرکتي همچنين عقب ماندگي ذهني يا محروميتهاي محيطي ، فرهنگي يا اقتصادي به مشکلات يادگيري دچار شدهاند را شامل نميشود. *علل بروز اختلالات يادگيري ثابت شده است که علل بروز اختلالات يادگيري نسبتا مهم است. با اين حال در پژوهشهاي مختلف تاثير عوامل زير در بروز اين اختلالات مورد تائيد بودهاند. هر چند همواره تاثير متقابل عوامل مورد نظر بوده است. *عوامل فيزيولوژيک موثر در بروز اختلالات يادگيري بسياري از متخصصان بر اين باورند که علل اساسي و عمده اختلالات يادگيري آسيب ديدگي مغزي شديد يا جزئي و صدمه وارده به دستگاه عصبي مرکزي است. *عوامل موثر در بروز اختلالات يادگيري شواهدي در دست است که نشان ميدهد اختلالات يادگيري احتمالا در برخي خانوادهها بيش از ديگران ديده ميشود. مطالعات انجام شده بر روي دوقلوها به گونهاي حاکي از نشانههاي عمل ژنتيکي است. واکر ، "کول" و "ولف" به الگوهاي خانوادگي پي بردهاند که با اختلالات يادگيري پيوند دارند. *عوامل بيوشيميايي موثر در بروز اختلالات يادگيري گفته شده است که اختلالات گوناگون متابوليکي در حکم عواملي هستند که موجب اختلالت يادگيري ميشوند. برخي از عوامل بيوشيميايي که در ارتباط با اختلالات يادگيري از آنها نام برده شده است عبارتند از: هايپوگليسمي ، عدم توازن استيل کولي نستروز و کم کاري تروئيد. *عوامل پيش، هنگام و قبل از تولد در بروز اختلالات يادگيري اختلالات يادگيري برخي کودکان ميتواند بواسطه مشکلاتي باشد که پيش از تولد ، هنگام تولد و بلافاصله بعد از تولد وجود داشته است. - جمله عوامل پيش از تولد عبارتند از: · عدم تناسب نوع خون مادر با جنين · اختلالات در ترشحات داخلي مادر · قرار گرفتن در برابر اشعه · استفاده از دارو - عوامل هنگام تولد ميتواند به مواردي چون: · کم وزني هنگام تولد · آسيب وارده بر سر · آمدن جفت پيش از نوزاد · تولد با پا ، اشاره کرد. - عوامل بعد از تولد عبارتند از: · مسموميت سرب · نارساييهاي تغذيهاي · محروميتهاي محيطي و ... *عوامل آموزشي موثر در بروز اختلالات يادگيري به عقيده برخي متخصصان تدريس ناکافي و ناصحيح ميتواند در بسياري از اختلالات يادگيري عامل به حساب بيايد. به نظر ميرسد که شماري از کودکان مبتلا به اختلالات يادگيري مرکز تحت آموزش کافي و مناسب قرار نگرفتهاند. *انواع اختلالات يادگيري کودکان مبتلا به اختلالات يادگيري ممکن است در يکي يا چند مورد از زمينههاي زير دچار مشکل باشند: · اختلال در زبان گفتاري · اختلال در زبان نوشتاري · اختلال خواندن · اختلال در حساب. به عبارتي ممکن است کودکي در همه زمينههاي فوق به جز يک زمينه عملکرد خوب و مناسبي داشته باشد، ولي در يک زمينه دچار مشکل شود و به اين ترتيب همپوشيهاي مختلفي در زمينههاي ياد شده ممکن است اتفاق بيافتد. *درمان اختلالات يادگيري هر چند اختلالات يادگيري اصولا مسالهاي آموزشي است، اما از چندين جنبه مختلف مورد بررسي قرار گرفته است. بسياري تلاشها در اين زمينه آشکار از فرضيه نقص جزئي در مغز سود ميجويند و بدين ترتيب ميکوشند تا با ارزيابي مسائل فرض شده مربوط به اين نقص زيستي مشکل را برطرف کنند. از جمله شيوههاي درماني رايج بر اين اساس ميتوان به درمان رايج بر نگرشهاي "ادراکي" - "حرکتي" اشاره کرد. *درمان مبتنی بر نگرشهای "ادراکی" – "حرکتی" در اين شيوه تلاش ميشود تا موقعيتهايي براي کودک فراهم شود تا بتواند اطلاعاتي را از محيط دريافت دارد، به يکديگر ارتباط دهد و آنها را دريابد. استفاده از روروک ، بازيهايي براي آموزش حرکت ، تمرينات روي تخته سياه براي رشد هماهنگي حرکت و ادراک ديداري ، حل معما در اين شيوه کاربرد دارد. *درمان مبتنی برروش "ديداري" - "حرکتي فراستيگ" از روشهاي درماني ديگر ميتوان به روش "ديداري" - "حرکتي فراستيگ" و شيوههاي رفتاري اشاره کرد. *درمان مبتنی بر تجویز دارو برخي از متخصصان حرفه پزشکي نيز معتقدند بايد به اين دسته کودکان دست کم به طور آزمايشي دارو تجويز کرد. با اين حال درباره تاثيرات دارو درماني روي دانش آموزان مبتلا به اختلالات يادگيري مطالعات انجام شده بسيار اندک است. "مگا ويتامين درماني" اولين بار توسط کوت براي درمان اين اختلالات پيشنهاد شد که به استفاده از ويتامينها تا حداکثر يک هزار برابر ميزان مورد نياز بدن گفته ميشود. *درمان مبتنی بر امکانات آموزشی از سوي ديگر در نظر گرفتن امکانات آموزشي ويژه براي کودکان مورد توجه قرار گفته است مثلا استفاده از اتاق مرجع يا کلاسهاي ويژه. با اين حال مساله جاي دهي مبتلايان به اختلالات يادگيري در کلاسهاي مختلف هنوز مورد بحث بسياري از متخصصان آموزش و پرورش است. به هر حال توجه به مبحث اختلالات یادگیری یکی از مباحث تازه ای است که آموزش و پروش به اهمیت پرداختن به این موضوع پی برده ولی هنوز آنچنان باید وشاید از متخصصان این امر استفاده نکرده است ویا اگر استفاده کرده در همان ابتدای امر بوده وبعد از راه اندازی موضوع در مراکز )اختلالات یادگیری ) ودر مراکز آمو.زشی مربوطه هنوز نتوانسته از نیروهای متخصص این امر مثل گفتار درمانگران ومشاورین و آموزش یاران مجرب این مشکل استفاده لازم را بکند.که امید است مسولین امر به این امر نیز رسیدگی نمایند.
نارواني طبيعي دركودكان
سه شنبه 15 فروردین1385 22:50
مقدمه : سوالهای متعدد و نگرانی های افراطی ودر برخی موارد مداخله جویانه غیر تخصصی والدینی که ناروانی طبیعی را با لکنت اشتباه گرفته وبا فرزندان خود رفتارهایی را می کردند که مشکل آنها را چندین برابر می کرد یکی از عاملی بودکه باعث شد تا بنده این نوشته هر چند اندک اما اجمالی را جمع آری و بنویسم امید است توانسته باشد مطلب را ادا کرده باشم. *گفتار: گفتاريكي ازبارزترين تجليات زبان ونيزيكي ازمهمترين وعيني ترين وسايل ارتباطي فردمي باشد،كه تكوين ورشدطبيعي وروندآن تابع عواملي ازجمله: برخورداري از توانمندي ذهني ،دستگاه شنوايي سالم وطبيعي ،دستگاه گفتاري سالم وطبيعي و برخورداري ازسلامت جسماني ورواني مي باشد. گفتارهنجاروروان علاوه برموارد فوق تابع شاخص هاي اختصاصي تري چون توليد[1]،صدا[2]ورواني گفتار[3]مي باشد. *رواني گفتار : مهمترين ويژگي گفتارهنجاررواني ياسليس بودن آن مي باشد.رواني تابع عوامل ساختاري مهمي چون سرعت [4]استمرار[5]سهولت درتوليد[6]وريتم [7]مي باشد. *تعريف نارواني گفتار: هرگونه اختلال درتداوم ،سرعت ،سهولت درتوليد،برنامه ريزي ،ريتم گفتارياتركيبي ازاين عوامل رانارواني گفتارمي گويند. به عبارت ديگرهرگونه درهم گسيختگي وازهم گسيختگي وآشفتگي جريان طبيعي گفتارمنجربه نارواني مي گردد. *تجلیات ناروانی نارواني اغلب به صورت هاي متعددي چون نارواني طبيعي [8]لكنت[9] پريده گويي[10]گفتارفلجي[11]و… متظاهرمي شود. *نارواني طبيعي : نارواني طبيعي گفتاربه طورمعمول دربين كودكان بامحدوده سني 5-5/2 سال ديده مي شودكه دربيشتر مواردبه علت نارسايي وناكامل بودن رشدسيستم عصبي –عضلاني مربوط به مهارتهاي گفتاري اتفاق مي افتدومعمولا"درصدآن درپسران بيشترازدختران بوده كه دربسياري از مواقع با عارضه لكنت اشتباه مي شودوكودكان مبتلارالكنتي قلمدادمي كنند.تشخيص نارواني طبيعي ازلكنت به طورمعمول امري پيچيده ومشكل است وتنها توسط آسيب شناسان گفتاروزبان تشخيص داده مي شود.بنابراين درصورت مشاهده چنين مواردي والدين بايستي ازاظهارنظروتصميم گيري درموردوضعيت كودك خودپرهيزكنند. ودراين خصوص بايك آسيب شناس گفتاروزبان مشورتنمايند.درغيراين صورت نه تنهابه كودك خودكمكي نمي كنندبلكه ممكن است باعث می شوند نارواني طبيعي به صورت يك مشكل عمده درآيد. عكس العمل والدين نسبت به نارواني طبيعي كودكان اغلب به صورت تنبيه ،اعتراض ،تحقير ،تعجيل ، تجويز واحساس نگراني مي باشد كه اين مواردمي توانداثرات جبران ناپذيري روي گفتاركودكان داشته باشد. چنانچه نارواني طبيعي كودك بابي توجهي والدين وسايراطرافيان روبروگرددپس ازمدتي خودبه خودبا كامل شدن مهارتهاي حركتي گفتارازبين مي رودوهيچ گونه نگراني رابه دنبال نخواهدداشت . كودكان مبتلا به نارواني طبيعي معمولا"ازمشكل خويش مطلع نيستندوعمدتا"هيچ گونه ترس ،تقلا،استرس ،اجتناب ،حركات تشنجي وانقباض عضلات ندارند.عمده ترين شاخص گفتاري كودكان بانارواني طبيعي پديده "تكرار"[12]مي باشد. به طوري كه صرفا"درواحدهاي "هجايي "و"واژه اي "اتفاق مي افتدوتكرارصدابه خصوص صداهاي آغازين كلمات مشاهده نمي شود. تكرارهاي گفتاركودكان بانارواني طبيعي به طورمعمول ازقاعده خاصي پيروي مي كند.اين وضعيت زماني كه كودك خسته ياهيجان زده است ،بيشتراتفاق مي افتدواين تكرارهاعاري ازهرگونه حركات تشنجي وواكنشهاي هيجاني است .ازديگرشاخص هاي موجوددرگفتاربانارواني طبيعي ؛ "بازگويي اصلاحي "[13]و"ميان پراني "[14]صداهايي مانند(م)،(آ)،(ا)وگاهي هم واژه ياعبارتهايي مانند(مثلا")، (معمولا") ، (بعد) و… مي باشد. درنارواني طبيعي معمولا"درجريان گفتاركودك ناهماهنگي بين گفتاروتنفس مشاهده نمي شودوفراواني وبهبودي خودبه خودي بسيارزيادوقريب به صددرصدمي باشد. *توصيه هاي لازم : 1-هنگام مشاهده گفتارغيرعادي كودك ازهر گونه اظهارنظرخودداري كنيد. 2-بايك آسيب شناس گفتاروزبان مشورت نماييد. 3-كودك راتحقيريا سرزنش نكنيد. 4-درصورت مشاهده هيچ وقت كودك راتنبيه نكنيد. 5-هيچ وقت به نوع گفتاركودك اعتراض نكنيدكه چرااينجورحرف مي زني ؟ 6-الگوي گفتاري خاصي راتجويزنكنيدمثلا"آرامترصحبت كن! 7-براي كودك خوديك شنونده دقيق وصبورباشيدوبه حرف هاي اوبه دقت گوش كنيد. 8-فعاليت هاي لذت بخشي رابراي كودك فراهم كنيدوازاوبخواهيددرموردآن صحبت كند. 9-سعي كنيدمحيط خانه براي كودك عاطفي ،امن وشاداب باشد. 10-به يادداشته باشيم نارواني درسنين 5-5/2 يك اختلال نيست بلكه انتقال حساسيت ونگراني ماوسايراطرافيان ممكن است باعث ابتلاي كودك به لكنت گردد.[15] · [1] -Articulation · [2] -Voic · [3] -Fluency · [4] -Rate · [5] -Countinuity · [6] -Articulation facility · [7] -Rhythm · [8] -Normal non fluncy · [9] -stuttering · [10] -Cluttering · [11] -Dysartheria · [12] -Repetition · [13] -Revision · [14] -Interjection
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||